وقتی همه در جای خود نشسته بودند!تأملی درباره مسئولیت مدیران در برابر خطاهای گذشته✍️ سیدجواد میرموسوی💠 پس از استالین، خروشچف که جانشین او شده بود، در کنگره حزب کمونیست شوروی بیپروا شروع به بازگویی خطاهای دوران استالین کرد. حاضران متعجب بودند که چگونه یک رهبر، اینچنین تند از رهبر پیشین انتقاد میکند. در جریان سخنرانی، ناگهان فردی از میان جمعیت فریاد زد: «پس تو آن زمان کجا بودی؟» سالن در سکوت فرو رفت. خروشچف رو به جمعیت کرد و گفت: چه کسی این سؤال را پرسید؟ هیچکس پاسخ نداد. دوباره پرسید: کسی که این سؤال را مطرح کرد، بایستد. باز هم کسی بلند نشد. خروشچف با لبخند گفت: «آن زمان، من همان جایی بودم که تو امروز نشستهای.»💠 فارغ از اینکه این گفتوگو واقعاً در آن جلسه اتفاق افتاده باشد یا بعدها بهصورت یک حکایت سیاسی رواج یافته باشد، پیام آن بسیار عمیق است. مسئله فقط این نیست که چه کسی خطا کرد؟ معمولاً وقتی مدیری تغییر میکند، یکی از نخستین اقدامات او نقد عملکرد مدیر پیشین است. اشتباهات گذشته فهرست میشوند، تصمیمهای نادرست برجسته میشوند و گاهی تمام مشکلات امروز به مدیران گذشته نسبت داده میشود. در این میان اما یک پرسش اساسی وجود دارد: اگر این تصمیمها تا این اندازه نادرست بودند، منتقدان امروز در زمان اتخاذ آنها کجا بودند؟ آیا در همان سیستم حضور نداشتند؟ آیا از تصمیمها مطلع نبودند؟ آیا مسئولیتی نداشتند؟ آیا سکوت نکردند؟ و مهمتر از همه، آیا از منافع همان ساختار بهرهمند نمیشدند؟💠 اینجاست که مفهوم «مسئولیت تاریخی» اهمیت پیدا میکند. مسئولیت فقط به معنای اتخاذ یک تصمیم نیست. گاهی سکوت در برابر یک تصمیم نادرست، همراهی با آن یا حتی مشارکت در شکلگیری و تداوم پیامدهای آن نیز بخشی از مسئولیت است. مدیر جدید میآید و گذشته را نقد میکند؛ مدیر بعدی، مدیر قبلی را مقصر معرفی میکند؛ و مدیر بعدتر، تقصیرها را به نسل پیشین نسبت میدهد. در چنین شرایطی، مدیران به جای آنکه از گذشته یاد بگیرند، از گذشته برای توجیه ناکارآمدی امروز خود استفاده میکنند. سیستم بالغ، گذشته را نه برای انتقام، بلکه برای یادگیری بررسی میکند. سؤال درست این نیست که: چه کسی مقصر بود؟ بلکه باید پرسید: «چه سازوکاری باعث شد این خطا شکل بگیرد، ادامه پیدا کند و کسی نتواند یا نخواهد آن را متوقف کند؟»💠 ناگفته نماند که مسئولیت، با جابهجایی تغییر نمیکند. یکی از ظریفترین پیامهای این حکایت، همان جمله پایانی است: «من همان جایی بودم که تو امروز نشستهای.» صندلی مدیریتی، مسئولیت ایجاد میکند؛ اما با جابهجایی صندلی، مسئولیت گذشته از بین نمیرود. اگر مدیری سالها در ساختاری حضور داشته و از تصمیمها و منافع آن ساختار بهرهمند شده است، نمیتواند صرفاً با تغییر عنوان یا جایگاه خود، تمام گذشته را به «دیگران» نسبت دهد. مدیریت فقط هنر تصمیمگیری نیست؛ هنر پذیرش مسئولیت تصمیمها و پیامدهای آنها نیز هست. هیچ سیستم و ساختاری با پنهان کردن خطاهای گذشته، آیندهای پایدار نمیسازد. پایداری زمانی شکل میگیرد که یک سیستم بتواند خطاهای خود را شناسایی، تحلیل و از آنها درس بگیرد.نتیجهگیری راهبردی:💠 اگر هر مدیری که درون یک ساختار جابهجا میشود، گذشته را زیر سؤال ببرد و خود را آغازگر اصلاحات معرفی کند، بدون آنکه سهم و مسئولیت خود را در گذشته بپذیرد، باید از او پرسید: آن زمان که این اتفاق میافتاد، شما کجا بودید؟ اگر پاسخ این باشد که: «من هم همانجا بودم، اما سکوت کردم.» آنگاه باید پذیرفت که سکوت نیز بخشی از تاریخ مسئولیت است. تاریخ فقط عملکرد مدیران را ثبت نمیکند؛ سکوت مدیران را نیز ثبت میکند. و شاید این، مهمترین درس از همین حکایت مشهور باشد. مسئولیت مدیر، فقط در قبال تصمیمهایی که میگیرد نیست؛ در قبال تصمیمهایی که میتوانست مانع آنها شود و نشد نیز هست.@jamey_e_madani
عبدالملکی، وزیر اسبق کار در دولت سیزدهم: به عنوان عضو تیم اقتصادی دولت شهید رئیسی میگویم گرانیها یک درصد هم به جنگ مربوط نیست!!! @jamey_e_madaniوصداق فی قلوبهم مرضا
سیدمحمد خاتمی:فرصتی که در تفاهمنامه ایجاد شده اگر از دست بدهیم دچار مشکلات عجیب میشویمتفاهمنامه نظیر نداردبعد از جنگجهانی دوم هیچ سندی که به امضای رئیس جمهور آمریکا رسیده باشد اینقدر امتیاز به طرف مقابل ندادهما در موضع عزت به این تفاهمنامه رسیدیمدست آقای پزشکیان را میبوسم که شجاعانه و فداکارانه این تفاهمنامه را امضا کردتقدیر میکنم از شعام که رای دادند و رهبری که تایید کردندهر گامی که به سوی رفع جنگ و برداشتن محدودیت برای ایران و باز شدن راه به سوی آینده باشد را باید تایید کرد🆔 @Entekhab_ir
باسلام و عرض خسته نباشیدبه اطلاع اعضاء محترم کانال میرساند کتاب [تئوری آرمانشهر] با همکاری سازمان های متولی راه و ساختمان و سازمان نظام مهندسی تهران به مرحله چاپ و توزیع در سراسر کشور رسیده است. در صورت تماس با انتشارات کوهسار میتوانید از تخفیف ۵۰ درصد کتاب بهره مند شوید.@jamey_e_madani
کسبوکارها آماده شرایط تشدید بحران شوند✍️ سیدجواد میرموسوی💠 وقتی راه گفتگو دشوار میشود، احتمال تشدید محاصره اقتصادی بیشتر میشود و نشانههای درگیری نظامی بیش از گذشته خودنمایی میکند، دیگر نمیتوان فارغ از بحرانیتر شدن اوضاع به آینده کسبوکارها اندیشید. در چنین وضعیتی، آمادگی برای شرایط جنگی و بحران، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت مدیریتی است.💠 نخستین اصابت ترکش محاصره اقتصادی، پیش از آنکه بر بسیاری از بخشهای دیگر اثر بگذارد، به کسبوکارها و زنجیره تأمین اصابت خواهد کرد؛ از تأمین مواد اولیه و قطعات گرفته تا حملونقل، نقدینگی، بازار فروش، نیروی انسانی و دسترسی به انرژی و سایر زیرساختها که برای ادامه فعالیت کسبوکارها حیاتی است.💠 در شرایط تشدید بحران، کسبوکاری موفقتر است که به جای انتظار برای بازگشت شرایط به وضعیت عادی، از هماکنون برای وضعیت غیرعادی آماده شده باشد. بنابراین، راهبرد بقا باید به یکی از مهمترین ارکان برنامهریزی بنگاهها تبدیل شود.در این شرایط، چند اقدام اهمیت ویژه دارد.💠 نخست؛ بازطراحی زنجیره تأمین. وابستگی شدید به منابع خارجی، در شرایط محاصره و اختلال در تجارت، میتواند استمرار تولید را با خطر جدی مواجه کند. شناسایی تأمینکنندگان جایگزین، افزایش سهم تأمین داخلی و ایجاد ذخایر هوشمند از نهادههای حیاتی، باید در دستور کار قرار گیرد.💠 دوم؛ تولید بر پایه تقاضای واقعی. در شرایط جنگی، نگهداری موجودیهای سنگین و تولید بدون توجه به قدرت خرید و نیاز بازار میتواند منابع محدود بنگاه را قفل کند. تولید باید تا حد امکان بر مبنای تقاضای واقعی، نیازهای ضروری و کالاها و خدمات با قابلیت فروش سریع تنظیم شود.💠 سوم؛ حفظ نقدینگی. در بحران، نقدینگی برای کسبوکار همانند اکسیژن برای بدن است. ممکن است یک بنگاه روی کاغذ سودآور باشد، اما به دلیل کمبود نقدینگی از ادامه فعالیت بازبماند. بنابراین حفظ جریان نقد، کاهش هزینههای غیرضروری و مدیریت دقیق مطالبات و بدهیها اهمیت حیاتی پیدا میکند.💠 چهارم؛ سناریونویسی. مدیران نباید تنها یک آینده را تصور کنند. باید برای سناریوهای مختلف، از تشدید تحریم و اختلال در واردات گرفته تا کاهش تقاضا، اختلال حملونقل، قطعی انرژی و محدودیتهای مالی، برنامه جایگزین داشته باشند.💠 پنجم؛ حفظ نیروی انسانی کلیدی. در شرایط بحرانی، سرمایه انسانی متخصص یکی از مهمترین داراییهای کسبوکار است. از دست دادن نیروهای کلیدی میتواند حتی پس از پایان بحران، بازگشت بنگاه به شرایط عادی را دشوار کند.💠 واقعیت این است که شرایط جنگی فقط به میدان نبرد محدود نمیشود؛ آثار آن میتواند به کارخانه، فروشگاه، دفتر کار، زنجیره تأمین و حتی سبد خرید مردم برسد. از این رو، مدیران باید مفهوم «تابآوری کسبوکار» را از یک واژه مدیریتی به یک برنامه عملیاتی تبدیل کنند.نتیجهگیری راهبردی:امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است که مدیران از خود بپرسند اگر فردا زنجیره تأمین مختل شد، اگر متوقف شد، اگر تقاضا کاهش یافت و اگر هزینههای عملیاتی افزایش پیدا کرد، آیا کسبوکار ما هنوز میتواند ادامه دهد؟ اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد، زمان آماده سازی همین امروز است. و یادمان باشد؛ در بحران، برنده لزوماً بزرگترین کسبوکار نیست؛ تابآورترین کسبوکار است.@jamey_e_madani
🎥 تماشا کنید: «۹۰ میلیون ایرانی متهمند، مگر اینکه خلافش ثابت شود» 🔹این هم نتیجه بازشدن مجلس پایداری! 🔹عقلای مجلس از تصویب جزئیات خطرناک طرح جلوگیری میکنند؟ 🆔 @Entekhab_irیک ظریفی می گفت اسراییل اگر میخواست یک مصوبه بده همین مصوبه امروز مجلس را ارایه میکرد...عاقلان نظام کاری کنند