چرا ایدئولوژیاندیشی اینقدر جذاب است و چه چیزی از ما میگیرد؟مصطفی ملکیان در سخنرانی معرفی و بررسی…
انتشار: 2026/08/09 17:32 UTCدریافت: 2026/08/12 04:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 04:55 UTC
چرا ایدئولوژیاندیشی اینقدر جذاب است و چه چیزی از ما میگیرد؟مصطفی ملکیان در سخنرانی معرفی و بررسی کتاب قدرت بیقدرتان، یکی از توصیههای اصلی واتسلاف هاول را چنین بیان میکند: «بههیچوجه ایدئولوژیک نباشیم»؛ یعنی ذهن خود را گشوده نگه داریم و از تعصب، جزم، جمود و پیشداوری فاصله بگیریم.اما چرا ایدئولوژیاندیشی، با وجود این خطرها، میتواند برای انسان جذاب باشد؟▫️انسان در جهانی پیچیده، مبهم و غیرقابلپیشبینی زندگی میکند. ذهن ما معمولا از بلاتکلیفی خوشش نمیآید و در بسیاری از افراد، نیازی برای رسیدن به پاسخهای روشن و قطعی وجود دارد؛ انسان در چنین وضعیتی ممکن است با سرعت بیشتری یک توضیح را بپذیرد و پس از یافتن آن، تمایل داشته باشد همان پاسخ را حفظ کند.ایدئولوژی میتواند دقیقا همین نیاز را پاسخ دهد؛ برای جهان پیچیده، نقشهای نسبتا ساده فراهم میکند؛ میگوید چه چیزی درست است، چه چیزی غلط است، مشکل از کجاست و راهحل چیست.▫️مشکل اما از جایی آغاز میشود که نقشه را با خودِ واقعیت اشتباه بگیریم.در این حالت، بهجای اینکه باورهایمان را با واقعیت و شواهد اصلاح کنیم، ممکن است شواهد را طوری تفسیر کنیم که باورهایمان حفظ شوند. ▫️پژوهشهای روانشناسی ایدئولوژی نیز نشان دادهاند که جزماندیشی، نیاز به قطعیت و استدلال انگیزهمند میتوانند با شیوه پردازش اطلاعات و موضعگیریهای ایدئولوژیک ارتباط داشته باشند.اما ایدئولوژی فقط به انسان "پاسخ"نمیدهد؛ گاهی به او "هویت" هم میدهد.وقتی یک عقیده با "منِ" فرد گره میخورد، نقد آن عقیده ممکن است دیگر صرفا نقد یک گزاره تلقی نشود؛ بلکه ناخودآگاه شبیه حمله به خودِ فرد تجربه شود. از اینجا تغییر عقیده دشوارتر میشود.▫️از سوی دیگر، باور مشترک میتواند احساس تعلق ایجاد کند. انسان فقط نمیخواهد بداند "چه چیزی درست است"؛ میخواهد بداند "من به کجا تعلق دارم؟"در نتیجه ممکن است بهجای اینکه ابتدا بپرسیم آیا این ادعا درست است؟ ناخودآگاه بپرسیم این حرف را چه کسی میزند؟ از خودیهاست یا از دیگریها؟ و بعد درباره درست یا غلط بودنش تصمیم بگیریم.یکی از هزینههای مهم ایدئولوژیاندیشی همینجاست؛ عقیدهای که قرار بود ابزار فهم جهان باشد، ممکن است به فیلتری تبدیل شود که جهان را فقط به شکل سازگار با خودش به ما نشان میدهد.▫️اما باید مراقب یک اشتباه دیگر هم باشیم؛ داشتن باور محکم، لزوما ایدئولوژیاندیشی نیست. انسان میتواند باورهای عمیقی داشته باشد و در عین حال بگوید ممکن است اشتباه کنم.ذهن باز، ذهنی نیست که هیچ باوری ندارد؛ ذهن باز، ذهنی است که باورهای خودش را قابل بازبینی میداند.▫️جزمیت و انعطافناپذیری را نباید ویژگی انحصاری یک جریان فکری دانست؛ در سطوح مختلف ایدئولوژیک، انسانها میتوانند درگیر سوگیری، استدلال انگیزهمند و اطمینان بیش از حد به درستی باورهای خود شوند.آدم متفکر میگوید: با توجه به شواهدی که اکنون دارم، این را درستتر میدانم.اما ذهن ایدئولوژیک میگوید: این درست است؛ بنابراین هر چیزی که با آن ناسازگار باشد، باید غلط باشد.اولی از باور برای فهمیدن جهان استفاده میکند؛ دومی ممکن است جهان را وادار کند با باورش سازگار شود.در آخر این پرسش را مطرح میکنیم: شما از باورهایتان برای فهمیدن جهان استفاده میکنید، یا باورهایتان بهجای شما درباره جهان تصمیم میگیرند؟منابع:۱. ملکیان، مصطفی. سخنرانی بررسی و معرفی کتاب قدرت بیقدرتان، اثر واتسلاف هاول.2. Kteily, N. S., & Brandt, M. J. (2025). Ideology: Psychological Similarities and Differences Across the Ideological Spectrum Reexamined.3. Chao, M. M., & Chiu, C.-Y. Epistemic Functions of Culture.4. Jost, J. T. et al. (2009). Political Ideology: Its Structure, Functions, and Elective Affinities.@JameahiBehtarBesazim