جامعه بلاتکلیفآگاهیبخشی جامعهشناسیآدمیان برای به سامان دادن امور خود، سه نیاز بنیادین دارند:۱. شف…
انتشار: 2026/08/01 08:38 UTCدریافت: 2026/08/08 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 05:25 UTC
جامعه بلاتکلیفآگاهیبخشی جامعهشناسیآدمیان برای به سامان دادن امور خود، سه نیاز بنیادین دارند:۱. شفافیت تبیینیاین که بتوانند شرایط را بفهمند. رویدادها برایشان توضیحپذیر باشد. به دیگر تعبیر، توانایی درک رویدادها در چارچوبِ علیّتِ قابلِ قبول. نقطه مقابل، وقتی است که رویدادها از شفافیت تبیینی تهی میشوند و شهروندان در "مهآلودگی معرفتی" به سر میبرند و هیچ فراروایتِ کارآمدی برای تفسیر "چرایی" و "چگونگی" وقایع در دسترس نیست. ۲. قابلیت پیشبینیپذیریاین که بتوانند نسبت به آینده، پیشبینی معقول داشته باشند.نقطهی مقابل، وقتی است که چشمانداز آینده در هالهای از "ابهام راهبردی" از دیدرس دور میشود و هر گونه سناریوسازیِ عقلانی با شکنندگیِ پیشفرضها مواجه است. ۳. عاملیت موثر این که بتوانند نسبت به سرنوشت خود، اعمال اراده کنند و زندگی خود را در حد مناسب کنترل نمایند.در زمانی که اعمال اراده ممکن نباشد، شهروندان دچار "فرسایش کنشگری" میشوند؛ یعنی احساس میکنند حلقهی کنترلشان بر متغیرهای مؤثر در زندگی، گسسته شده است.با در میان آوردن سه عنصر بالا، میتوان جامعهی بلاتکلیف را جامعهای تعریف کرد که اولا شرایط قابل فهم نیست. یعنی نمیدانند چه چیزی، چرا و به چه علت و چگونه در حال وقوع است و روایتی معقول برای تبیین رویدادها در دسترس ندارند، گویی در تاریکی راه میروند.ثانیا، نمیتوانند آینده را پیشبینی کنند و ثالثا مردمانش احساس میکنند کنترلشان را نسبت به مدیریت زندگی از دست دادهاند. در چنین جامعهای نوعی آشوب بنیادین، ناپایداری امور و کاهش شدید فاعلیت شهروندان در کنترل شرایط شکل میگیرد. از درون چنین وضعیت تباهی، سه بحران شکل میگیرد:۱. بحران معرفتی برای فهم بنبستی که در آن گرفتار شدهاند؛ فهمناپذیریدر بحرانِ معرفتی یا "تاریکیِ تفسیری"، جامعه در گردابی از وقایع غیرقابل فهم سرگردان میشوند؛ نه روایتی جامع برای فهمِ اکنونِ پارادوکسیکال خود دارد و نه ابزارهای مفهومی برای رمزگشایی از زبانِ متناقضِ رویدادها.۲. بحران آیندهنگری و بالا گرفتن اضطراب اجتماعی؛ پیشبینیناپذیری.در بحرانِ آیندهنگری، شهروندان، خود را در قفس "افقِ بسته" گرفتار مییابند. اضطرابِ مزمنِ اجتماعی نه از رویارویی با خطر مشخص، بلکه از "تهدیدِ نامعین" همراه میگردد.۳. بحران کنشگری، که به حس ناتوانی و بیکفایتی دامن میزند؛ کنترلناپذیری.بحرانِ کنشگری یا "فلج اراده" به احساسِ دردناکِ "ناتوانیِ جمعی" دامن میزند و کنشگران را در دوراهیِ "هر کنشی بیهوده" و "هر بیکنشی خطرناک" زمینگیر میکند.|خرد منتقد، علی زمانیان|@JameahiBehtarBesazim