اعدامهای این روزها در ایران، دیگر نه خبر، که پسزمینهی ثابتِ روزمره شدهاند؛ آماری که از پشت میزه…
انتشار: 2026/08/20 19:49 UTCدریافت: 2026/08/23 16:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 16:25 UTC
اعدامهای این روزها در ایران، دیگر نه خبر، که پسزمینهی ثابتِ روزمره شدهاند؛ آماری که از پشت میزهای اداری عبور میکند و به سرعت از خاطر میرود. هر حکم، نه فقط پایان یک زندگی، که بسته شدن پروندهای است در سکوت خبری، با اعلامیههایی که واژگان تکراریِ «محاربه» و «مفسد» را چون تمبری بر پیشانی محکومان میچسبانند. در این میان، موکداً ذکر این نکته ضروری است که فارغ از هرگونه داوری حقوقی، آنچه در ظاهرِ روند دادرسی و گاه در غیاب وکلای آگاه یا محاکماتِ شتابزده، به چشم میخورد، تصویری از نظام قضاییِ شتابزدهایست که بیش از آنکه در پی کشف حقیقت باشد، به سرعتِ عملیاتِ نمادینِ عبرتآفرینی میاندیشد؛ و این، نه سیاهنمایی که خوانشِ خامِ گزارههای موجود در گزارشهای معتبر داخلی و بینالمللی است که از نبودِ شفافیت در فرایند رسیدگی و گاه از اعدامِ افراد نوجوان یا با پیشینهی روانپریشی سخن میگویند؛ چیزهایی که اگر نادیده گرفته شوند، معنای «عدالت» را به واژهای توخالی برای حفظِ نظمِ موجود بدل خواهند کرد، نه ابزاری برای بازسازیِ اعتماد.✍زهرا مهر@kafaeealirezaa
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- تحلیل زمانه · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۴:۲۰
- علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست · تطابق دقیق — ۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۲۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — علیرضا کفایی(گاه نوشت) انسانم آرزوست
دولتی که در محاصرهی چاپلوسان، مروجان پروپاگاندا، دروغگویان، شارلاتانها و منفعتطلبان باشد و توسط مجلسیان اداره شود، هرچه را لمس کند، آلوده و لکهدار میسازد.✍کفایی
⭕️جایگاه ایران؛ قله آرمانی یا دره جهنمی؟ یک گزارش جامع✍🏻مجتبی لشکربلوکی 〽️آیا ایران بر یک قله آرمانی ایستاده؟ (آنگونه که برخی رسانههای داخلی میگویند) یا به یک دره جهنمی سقوط کرده (آنگونه که در برخی رسانههای خارجی گفته میشود)؟برای پاسخ به چنین سوالی یک راه آن است که خود را با دیگر کشورهای جهان مقایسه کنیم. 🍂به همین خاطر از ۳۲ گزارش بینالمللی و ۵۲ شاخص مقایسهای استفاده کردیم تا بفهمیم که وضعیت ایران چگونه است؟ از شاخص توسعه انسانی گرفته تا شاخص گرسنگی؛ از شکنندگی دولت تا بهبود وضعیت جامعه؛ از شادکامی روانی تا آزادی اقتصادی بررسی شدند. (گزارش جامع ۵۲ شاخص پیوست شده است).قبل از آنکه به نتایج این بررسی بپردازیم به چالشی که قطعاً بسیاری مطرح خواهند کرد، بپردازیم. آیا شاخصهای جهان؛◽️۱۰۰٪ واقعیت را بازتاب میدهند؟ خیر!◽️منصفانه و غیرسوگیرانه هستند؟ خیر!◽️با دیدگاه ما از هستی، انسان و سعادت همخوانی دارند؟ خیر!◽️همه آن چیزی که مهم است مانند اخلاق، معنویت و انسانیت را به خوبی اندازهگیری میکنند؟ خیر!🪷پس با توجه به چهار نقص بالا آیا نباید شاخصهای جهانی را کنار بگذاریم؟ قطعاً خیر! شش دلیل در گزارش آورده شده که کنار گذاشتن شاخصهای جهانی هم غیرمنطقی است و هم فرار از واقعیت. ⚡️نتایج بررسی؛ کجای جهان ایستادهایم؟آنچه از مجموع این شاخصها و گزارشها بدست میآید، آن است که ایران در ۶۳٪ موارد بدتر از میانگین جهان بوده و در ۳۷٪ شاخصها در میانه جهان یا بالاتر از میانگین جهانی ایستاده است.ایران در رقابت با دو قدرت منطقهای (عربستان و ترکیه)، فقط در یک مورد (۲٪) از شاخصهای مورد بررسی توانسته است برتری همزمان بر هر دو رقیب را کسب کند. ایران در ۷۱٪ از موارد، ضعیفتر از هر دو رقیب بوده و در ۲۷٪ باقیمانده نیز توانسته با یکی از آنها برابری کرده یا بر آن پیشی بگیرد. اگر رتبه ایران را در مقایسه با کل کشورهای مورد بررسی به صورت یک نردبان ده پلهای در نظر بگیریم، آنگاه در شاخصهای توسعهسنج (میوههای توسعه) مانند توسعه انسانی سازمان ملل، سرمایه انسانی بانک جهانی، کامیابی چندبعدی شورای آتلانتیک ما معمولاً در پله های ۵ الی ۷ از نردبان ۱۰ پلهای توسعه ایستادهایم. اما بر اساس شاخصهای توسعهساز مانند آزادی اقتصادی و سیاسی در پلههای صفر تا ۴! که این پارادوکس جذاب را در گزارش بیشتر توضیح دادهایم. 🍃خب برگردیم به سوال: ایران بر قله آرمانی یا دره جهنمی؟جواب آن است که بر اساس ۳۲ گزارش و ۵۲ شاخصی که ما بررسی کردهایم نه قله آرمانی و نه دره جهنمی، هیچ کدام تأیید نمیشود. نه باید در دام سیاهنمایی افتاد و نه فریب سفیدنمایی را خورد؛ واقعیت، جایی میان این دو روایت است. بهترین توصیف برای موقعیت ایران چنین است: دامنه لغزان!چرا دامنه؟ به خاطر آنکه بر اساس شاخصهایی که سنجشگر میزان توسعهیافتگیاند ما در میانه جهان ایستادهایم.🪽و چرا لغزان؟ به خاطر آنکه در برخی شاخصها که کم هم نیستند، یا در جا زدهایم، یا عقبگرد داشتهایم یا از رقابت با متوسط جهان یا رقبای منطقهای جا ماندهایم. ایران در دامنه لغزان است هم به خاطر محدودیتهای برونزا مانند تحریم و هم به خاطر انباشت بحرانهای برآمده از سیاستهای غلط داخلی و این لغزندگی باعث شده که پیشرفتهایی که در برخی دههها داشتهایم را از دست بدهیم.☑️تجویز راهبردیباید این دامنه لغزنده را به رسمیت بشناسیم. در صورتی که درها بر همین پاشنه بچرخد، سیاستها همین بماند و مسیر کشورداری تغییر نکند؛ به خاطر لغزندگی، آنچه امروز داریم شاید رویای فردای ما باشد. باور نمیکنید؟ رشد اقتصادی، خانوادههای زیر خط فقر و شاخص فلاکت الان را با ۱۳۸۰ که سال فوقالعادهای هم از نظر اقتصادی نبود مقایسه کنید! همینها نشان میدهد که کار به جایی رسیده که ۱۳۸۰ برای ما یک رویا شده.باید نگران بود یا امیدوار؟⚡️جواب: همزمان هم امیدواری هم نگرانی. چرا که بر اساس شاخصها، در کنار ۸ نقطه نگرانکننده (تنهایی و حاشیهنشینی جهان، آزادی سیاسی محدود، آزادی اقتصادی نامطلوب، کارآمدی حکمرانی رو به افول، تعصبات جنسیتی (در سیاست و اشتغال)، امنیت سرمایهگذاری بسیار پایین، حقوق مالکیت نامطلوب و مشروعیت پایین حکومت) ایران ۸ نقطه امیدوارکننده دارد (موقعیت جغرافیایی، سرمایه انسانی، کاهش چشمگیر نابرابری جنسیتی (در آموزش و سلامت)، مهارتهای میانفرهنگی و انسجام اجتماعی بالا، ظرفیت بالای نوآوری، انواع قدرت (نرم، سخت و ترکیبی)، ذخایر طبیعی و جذابیتهای گردشگری و اندازه جمعیت و بازار بزرگ). 🔻ترکیب استراتژیهای اهرمساز (Leveraging) در کنار استراتژیهای آزادساز (Unblocking) میتواند نجاتبخش باشد. اولی برای نقاط امیدوارکننده و دومی برای نقاط نگرانکننده. @sobhema_ir
🔴 گزارشي مستند از حصر موسوي و رهنورد با شروع بمباران پاستور در ۹ اسفند ١٤٠٤ تا امروز✅ نیمه شب نهم اسفند ۱۴۰۴، پس از بمباران پاستور و شروع جنگ چهل روزه، والدین را بدون اطلاع هیچکدام از افراد خانواده، از خانه خارج و به مکانی نامعلوم که هنوز از کجایی و شرایط آن بی اطلاعیم منتقل کردند. در آن اوضاع مبهم نا به سامان چند بار دیگر نیز جا به جایی هایی داشتند که سرانجام منجر به بیماریی همه جانبه، سخت و باعوارضی طولانی مدت و بستری شدن مهندس موسوی در بیمارستان شد. چنانکه مادرمان هم چند بار گفته است که «ما را غم غذا و نان نکشت. ما را غم غربت کشت» ✅ نکته مهم دیگر وضعیت مساله خانه شخصی زهرا رهنورد و میرحسین موسوی در بن بست اختر است. در همه پانزده سال اخیر با ایزوله کردن آنها از جامعه و سلب حقوق شهروندی، کلیدها، درها و بخشی از خانه در اشغال ماموران بوده، هرگونه تعمیر یا بررسی شرایط، منوط به اجازه و تشخیص آنهاست. ما بر روی مساله «خانه شخصی » تاکید داریم چون مالکیت یک حق مدنی و عینیست.✅ خانه و ماشین در بمباران آسیب دید اما تخریب کامل نشد. و پدر و مادر هم از بیمارستان به خانه موقتی دیگری برای ادامه ایام حصر منتقل شده اند. پس از آن بارها خواهان این بودیم که مثل هر جنگ زده دیگری بگذارند به خانه خود مراجعه کرده از وضعیت آن باخبر شویم که سرانجام پس از سعی و فشار فراوان و خواستهای مکرر، بیش از هفتاد روز بعد از آغاز جنگ، برای بار اول این مجوز به مدت چندساعت و فقط برای ما، ولی نه برای والدین، صادر شد. در آن بازدید متوجه شدیم خانه به دلیل بی در و پنجره ماندن و تخریبها، تبدیل به مکان حیات وحش گردیده است. اما در بازدید دوم هم، مجوزی برای والدین صادر نشد. ✅ تا امروز هربار مطرح کردن این خواست به جا که دکتر رهنورد ومهندس موسوی، یعنی صاحبان و ساکنان اصلی خانه، ضروریست و می خواهند که به آن جا مراجعه کنتد، به طرز عجیبی موکول به اجازه شعام در آینده ای نامعلوم شده و معلق مانده است. حال این سوال پیش می آید که با کدام اصل حقوقی، دینی و اخلاقی در تطبیق با کدام قانون، افرادی، خانه شخصی دیگری را تصرف و بر آن رفتار غیرقانونی اصرار کرده و برای ساکنان آن تصمیم گیری هم بکنند؟ نبز مجوز و امکان هر تغییری و شکل دسترسی به آن اگرچه حیاتی به دست کسانی باشد که دخلی در آن ندارند. تا بدان اندازه که حتی پس از جنگ هم به صاحبان ملک اجازه ندهند نا کلید خانه در دست خودشان باشد و به دلخواه و تصمیم و نیاز خود به آن مراجعه و با نطارت مهندسین و کارشناسان معتمد امین آن را تعمیر کرده و برای ادامه زندگی حتی در همین حصر ظالمانه در مکان مورد نظر خود- هرجا که باشد- تصمیمی آگاهانه و ازادانه بگیرند؟ آیا واقعا این امر عادی و شخصی، منوط به اجازه شعام و در سطح تصمیم کلان ملیست؟ یا مفهوم ملکیت استحاله پیدا کرده و ساختمان بن بست اختر، کلیدها و مجوز برای سرزدن به خانه شخصی هم به مثابه سلاح علیه آنان بوده و منع صاحبان اسیرش از دسترسی به آن نوعی جنگی ماهیتی است؟کوکب، زهرا، نرگس موسوی خامنه
تنشهای قریبالوقوع پس از آرام گرفتن «شور حسینی»!احمد بخاراییجنگ است و شور و هیجان! تودهها و حتی برخی مدعیان روشنفکری هم درگیر هیجان شدهاند به گونهای که «اعدام» دهشتناک معترضان دی ماه هم به حاشیه و سایه رفتهاست.عجب شرایطی!!! جامعه با تغییرات مواجه شده است. تغییرات معطوف به جنگ در ماههای اخیر در سه مقطع زمانی، عمدتا دو گونه است: درونجنگی و برونجنگی.منظور از «درونجنگی»، شور و هیجانی آمیخته با ایدئولوژی مذهبی و از نوع شور حسینی در زمان جنگ است که جنبهی فراگیر پیدا کرد و حتی گریبان بسیاری از مدعیان روشنفکری علاوه بر تودههای مردم را گرفت.در این زمان تنشهای گوناگون اجتماعی به تنش «امنیت وجودی» تقلیل پیدا کرد و اذهان و نگاهها و مواضع عمدتاً معطوف به پاسخگویی به حملهی نیروی خارجی بود. بر این اساس تجمعات شبانه شکل گرفت. در این ایام، بسیاری از مطالبات مردم به حالت تعلیق درآمد تا در فرصت دیگری مطرح شوند. البته در همین ایام صدای اعتراض و مطالبهگری بسیاری از مردم به گوش حاکمیت نمیرسید زیرا احساسات ضد دشمن، غلیان کرده بود و مدافعان جنگ اجازه نمیدادند صدای اعتراض منتقدان به وضع موجود در جامعه انعکاس یابد. اینها عوارض «درونجنگی» بود که طبیعتاً زمان کوتاهی به اندازه زمان جنگ دارند.اما تغییرات و عوارض «برونجنگی» آن چیزی است که پس از پایان یافتن جنگ گریبان جامعه را میگیرد. بر این اساس طبقهی متوسط و طبقهی پایین که هر کدام به نحوی با جنگ، زاویه داشتند یا از جنگ آسیب دیدهاند پس از پایان یافتن جنگ، با شدت مطالبهگری خواهند کرد.در این فضای پس از جنگ، دیگر نمیتوان به سهولت و صرفاً با شور حسینی تورم ۱۳۰ درصدی خوراکیها و عدم مشارکت اقتصادی چند ده میلیون نفر و نرخ روزافزون بیکاری را تحمل کرد در صورتی که افزایش حقوق حداکثر ۲۰ درصد بودهاست.قشر متوسط که در پساجنگ رمضان، نحیف و لاغر شدهبود و در تجمعات شبانه حضور فعال نداشت و منتقد وضع موجود بود و احساس کرده بود که با افت سرمایهی اجتماعی مواجه شده است پس از جنگ با صدای بلند، مطالبهگری خواهد کرد زیرا «جنگ شناختی» در ایام جنگ، نتوانست قلههای ذهنی بسیاری از افراد طبقهی متوسط را تسخیر کند. طبقه متوسط که احساس میکرد در این جنگ با تهدید هویت فردی و اجتماعی مواجه شده است پس از جنگ با شدت به صحنه میآید تا فریاد بزند که در دوران جنگ، «همگرایی» نداشته است و واقعیت به طور یکپارچه بیان نشدهاست و هجمهی تصاویر حکومتی در رسانههای داخلی، واقعیت را تقطیع کرده است.پس از طبقهی متوسط، طبقهی پایین جامعه در ایام پس از جنگ با واقعیتی مواجه خواهد شد که احساس میکند امنیت اقتصادیشان به شدت تهدید میشود.بنابراین طبقات اجتماعی هر یک به اعتباری در دوران پس از جنگ به صحنه خواهند آمد و رفتارشان و کنشهای اجتماعیشان متناسب با دوران «برونجنگی» شکل خواهدگرفت.@kafaeealirezaa
🔴 درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران✍ محسن آرمینعنوان بحث من درآمدی بر سامان سیاسی آینده ایران است. این بحث کاملاً جنبه توصیفی دارد و سعی شده است از تجویز خودداری شود. چون فکر میکنم پیش از هرگونه تجویزی ابتدا باید وضعیت موجود و روند تحولات آینده را به خوبی بشناسیم تا براساس آن بتوانیم بایدها و نبایدها را مشخص کنیم. به گمان من تحولات کشور در دوران جنگ به قدری گسترده و عمیق است که فهم ابعاد و پیامدهای آن در آینده کشور نیاز به بحث و بررسی گستردهای دارد.من بحث خود را در چند محور عرضه میکنم. در بخش نخست به تحول نظام جمهوری اسلامی ایران در دوران پساجنگ که این روزها از آن با عنوان جمهوری سوم یاد میشود، میپردازم و طرح ویژگیهای آن میپردازم. روی عنوان جمهوری سوم تأکیدی ندارم. میدانم که این عنوان در ادبیات سیاسی برای دورانی استفاده میشود که قانون اساسی یا ساختار قدرت تغییر کند. تنها به این دلیل که برخی از عزیزان اخیراً از این عنوان استفاده کردهاند من هم به کار میبرم. اگر چه چنان که خواهد آمد فکر میکنم با توجه به تغییراتی که در ساخت قدرت پدید آمده و خواهد آمد این عنوان چندان هم بی مسمی نباشد.در بخش دوم به انتخابهای فراروی جمهوری سوم میپردازم و فرصتها و تهدیدها یا به عبارت بهتر مشکلات و موانع و زمینهها و ظرفیتها را مطرح میکنم.و در بخش سوم براساس نتایج بخش های اول و دوم به پیش بینی روند تحولات کشور در جمهوری سوم میپردازم...ادامه متن@Kaleme
شب است و مادران شهر غمناکهزاران گل شکفت و خفت بر خاکعزیزم! داغدارم! دست وا کن!به پا کن بیرق صبح طربناک از : هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)@kafaeealirezaa