تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-09 17:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
موسسه فرهنگی - هنری جهان کتاب علاوه بر انتشارات "جهان کتاب"، ناشر ماهنامۀ "جهان کتاب" نیز هست. "جهان کتاب" ماهنامهای است با روش خبری، آموزشی و اطلاعرسانی.برای اطلاعات بیشتر:Tel: 66968097-8Fax: [email protected]
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 37 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
◽️📌 پنجمین سالگرد سقوط کابلو بازگشت طالبان جهل و جنون و جنایت#زینب_بیات#سقوط_کابل#بازگشت_طالبان@jahaneketabpub
◽️جیمز جانسون در کتاب هوش مصنوعی و بمب نشان میدهد که ورود هوش مصنوعی به عرصهٔ جنگافزارها _ از سیستمهای فرماندهی و کنترل گرفته تا سلاحهای خودکار، جاسوسی دیجیتال و عملیات سایبری _ چگونه میتواند خطر تشدید ناخواسته، اشتباه محاسباتی و حتی جنگ هستهای را به شکل بیسابقهای افزایش دهد. او با نگاهی چندرشتهای و واقعبینانه، «معضل هوش مصنوعی نظامی» را کالبدشکافی میکند، پیامدهای گستردۀ نظامیسازی هوش مصنوعی را در میدان نبرد آینده آشکار میسازد و هشدار میدهد که سرعت ماشینها، پیچیدگی سیستمها و اطلاعات نادرست ممکن است در کمتر از دو ساعت یک «جنگ لحظهایِ» فاجعهبار را رقم بزنند. اگر میخواهید بدانید هوش مصنوعی چگونه قواعد جنگ را تغییر میدهد و چرا این تغییرات میتواند برای بشریت خطرناک باشد، این کتاب یکی از روزآمدترین، ضروریترین و هشداردهندهترین آثار در این باره است. 📖هوش مصنوعی و بمبراهبردها و خطرات هستهای در عصر دیجیتالجیمز جانسونترجمۀ محمدامین پورحسینقلی 📮 تهیه از:کتابفروشیها وسایت jahaneketab.ir #هوش_مصنوعی#جنگ_افزارهای_هوشمند#سلاح_هسته_ای @jahaneketabpub
📑 هر پرونده، یک راز.هر جلد، یک معما.و هر داستان، دعوتی به سفری که تا صفحهی آخر رهایتان نمیکند.📌 «نقاب» سالهاست میزبان برخی از بهترین آثار ادبیات پلیسی و جنایی جهان است؛ از نویسندگان کلاسیک تا چهرههای ماندگار این ژانر. مجموعهای برای آنهایی که از کشف حقیقت، دنبال کردن سرنخها و غافلگیر شدن در پایان داستان لذت میبرند.اگر اهل داستانهای معمایی و پلیسی هستید، احتمالاً در میان جلدهای «نقاب» کتاب محبوب بعدیتان را پیدا خواهید کرد.🔎 شما کدام کتاب از مجموعه «نقاب» را خواندهاید؟ جای کدام عنوان در کتابخانهتان خالی است؟@jahaneketabpub @jahaneketabpub 📮 تهیه ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #نقاب#ادبیات_پلیسی#رمان_جنایی#ادبیات_معمایی#نشر_جهان_کتاب
◽️طنزآب که سر بالا میرودعلی خزاعیفر در ۱۹۱۳ در یک ساختمان قدیمی و متروک قرن هجدهمی در شمال لندن صندوقی کشف شد حاوی نسخهای دستنویس از سفرنامهٔ گالیور. آنچه مورخان ادبی را متحیر کرد، این بود که این نسخه تفاوتهای زیادی با نسخۀ چاپشده داشت. برای مثال، در نسخهٔ کشفشده، گالیور آنجا که به شرح ماجراهای خود در لیلیپوت میپرداخت، به وقایعی اشاره میکرد که در نسخهٔ چاپشده نیامده بود. گالیورشناسان در باب این اختلاف نسخ، نظریههای مختلفی مطرح کردهاند، ولی عموم آنها معتقدند دلیل تفاوت نسخهها این است که برخی از ماجراهای گالیور در سرزمین پرتافتادهٔ لیلیپوت آنقدر عجیب بوده که حتی خوانندۀ سادهلوح قرن هجدهم هم آنها را باور نمیکرده، و لذا گالیور درنهایت تصمیم گرفته که آنها را حذف کند. در اینجا یک فقره از مطالب سانسورشده را که شرح بازدید گالیور از پارلمان لیلیپوت است، بهاختصار از زبان خود گالیور نقل میکنم: یک روز مرا به پارلمان دعوت کردند. لیلیپوتیها از حیث شکل و شمایل بهطرز عجیبی شبیه آدمیزاد هستند و فقط از حیث قد و قواره با آدمها تفاوت دارند؛ ولی علیرغم این تفاوت معتقدند که در همهٔ امور یک سر و گردن از آدمها بلندترند. کاملاً معلوم بود که هدفشان از دعوت این بوده که پارلمانشان را به رخم بکشند؛ چون من قبلاً مختصری دربارهٔ پارلمان انگلستان برایشان صحبت کرده بودم و وقتی گفته بودم که قوانین از بالا نمیآیند بلکه از پایین صادر میشوند، با تأسف و دلسوزی سر تکان داده بودند. در بدو ورود، فرمانده پارلمان به استقبالم آمد (معلوم نبود چرا به رئیس پارلمان میگفتند: «فرمانده») و ضمن خوشوبش بهطعنه گفت: «شما که اهل انگلستان هستید، حتماً از دیدن پارلمان ما تعجب خواهید کرد. ما در اینجا نه هو میکنیم، نه توی سر هم میزنیم.» گفتم: «پس چطور مسائلتان را حل میکنید.» گفت: «ما هیچ مسئلهای را حل نمیکنیم. برخی مسائل خودشان حل میشوند. برخی مشمول زمان میشوند .برخی با آمدن مسائل مهمتر فراموش میشوند»، و به یک فرش بزرگ زمینهلاکی در وسط پارلمان اشاره کرد و گفت: «برخی را هم که باقی میمانند، جارو میکنیم، میزنیم زیر آن فرش»... 📌متن کامل در وبسایت جهان کتاب: https://B2n.ir/nb6798#طنز#سفرنامه_گالیور#علی_خزاعی_فر#مجله_جهان_کتاب @jahaneketabpub
◽️سه عنوان تازه از مجموعه نقاب #نقاب#دوز_و_کلکها#بوالوـنارسژاک#مگره_و_قضیه_ناحور#ژرژ_سیمنون#عباسـآگاهی#محکمه_شعلهور#جان_دیکسون_کار#پرستو_جهانبین📮 تهیه از:کتابفروشیها وسایت jahaneketab.ir @KetabeNeghab
📖 دانیل مِرمِه اولین بار بود که به اسپانیا میآمد. او برای گذراندن تعطیلات و نقاشی کردن، اتاقی در یک مهمانسرای محقرِ کنار دریا، در نزدیکی بارسلون گرفت. برای دانیل چشمانداز مدیترانه، صدای یکنواخت امواج و شنا در زیر آفتاب آتشین لذتبخش و الهامبخش بود...اما یک شب در اتوبانی خلوت و غرق در خاطرات گذشته، به سوی مهمانسرا میراند که حادثهای زندگیش را دگرگون ساخت. ناگهان شبحی خود را جلوی ماشین او انداخت؛ زنی جوان و زیبا با جعبهٔ ویلونی در زیر بغل. دانیل او را بیهوش به مهمانسرا بُرد و با کمک صاحب پیر آنجا، پزشک محلی را به بالینش آورد. در روزهای بعد، زن که جراحت چندانی نداشت اما حافظهٔ خود را به طور موقت از دست داده بود، بهتدریج گذشتهٔ خود را بازمییابد. دانیل که کمکم دلباختهٔ او میشود، در جستوجوی هویّت زن جوان، به پاریس باز میگردد... و بدین ترتیب قدم به سرگذشت عجیب ماریان رنار میگذارد.@jahaneketabpub @jahaneketabpub 📖 دژخیم میگرید فردریک دار ترجمهٔ عباس آگاهی 📮 تهیه ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #دژخیم_میگرید#فردریک_دار#عباس_آگاهی#ادبیات_جنایی#معما
📝 "همه عمر در برابر وسوسه پایان دادن به زندگیام ایستادهام."از نامههای کافکا به میلنا.📖 فرانتس کافکا: انسان زمان خود و زمان ما رادک مالی تصویرگر: رناتا فوچیکوا ترجمه از زبان چکی: رضا میرچی 📮 تهیه ازکتابفروشیهاسلیت jahaneketab.ir #کافکا#فرانتس_کافکا#نامه#عشق#خودکشی
https://B2n.ir/kb8248گفتوگوی خبرگزاری ایبنا با کامیار عابدی، مؤلف کتاب تازه انتشار «شاعران ایران و هجوم متفقین»
◽️پیام دوشم از پیر میفروش آمد بنوش باده که یک ملتی به هوش آمدهزار پرده ز ایران درید استبداد هزار شکر که مشروطه پردهپوش آمد ز خاک پاک شهیدان راه آزادی ببین که خون سیاوش چهسان به جوش آمد برای فتح جوانان جنگجو، جامی زدیم باده و فریاد نوش نوش آمد صدای نالۀ عارف به گوش هر که رسیدچو دف به سر زد و چون چنگ در خروش آمد(عارف قزوینی)@jahaneketabpub
◽️نباید انتظار یک نفر را داشته باشید! تجربه کردیم که این یک نفرها دردی دوا نمیکنند! زیرا هرگاه بخواهند مطابق با قانون عمل کنند، همان اشخاص که روزی عاشق جمالشان بوده و با سلاموصلوات آقای پیشوا را آوردهاند، دلشان زدهشده و رنجش پیدا میکنند و آقا را به باد انتقاد گرفته و رسوا ساخته، با افتضاح بیرونش مینمایند و هرگاه بنا باشد پیشوا با جبر و قلدری و گردنکلفتی و زور بخواهد حکومت کند، قانون اساسی را پایمال کند، دیکتاتوری و جباری رضاشاه را تجدید سازد؛ این کارها، با حفظالصحة کشور و مزاج مشروطیت سازگار نیست!اگر خدمتکاران دیکتاتوری از آن دوره یادگارهای دلچسبی دارند و استفادههایی بردهاند، دانسته و آگاه باشند که ملّت ایران و طبقه[های] دوم و سوم و مجموع دانشوران و روشنفکران مملکت، از آن وضع مرگبار گریزاناند! ...امروز روزی است که باید فکر و مسلک مملکت را اداره کند نه جاروجنجال و دیکتاتوری. منبعد باید حزب حکومت کند و باید افراد حزب به نشر فکر و مرام خود در جامعه بپردازند و اگر دولتی تشکیل دادند، به قوة حزب و جماعت که در مطبوعات و مجلس و محافل سیاسی نفوذ دارد، آن دولت را صیانت کنند و ازو حمایت نمایند.امروز نباید گفت حسن یا تقی باید بیاید و ما را نجات دهد، بلکه باید گفت فلان حزب و فلان فکر و فلان مسلک باید ایران را اصلاح کند. اسم شخص بردن فایده ندارد؛ چه، دیدیم شخصیت فروغی و قوام به کار نخورد و چون فکر و مسلک و جماعت منظمی پشت سرشان نبود، بهزودی جماعتی از دوستان از آنها رنجیده و این رنجشها منجر به کارهایی شد که نمیخواهیم تذکار کنیم و آن هر دو مرد از کار افتادند.این تجربه کافی است. تجربههای بیستساله هم کافی بود و هرگاه ما از نو بخواهیم تجربیات قدیم یا جدید را بیازماییم، مورد مثل معروف «من جرب المجرب...» خواهیم گردید. ملکالشعرا بهار| دلمشغولیهای بهار| ناصرالدین پروین | چاپ دوم |📮 تهیه از: کتابفروشیها و وبسایت جهان کتاب jahaneketab.ir#ملک_الشعرای_بهار#دلمشغولی_های_بهار#ناصرالدین_پروین@jahaneketabpub
◽️۱۴ مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی سالگرد صدور فرمان مشروطیت @jahaneketabpub
📌 "صد و بیستمین سالگرد مشروطیت ایران"▫️ هدف از مجموعۀ «ایران ما» پرداختن به هویت، فرهنگ و تمدن ایرانی و شناخت ریشههای مشترک ساکنان این سرزمین و همبستگی تاریخی آنهاست.▫️ این مجموعه به پیشینۀ حرکت پرشتاب ایران در مسیر تجدد و اصلاحات در پی نهضت مشروطیت توجه دارد.▫️ حرکتی که در عرصههای اجتماعی و فرهنگی دستاوردهای بزرگی داشت، اما در عرصۀ سیاست و در برخورد با موانعی چون تحجر و عقبماندگی جامعه، بازتولید استبداد و دخالتهای بیگانگان ناکام ماند.▫️ اغلب کتابهای این مجموعه دورۀ زمانی انقلاب مشروطیت تا انقلاب ۱۳۵۷ و عرصههایی چون زبان فارسی (بهمثابه زبان میانجی اقوام ایرانی)، آموزش و تربیت کودکان و جوانان ایران، و مفاهیمی چون «ملیت» و «قومیت» و «ایرانیبودن» در دنیای امروز را در بر میگیرد.@jahaneketabpub @jahaneketabpub ⁉️ شما کدامیک از کتابهای این مجموعه را مطالعه کردهاید؟ لطفا نظرتان را کامنت کنید.تهیه کتابها ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #ایران_ما#جهان_کتاب#ایرانی_بودن#هویت#ملیت📌 "صد و بیستمین سالگرد مشروطیت ایران"▫️ هدف از مجموعۀ «ایران ما» پرداختن به هویت، فرهنگ و تمدن ایرانی و شناخت ریشههای مشترک ساکنان این سرزمین و همبستگی تاریخی آنهاست.▫️ این مجموعه به پیشینۀ حرکت پرشتاب ایران در مسیر تجدد و اصلاحات در پی نهضت مشروطیت توجه دارد.▫️ حرکتی که در عرصههای اجتماعی و فرهنگی دستاوردهای بزرگی داشت، اما در عرصۀ سیاست و در برخورد با موانعی چون تحجر و عقبماندگی جامعه، بازتولید استبداد و دخالتهای بیگانگان ناکام ماند.▫️ اغلب کتابهای این مجموعه دورۀ زمانی انقلاب مشروطیت تا انقلاب ۱۳۵۷ و عرصههایی چون زبان فارسی (بهمثابه زبان میانجی اقوام ایرانی)، آموزش و تربیت کودکان و جوانان ایران، و مفاهیمی چون «ملیت» و «قومیت» و «ایرانیبودن» در دنیای امروز را در بر میگیرد.@jahaneketabpub @jahaneketabpub ⁉️ شما کدامیک از کتابهای این مجموعه را مطالعه کردهاید؟ لطفا نظرتان را کامنت کنید.تهیه کتابها ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #ایران_ما#جهان_کتاب#ایرانی_بودن#هویت#ملیت
📌 عنوانهای تازه در مجموعه "نقاب"📖 محکمۀ شعلهور جان دیکسون کارترجمۀ پرستو جهانبین 📖 مگره و قضیۀ ناحور ژرژ سیمنونترجمۀ عباس آگاهی 📖دوز و کلکها پییر بوالو و توماس نارسژاکترجمۀ عباس آگاهی📮 تهیه ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #مگره#نقاب#داستان_جنایی#ادبیات_پلیسی#جهان_کتاب
📖 هشتمین عنوان از مجموعه "نقاب"📌 مادهگرگها نوشته پییر بوالو و توماس نارسژاک، نویسندگانی که با آثار متفاوت خود، چهل سال بر رمان جنایی فرانسه حکمروایی داشتند و بسیاری از آثار آنها دستمایه فیلمسازان مشهور بوده است.در این کتاب، محیط داستان، فرانسه تحت اشغال در سالهای نخست جنگ جهانی دوم است. فرانسه مغلوب ارتش آلمان شده و بسیاری از رزمندگان بی آنکه فرصت دفاع داشته باشند به اسارت گرفته شدهاند. دو تن از این اسیران با فرار از اردوگاه، شبانه خود را با قطار باری به شهر لیون میرسانند. این شهر هم در اشغال است و مقررات منع عبور و مرور و خاموشی شبانه در آن اجرا میشود. در چنین اوضاع و احوالی است که این دو اسیر فراری، در شبی ظلمانی، از قطار باری و در میان ریلها، قبل از رسیدن به ایستگاه لیون، از واگن بیرون میپرند...@jahaneketabpub @jahaneketabpub 📖 مادهگرگهاپییر بوالو_توماس نارسژاکعباس آگاهی📮 تهیه ازکتابفروشیهاسایت jahaneketab.ir #ماده_گرگها#پییر_بوالو#توماس_نارسژاک#نویسنده#ادبیات_فرانسه
◽️ گرامیداشت سارتر و مخاطرات آنآلن رایدینگیک قرن پس از تولد و ۲۵ سال بعد از مرگ، ژان پل سارتر هنوز فراموش نشده است، ولی بااینحال گرامیداشت یاد و خاطرۀ او آنچنان هم به خوبی و خوشی برگزار نمیشود.برای بسیاری از محافظهکاران آمریکایی که اصولاً نسبت به متفکران اروپایی سوءظن دارند، او هنوز هم نماد روشنفکران چپگرایی است که در هالهای از دود سیگار و پیپ فلسفههایی عجیبوغریب میبافند. حتی برای بسیاری از مردم فرانسه نیز همراهی سارتر با کمونیسم او را در بخش ناجور تاریخ قرار داد.با تمامی این تفاصیل، مناسبتهای یادبود چیزی نیست که بتوان در برابر آنها مقاومت کرد. ازاینرو آرامگاه نهایی بسیاری از بزرگان ادبیات فرانسه، یعنی کتابخانۀ ملی فرانسه، در نظر دارد که با برپایی یک نمایشگاه عمده دربارۀ سارتر فیلسوف، نویسنده، نمایشنامهنویس و روشنفکر متعهد این مناسبت را گرامی بدارد و با این عمل او را بهسوی جایگاهی هدایت میکند همسنگ جایگاه ولتر، هوگو و زولا در ردیف بزرگان سیاسی روشنفکر فرانسه.ولی آیا امروزه سارتر هنوز هم محلی از اِعراب دارد؟📌متن کامل در وبسایت جهان کتاب: https://B2n.ir/pf8#سارتر@jahaneketabpub
◽️ فغـانمهدی اخوان ثالث [اشارهٔ شاعر: غزلی است که در اوایل اردیبهشت ۱۳۶۷ در مشهد ـ سفر گریز از موشک و بمب تهران و نیز عزایی خانوادگی در ایام نوروز ـ سرودهام و دوست شاعر فاضل و ارجمند چهل و اندساله، محمد قهرمان عزیز آن را استقبال کرد، به یادگار برای این دوست شاعرِ مُفلِق نوشتم تا چه قبول افتد...]چراغ از حجلهٔ داغ است برزنها و کوها راچه بغضی میفشارد زین مصیبتها گلوها رابلورین لالههای حجلهها بین، شعله در شعلهچراغانی به خون کردند و آتش، چارسوها راجوانان آرزوهای دل خلقند و این بیپیردهد فرمان که بیند قتل عام آرزوها راجهان دریای محنت شد، زبس غم بار شد بر غمشود دریا چو جمع آرند رود و نهر و جوها رامشام عالمی پر گشته از دود دلِ مردمز بس برده است با خود، بادْ داغاندود بوها راستم از دوستان چون بیشتر از دشمنان بینیسزد گر فرق نشناسی ولیها و عدوها رازنان داغدیده روسریهای سیه پوشندکه ننماید سپید از بس که برکندند موها راطلاق بیستساله بیاثر گردید و گردآوردغم داغ جوان، از هم جدا، زنها و شوها راسیهدل پیر جنگاندیش را گو رو به دریا کنسپید صلح بین، پرچم به پرچم، خیل قوها رادگر می هم نباشد چارهٔ درد و غمت، امید!بگو ساقی چو خُمها بشکند غمگین سبوها راسراغ روشنی کم گیر، ای شبگرد کاندر شهرچراغ از حجلهٔ داغ است برزنها و کوها را|شعر جنگ به روایت غیررسمی (برگهایی فراموششده از تاریخ ادبیات ایران: ۱۳۵۹-۱۳۷۹) | کامیار عابدی |#شعر_جنگ#مهدی_اخوان_ثالث#کامیار_عابدی#هزارتوی_نوشتن@jahaneketabpub
◽️پس از آغاز جنگ ایران و عراق، شماری از شاعران جوان و میانسالِ متمایل به ایدئولوژی مذهبی- سیاسیِ مستقر شروع به انتشار آثار خود در موضوع جنگ کردند. این گرایش را میتوان «شعر جنگ به روایت رسمی» دانست. در مقابل، شاعران دیگری هم بودند که بر اساس ایدئولوژیهای ملّی و چپ یا به طور کلّی بر اساس نگاه عُرفی، آثار متعدد و پراکندهای با محتوای جنگ پدید آوردند. آثار این گروه را میتوان کمابیش «شعر جنگ به روایت غیررسمی» نام داد.در کتاب حاضر فراتر از دویست سروده در قالبهای سنّتی و شکلهای نو از حدود نود سراینده در گرایش «شعر جنگ به روایت غیررسمی» در دسترس دوستداران شعر فارسی قرار گرفته است.با سرودههایی از:ه.ا. سایه، مهدی اخوان ثالث، سیاوش کسرایی، نادر نادرپور، سیمین بهبهانی، رضا براهنی، احسان طبری، منصور اوجی، محمد مختاری، منوچهر نیستانی، محمدعلی اسلامی ندوشن، احمدرضا احمدی، حافظ موسوی، محمدرضا شفیعی کدکنی و...|شعر جنگ به روایت غیررسمی (برگهایی فراموششده از تاریخ ادبیات ایران: 1379-1359) | کامیار عابدی |#شعر_جنگ#کامیار_عابدی#هزارتوی_نوشتن⭕️ خرید از سایت : www.jahaneketab.ir@jahaneketabpub
◽️بتهوون فیلسوف نبود، امّا به آثار چند تن از فیلسوفان بزرگ، چه از عهد باستان و چه از دورههای متأخر، چه اروپایی چه شرقی، علاقه داشت. در ۱۸۱۸ نوشت: «سقراط و مسیح سرمشقهای مناند.» این علاقه به فلسفه به دوران جوانیاش بازمیگشت... به فراوانی مطالعه میکرد؛ زیر گفتههای فلسفی یا کلمات قصاری که مییافت خط میکشید یا از آنها یادداشت برمیداشت. حتی برخی از این یادداشتها را به موسیقی درمیآورد...بتهوون بهکرّات عشقش را به یافتن حقیقت- که میتوان آن را هدف دانست- ابراز کرده است. در نامهای به گوته نوشت: «من حقیقت را بیش از هر چیز دیگر دوست میدارم»... از کودکی نیکی کردن در حق دیگران، رفتار بزرگوارانه و رعایت تقوا را قلباَ دوست میداشت و در موارد فراوان میل کمک به نیازمندان و زیستن به خاطر دیگران را بروز داده است. بهویژه بسیار خوشحال میشد که هنرش در کارهایی به سود دیگران به کار گرفته شود ...📖 فشردهای از زندگی، آراء و آثار بتهوون باری کوپر ترجمهٔ محسن یلفانی #بتهوون#محسن_یلفانی⭕️خرید از وبسایت جهان کتاب: www.jahaneketab.ir@jahaneketabpub
◽️نقاب 127 منتشر شد: 📌 محکمۀ شعلهور جان دیکسون کارترجمۀ پرستو جهانبین در روشنایی لرزان شمعها، گذشته هنوز نفس میکشد.خانهای خاموش، قبری گشوده و زنی که شباهتش به جادوگری اعدامشده، از حد یک تصادف ساده فراتر میرود.با هر گامی که به سوی حقیقت برداشته میشود، مرز میان واقعیت و وهم کمرنگتر میگردد. آیا همهچیز توضیحی عقلانی دارد، یا نیرویی ناشناخته از دلِ تاریکیِ قرنها بازگشته است؟محکمۀ شعلهور، شاهکار جان دیکسون کار، روایتی مسحورکننده از راز، هراس و فریب است؛ رمانی که با فضایی گوتیک، معمایی فراموشنشدنی و پایانی تکاندهنده، خواننده را تا آخرین صفحه در بند خود نگه میدارد.#نقاب127#محکمه_شعلهور#جان_دیکسون_کار#پرستو_جهانبین⭕️ خرید از وبسایت جهان کتاب:www.jahaneketab.ir@KetabeNeghab
◽️خوانندگان آثار کافکا همواره او را از خلال نوشتهها و خاطرات دوستش ماکس برود یا در آینهٔ آثاری چون «مسخ» میبینند: تصویر مردی که روزی به شکل حشرهای هولناک از خواب برمیخیزد... طبیعی است که روایتگر چنین قصهای را انسانی افسرده و از جهان بریده بپنداریم.به گفتهٔ رادک مالی (نویسندهٔ کتاب) کافکا با جهان مشکل داشت و جهان نیز تا به امروز با او مشکل دارد. ولی این بار، در این اثر کمبرگ درمییابیم که کافکا انسانی شبیه ماست - یا دستکم تا حدودی شبیه ما.در اینجا کافکا را از دریچهٔ زندگی واقعیاش مشاهده میکنیم؛ مرد جوانی که مشتاقانه از زندگی بهره میجوید: به سفر میرود، شنا و قایقرانی میکند، چند بار عاشق میشود و... البته همه را به شیوهٔ خودش!اما ویژگی دیگر کتاب، طنز پنهان در قطعات کوتاه آن است که تصویرگری هنرمند (رناتا فوچیکوا) آن را به تصویر کشیده است. در این کتاب، بیشتر تصاویر سخن میگویند...📖 فرانتس کافکا: انسان زمان خود و زمان ما نویسنده: رادک مالی تصویرگر: رناتا فوچیکوا ترجمه از زبان چکی: رضا میرچی📮 تهیه از:کتابفروشیها وسایت jahaneketab.ir #کافکا#رادک_مالی#رضا_میرچی@jahaneketabpub
◽️نقاب 125 منتشر شد: 📌 مگره و قضیۀ ناحور ژرژ سیمنونترجمۀ عباس آگاهی در یک شب سرد زمستانی در پاریس، دکتر پاردُن، دوست قدیمی مگره، با تلفن او را از خواب بیدار میکند: زنی ناشناس با زخم گلوله به مطب او آمده و پس از درمان اولیه، ناپدید شده است. ساعاتی بعد، جسد فلیکس ناحور، قمارباز حرفهای لبنانی، در خانۀ مجللش پیدا میشود.مگره در جریان تحقیقات خود با شبکۀ پیچیدهای از روابط، حسادت، عشق و دروغ روبهرو میشود که همه به گونهای به همسر جذاب ناحور و اطرافیانش ارتباط مییابند...#نقاب125#مگره_و_قضیه_ناحور#ژرژ_سیمنون#عباسـآگاهی⭕️ خرید از وبسایت جهان کتاب:www.jahaneketab.ir@KetabeNeghab
◽️نمایش اهانت آمیزآیا میشود داستانهای پتر هاندکه را از موضعگیریهای بدنامِ سیاسیاش جدا کرد؟ روث فرانکلینترجمۀ سعید پزشک در دهم دسامبر ۲۰۱۹، پتر هاندکه، نویسندۀ اتریشی، جایزۀ نوبل ادبیات را دریافت کرد. اگر از گرفتن این جایزه احساس غرور یا پیروزی کرد، چیزی بروز نداد. هاندکه، با پاپیونی کج روی پیراهنِ رسمیِ سفیدِ نامناسب و چشمانی بیاحساس در پشت عینکِ با قاب گردِ همیشگیاش، به نظر تسلیم تقدیر میآمد؛ انگار تحت یک عمل جراحیِ آزاردهنده بود. هنگامیکه جایزه را پذیرفت، برخی از حضار- چون همه در تشویق مشارکت نمیکردند – به همان اندازۀ تشویقکنندگان عبوس به نظر میرسیدند. هاندکه در دهۀ ۱۹۶۰ نویسندگی را شروع کرد، بهعنوان یک شورشگر ادبی، با نوشتن آثار نمایشیِ ابزورد (پوچگرا) و اجتناب از کنش، کاراکتر و دیالوگ؛ و به قول یک منتقد برای «پرخاشهای مکرر تهدیدآمیز، بهصورت ناشناس». یکی از نمایشنامههای اولیهاش به نام اهانت به تماشاگر با توهین بازیگران به تماشاگران تمام میشود... 📌 متن کامل را در وبسایت جهان کتاب بخوانید:https://B2n.ir/by4797#مجله_جهان_کتاب#پتر_هاندکه#سعید_پزشک@jahaneketabpub
◽️نقاب 122 منتشر شد: 📌دوز و کلکها پییر بوالو و توماس نارسژاکترجمۀ عباس آگاهی مجموعۀ دوز و کلکها حاوی سی و دو داستان کوتاه است که نویسندگان _ پیر بوالو و توماس نارسژاک _ آنها را به چهار بخش تقسیم کردهاند: بخش نخست، «روانیها» حاوی داستانهایی است بر مبنای رفتارهای عجیب و غیرمنطقی شخصیتهای اصلی. بخش دوم، «خشنها» داستانهایی را در بر میگیرد که جنبۀ معمایی داشته، در زمرۀ کلاسیکهای این نوع ادبی قرار دارند. بخش سوم، «زشتها» شاهکارهایی هستند که بر محور رفتارهای زشت و ناخوشایند، ناشی از قساوت و سنگدلی شکل میگیرند. و سرانجام، بخش چهارم شامل «قصههایی دیگر» است.#نقاب122#دوز_و_کلکها#بوالوـنارسژاک#عباسـآگاهی⭕️ خرید از وبسایت جهان کتاب: www.jahaneketab.ir@KetabeNeghab
◽️ پیوند موفق توان نظامی و مهارت دیپلماتیک کارل گوستاف مانرهایم ( ۱۸۶۷–۱۹۵۱) برجستهترین فرمانده نظامی و یکی از مهمترین رجال سیاسی فنلاند به شمار میرود. او در میان فنلاندیها جایگاهی مشابه آتاترک در ترکیه یا جرج واشینگتن در ایالات متحده دارد؛ شخصیتی که هم در شکلگیری دولت مستقل فنلاند و هم در حفظ استقلال آن نقشی تعیینکننده ایفا کرد.*مانرهایم در خانوادهای اشرافی و سوئدیزبان در فنلاند، زمانی که این کشور بخشی از امپراتوری روسیه بود، متولد شد. او تحصیلات نظامی خود را در روسیه گذراند و نزدیک به سی سال در ارتش امپراتوری تزار خدمت کرد. در جنگ روسیه و ژاپن (۱۹۰۵-۱۹۰۴) و سپس در جنگ جهانی اول حضور داشت و تا درجۀ ژنرالی ارتقا یافت. پس از انقلاب روسیه در ۱۹۱۷ به فنلاند بازگشت.مهمترین درجات نظامی و مسئولیتهای او عبارت بودند از:افسر سوارهنظام ارتش امپراتوری روسیهژنرال ارتش روسیه (تا ۱۹۱۷)فرمانده نیروهای «سفید» در جنگ داخلی فنلاند (۱۹۱۸)رئیس شورای دفاع فنلاند (۱۹۳۱–۱۹۳۹)فرمانده کل نیروهای مسلح فنلاند در «جنگ زمستانی»فیلدمارشال فنلاند (۱۹۳۳)«مارشال فنلاند»؛ عالیترین درجۀ نظامی کشور (۱۹۴۲)خدمات او را به میهنش به این شرح میشود برشمرد:۱. تثبیت استقلال فنلاندپس از استقلال فنلاند در ۱۹۱۷، کشور وارد جنگ داخلی شد. مانرهایم فرمانده نیروهای دولتی بود و با پیروزی آنان، دولت تازهتأسیس فنلاند تثبیت شد. سپس در مقام نایبالسلطنه و رئیس کشور، برای بهرسمیتشناختهشدن استقلال فنلاند در سطح بینالمللی تلاش کرد.۲. دفاع از کشور در برابر اتحاد شورویبیشترین شهرت مانرهایم به رهبری فنلاند در برابر حمله شوروی در «جنگ زمستانی» (۱۹۳۹–۱۹۴۰) بازمیگردد. او با وجود برتری عظیم ارتش سرخ از نظر نفرات و تجهیزات، دفاعی مؤثر را در برابر آنها سازمان داد و مقاومت فنلاند تحسین جهانیان را برانگیخت. استحکامات دفاعی مشهور «خط مانرهایم» در تنگه کارلیا به نام او شناخته میشود.۳. حفظ استقلال فنلاند در پایان جنگ جهانی دومدر سال ۱۹۴۴، هنگامی که آلمان در آستانه شکست قرار داشت، مانرهایم به ریاست جمهوری فنلاند رسید. او طی مذاکراتی دشوار با اتحاد شوروی توانست کشور را از جنگ خارج کند و مانع از اشغال کامل یا تبدیل فنلاند به یک دولت وابسته به مسکو شود. این موفقیت از مهمترین دستاوردهای سیاسی مانرهایم به شمار میرود.*مانرهام را قهرمان ملی فنلاند میدانند. چرا که در دو مقطع سرنوشتساز تاریخ فنلاند حضور مؤثر و ثمربخش داشته است:در زمان تولد کشور مستقل فنلاند، به تثبیت استقلال آن کمک کرد.در زمان بزرگترین تهدید خارجی کشور، استقلال فنلاند را در برابر اتحاد شوروی حفظ کرد.بسیاری از مورخان معتقدند اگر رهبری نظامی و سیاسی مانرهایم نبود، احتمال داشت فنلاند نیز مانند کشورهای بالتیک پس از جنگ جهانی دوم به یکی از جمهوریهای شوروی تبدیل شود. به همین دلیل او اغلب «پدر فنلاند نوین» و بزرگترین قهرمان ملی این کشور دانسته میشود. در یک نظرسنجی ملّی نیز به عنوان «بزرگترین فنلاندی تاریخ» انتخاب شد.در نهایت، کارل گوستاف مانرهایم نه تنها یک فرمانده نظامی برجسته، بلکه دولتمردی عملگرا بود که توانست در بحرانیترین سالهای تاریخ فنلاند، استقلال و موجودیت کشورش را حفظ کند. او بهخوبی میدانست که فنلاند تنها به اتکای نیروی نظامی محدود خود نمیتواند از استقلالش در برابر ارتشهای نیرومند قدرتهای بزرگ محافظت کند. از این رو، با درایتی کمنظیر و به کار گرفتن ترکیبی از توانایی نظامی و مهارت در عرصۀ دیپلماسی، توانست فنلاند را از کورۀ سوزان جنگهایی که استقلال و بقایش را به طور جدی تهدید میکرد به سلامت خارج سازد. به همین سبب، نام او در حافظه تاریخی فنلاند با مفاهیمی چون استقلال، مقاومت، میهندوستی و بقا گره خورده است.[url=https://uploadkon.ir/uploads/f98123_26ChatGPT-Image-Jul-18-2026-07-09-30-PM.jpg][img]https://uploadkon.ir/uploads/thumbs/f98123_26ChatGPT-Image-Jul-18-2026-07-09-30-PM.jpg[/img][/url] | کارل گوستاف مانرهایم: در راه آزادی و سربلندی فنلاند | استیون جی. زالوگا | ترجمۀ کاوه بیات | #مانرهایم#آزادی_فنلاند#استقلال_فنلاند#شوروی#رهایی_از_سلطه_روسیه#جنگ_جهانی_دوم⭕️www.jahaneketab.ir@jahanekietabpub
◽️📌 فهرست انتشارات جهان کتاب _ مـرداد ۱۴۰۵www.jahaneketab.ir@jahaneketabpub
◽️www.jahaneketab.ir@jahaneketabpub
👆👆👆نویسندگان مجموعهدر «مجموعۀ نقاب» تاکنون آثار 29 نویسنده به چاپ رسیده است: ژرژ سیمنون (از مجموعۀ «سربازرس مگره»): 40 عنوان فردریک دار: 25 عنوان پییر بوالو و توماس نارسژاک: 17 عنوان کارستن کلمان و ولف برومل: 5 عنوان شارل اگزبرایا: 4 عنوان یاکوب آرژونی: 4 عنوانجان لوکاره: 3 عنوان ژان کریستف گرانژه، میشل بوسی، گیوم موسو، و ویلیام زانزینگر، و جیمز میچل: هرکدام 2 عنوانفرد وارگاس، پُل آندروتا، س.آ استیمن، رابرت پایک، لوئیز باشِلُری، دنیس لیهان، پاتریک مانشِت، مارک لوی، پاتریشیا کورنوِل، میشل لوبُرن و کلود مَسپِلد، الیویه نورِِک، کانائه میناتو، پتروس مارکاریس، دوروتی ب. هیوز، و جرج هیگینز،: هرکدام 1 عنوان شماری از این نویسندگان برای نخستین بار در «مجموعۀ نقاب» به خوانندگان فارسیزبان معرفی شدهاند. مترجمان مجموعهکتابهای «مجموعۀ نقاب» توسط ۱۲ مترجم به فارسی برگردانده شده است که بیشترین ترجمه، از زبان فرانسوی، از آن دکتر عباس آگاهی است. دیگر مترجمان مجموعه عبارتاند از: یاسمن مَنو و قاسم صنعوی (از زبان فرانسوی) دکتر ناصر زاهدی (از زبان آلمانی)فرزاد فربد، کورش سلیمزاده، نادر ریاحی، سحر قدیمی، آزاده سلحشور، فروزان صاعدی، ریحانه عسگری و پرستو جهانبین (همگی از زبان انگلیسی)◽️ انتشار کتاب در «مجموعه نقاب» ادامه دارد و عنوانهای تازهای در دست ترجمه، ویرایش، آمادهسازی، و چاپ و صحافی است.◽️📌 بهزودی منتشر میشود: نقاب ۱۲۲| دوز و کلکها | پییر بوالو و توماس نارسژاک | عباس آگاهی نقاب ۱۲۵ | مگره و قضیه ناحور | ژرژ سیمنون | عباس آگاهی نقاب ۱۲۷ | محکمه شعلهور |جان دیکسون کار | پرستو جهانبین#مجموعه_نقاب#ادبیات_پلیسی#ادبیات_جنایی#ادبیات_معمایی#جهان_کتاب@KetabeNeghab
◽️📌 گزارشی از «مجموعۀ نقاب»124 عنوان کتاب در بیش از 20000 صفحه «مجموعۀ نقاب» عنوان سلسله کتابهایی است در سبک جنایی/ کارآگاهی و معمایی. در این مجموعه، آثار برگزیدهای از نویسندگان نامآور و صاحبسبک این ژانر ادبی به فارسی ترجمه شده است.نخستین کتاب از «مجموعه نقاب» در سال 1389 منتشر شد و تا امروز (تیرماه 1405) 124 عنوان کتاب (در مجموع 20600 صفحه) در این مجموعه انتشار یافته است.👇👇👇@KetabeNeghab
https://uploadkon.ir/uploads/e5bf22_262323.jpg◽️تا بدانی که به چندین هنر آراستهام علی خزاعیفر در فرهنگ ما ایرانیها به چندین هنر آراسته بودن امر نادری نبوده، کما اینکه حضرت حافظ جدا از اشتغال تماموقت به شعر و عرفان، عاشق و رند و نظرباز هم بوده و این کار را نهتنها کسر شأن نمیدانسته بلکه فاش میگفته و به آن مباهات میکرده است. خاطرم هست در بچگی مردانی سطلبهدوش و بیلبهدست از کوچهها میگذشتند و جار میزدند: «چاقو تیز میکنیم، چاه میکَنیم، پنبه میزنیم، آب حوض خالی میکنیم، باغچه بیل میزنیم، حیاط جارو میکنیم.» (جالب است که در آن ایام پنبۀ کسی را زدن و چاه برای کسی کندن جزو مشاغل بهحساب میآمده). دلاکهای قدیم هم خالههمهکاره بودند. کیسه میکشیدند، لیف میزدند، مشتومال میدادند، سر میتراشیدند، آیینهداری میکردند، ریش خضاب میکردند، سر و دست و پا حنا میبستند، حجامت میکردند، رگ میزدند، دندان میکشیدند، ختنه میکردند و زخمبندی تعویض میکردند، یا به قول امروزیها جراحی کوچک و خدمات پس از عمل انجام میدادند. در عصر حاضر هم مدیران ما رجالی جامعالاطراف و همهفنحریف هستند، و همۀ کارهایی را که مرتبط با ترقی و ارتقایشان است، فوت آباند و هرلحظه آمادهاند از پشت میزی در یک اداره یا وزارتخانه به پشت میزی بالاتر عمودی طی طریق کرده و سپس افقی طیّالارض کنند. اصلاً فرق فارق میان انسان و حیوان همین است که حیوان نمیتواند بیش از یک مهارت و یک شغل داشته باشد، ولی انسان قادر است همزمان به صد شغل مشغول باشد و دربارۀ صد تخصص مختلف اظهارنظر کند. تخصصگرایی توطئۀ غربیهاست که میخواهند انسان به کمال خود نرسد و در مرحلۀ حیوانی باقی بماند.*باری، از شما چه پنهان، بنده هم به چندین و چند هنر آراستهام. کارهایی را که من میکنم دهها آدم با تخصصهای مختلف از پسشان برنمیآیند. ولی قبل از اینکه بگویم چه کار میکنم، بگذارید بگویم چه کارها کردهام تا به اینجا رسیدهام. بنده از دانشگاهی معروف در ایران فارغالتحصیل شدم. از پایاننامۀ کارشناسی ارشدم دو مقالۀ «جی.سی.آر» درآوردم که استادم با آنها به دانشیاری رسید و از پایاننامۀ دکتریام سه مقالۀ «آی.اس.آی» بیرون کشیدم که استاد دیگرم به رتبۀ استادی رسید ولی چنانکه افتد و دانی، خود مرا در دانشگاه استخدام نکردند. مدتی افسرده بودم. نه کاری برایم پیدا میشد و نه مغزم کار میکرد. دختری که قرار بود همسرم بشود، به بهانۀ اینکه بیعرضه هستم، رهایم کرد و رفت زن مردی شد که روز اول آشنایی یک گردنبند طلا برایش خرید. تصمیم گرفتم بروم خارج. ولی یادم آمد پول ندارم. تصمیم گرفتم خود را از پلی آویزان کنم ولی طناب پوسیده بود و پاره شد. بعد از آن به کارهای مختلفی مشغول شدم که از گفتن آن شرم ندارم چون مجبور بودم شکمم را سیر کنم. مدتی در صف تعویض پلاک ماشین، نوبت میگرفتم و نوبتم را میفروختم. چند صباحی هم لباس گوریل میپوشیدم و جلوی یک مغازه فستفود بالا و پایین میپریدم و به سینه میکوبیدم و رهگذران را به خوردن غذای فوری تشویق میکردم. چندی هم میوههای نارس را رنگ میکردم تا بتوانند به جای میوۀ رسیده بفروشند. مدتی هم سگگردانی میکردم تا اینکه این کار را غیرقانونی اعلام کردند. روزی یکی از دوستان قدیم که دو سالی پیش از من فارغالتحصیل بیکار شده بود، گفت: «کار از خانه قبول میکنی؟» گفتم: «قبول میکنم». گفت: «بردار یک مقاله بنویس». گفتم: «از هر چه مقاله است حالم به هم میخورد». گفت: «نگران نباش. این یکی به نام خودت چاپ نمیشود و پول خوبی هم گیرت میآید». دو سالی برای دوستم در پستوی خانه علم تولید کردم. اوایل کمی معذّب بودم ولی خیلی زود بر خودم مسلّط شدم. دانشجو وانمود میکرد مقالهاش را خودش نوشته؛ استاد وانمود میکرد در نوشتن مقاله سهم داشته؛ وزارتخانه وانمود میکرد مقاله به درد ملّت میخورد؛ با خودم گفتم بنده چهکارهام که شکم خود را پاره کنم. این بود که یاد گرفتم وانمود کنم هیچ نقشی در نوشتن مقاله نداشتهام. ولی مشکل این بود که پول چندانی گیرم نمیآمد. ظرف دو سال دوستم شد بورژوا و من همان پرولتاریای علمی استثمارشده باقی ماندم. تا اینکه سه سال پیش دفتری زدم با عنوان «دفتر خدمات دانشگاهی» و مستقل شدم. در این دفتر سیوشش فرد پیاچدی بیکار را به کار گرفتم و نگذاشتم که این سرمایۀ هوشی معطل بماند یا از مملکت خارج شود... متن کامل را در وبسایت جهان کتاب بخوانید:ttr.ir/4k3d29#مجله_جهان_کتاب#علی_خزاعی_فر#طنز @jahaneketabpub
◽️📖 نویسندگان مشغول کارندگزیدۀ گفتوگوهای پاریس ریویو ترجمۀ احمد اخوت 📮 تهیه از: کتابفروشیها و وبسایت جهان کتاب jahaneketab.ir#مجموعهـهزارتویـنوشتن#نویسندگان_مشغول_کارند#مجله_پاریس_ریویو#مصاحبه_ها#احمدـاخوت@jahaneketabpub
◽️خودم را از راهپلهٔ دودگرفته و کجومعوج مطب بهمن به خیابان میرسانم. آفتابی بیرمق روی آسفالت پهنشده است. دلم میخواهد همینجا وسط خیابان آمادگاه زانو بزنم، گوشم را بگذارم روی زمین و به آدمهایی که دورم حلقهزدهاند بگویم قطارم دارد میآید.بعد از ناکجا قطاری سوتزنان پیش بیاید، جلوی پایم بایستد، بپرم روی پلّههایش و برای جماعت حیران دست تکان بدهم.از کنار داروخانهها، مطبها، آزمایشگاهها و فروشگاههای تجهیزات پزشکی رد میشوم. میرسم به اغذیهفروشی کوچکی. در ویترین، پیراشکیها و سمبوسهها برق میزنند. دلم غش میرود.از آن چربترین و ناسالمترینهاست. جسارتش را دوست دارم. از اینکه همان است که هست، من همانکه هستم، نیستم. نتوانستهام باشم. بهای سنگینی داشت که هرگز از پس پرداختش برنیامدهام.🔗 داستان کوتاه «گسل» را به قلم سمیه سمساریلر در وبسایت جهان کتاب بخوانید:https://ttr.ir/mt9fwd#داستان_کوتاه#جهان_کتاب#سمیه_سمساریلر#داستان#گسل@jahaneketabpub
◽️ از مجموعۀ «دانش و فن» منتشر شد: 📖 هوش مصنوعی و بمب جیمز جانسونترجمۀ محمدامین پورحسینقلی در جهانی زندگی میکنیم که همزمان دو تهدید بزرگ بر سر بشریت سایه افکنده است: ظهور هوش مصنوعی با همۀ فرصتها و تهدیدهایش، و خطر جنگ هستهای که همچنان چون کابوسی زنده بر امنیت بینالمللی سایهگستر است. ترکیب این دو پدیده، یعنی پیوند استراتژیک میان هوش مصنوعی و سلاحهای هستهای، چالشی تازه و بیسابقه است که میتواند مسیر آیندۀ جنگ و صلح را دگرگون کند.برای خوانندۀ ایرانی، اهمیت این کتاب دوچندان است. ایران در قلب یکی از حساسترین مناطق جهان قرار دارد؛ منطقهای که بهطور مداوم در معرض تهدید، بحران، جنگهای نیابتی و فشارهای بینالمللی است. اسرائیل که خود زرادخانهای هستهای دارد، یک جنگ دوازدهروزه علیه ایران به راه انداخت؛ جنگی که با ترکیبی از حملات سایبری، پهپادی و موشکی همراه بود و بهخوبی نشان داد چگونه حتی یک درگیری محدود میتواند بهسرعت به سطوحی خطرناکتر کشیده شود.#مجموعه_دانش_و_فن#هوش_مصنوعی#جنگ_افزارهای_هوش_مصنوعی#هوش_مصنوعی_و_بمب_اتمی@jahaneketabpub
◽️از مجموعۀ «هزارتوی نوشتن» منتشر شد: 📖 شاعران ایران و هجوم متفقین(جنگ جهانی دوم در آیینۀ شعر فارسی)کامیار عابدی جنگ جهانی دوم (۱۹۳۹ - ۱۹۴۵) یکی از مهیبترین و خونبارترین جنگها در تاریخ بشر بوده است. چندین و چند کشور به طور مستقیم، و بسیاری دیگر به نحو غیرمستقیم در آن درگیر شدند. ایران از کشورهایی بود که با وجود دور ماندن از جبهههای جنگ، از آسیبهای آن در امان نماند. آیا دورۀ بهنسبت طولانی این جنگ در ایران (سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵) نباید با آفرینش شعرهایی مرتبط با آن همراه بوده باشد؟در این کتاب _ با بهره گیری از منابع متنوع و گاه کمتر دیده شده _ فراتر از سیصد شعر از حدود شصت شاعر در موضوعاتی چون خبرهای جنگ، ورود متّفقین به ایران، توجه به سوسیالیسم و کمونیسم، تأکید بر مام میهن و زمینههای وابسته به آنها ازجمله تقبیح نازیها و تحسین اتحاد شوروی، و تأکید بر صلح گردآوری شده است. همچنین در بخش نخست کتاب، آگاهیها و تحلیلهای لازم دربارۀ جنگ جهانی دوم، ایران در این جنگ، و شعر و شاعران ایران در این دوره ارائه شده است.#هزارتوی_نوشتن#کامیار_عابدی#شعر_جنگ@jahaneketabpub
[url=https://uploadkon.ir/uploads/0b4f19_26سیمین-12.jpg][img]https://uploadkon.ir/uploads/thumbs/0b4f19_26سیمین-12.jpg[/img][/url]◽️«در یکی از شبهای آدینۀ اواخر تابستان 1319 یک شاعر جوان، هنگام عبور از جلوی بازار تجریش، تابلوی انجمنی ادبی به نام "دانشوران" را دید. این شاعر جوان [پرویز خطیبی]، که بعدها در ترانهسرایی و روزنامهنگاری و فیلمسازی نیز به کار پرداخت، تصمیم گرفت تا در نشست این انجمن شرکت کند. بنابراین، "با کمال احتیاط" وارد خانهای شد که انجمن در آن تشکیل میشد. قلم را به دست او میسپاریم: "[...] وقتی جلسه رسمی شد و شاعران یکی پس از دیگری اشعارشان را خواندند، نوبت به دختری نوجوان رسید. او با کاغذی که در دست داشت، پشت میز خطابه آمد و ایستاد. به نظرم آمد که این دختربچّه با استفاده از موقعیت پدر و مادرش میخواهد خودش را جزو شاعران جا بزند. امّا وقتیکه شروع به خواندن کرد، من و دیگران با بُهت و حیرتِ فراوان به او خیره شدیم. دخترک [...] در یک قطعه شعر، ماجرای خداحافظی یک عاشق را با معشوقهاش چنان ماهرانه تصویر کرده بود که با هر کلامش دل شنونده بیتاب میشد و دنیای خیالی شاعر در برابرش جان میگرفت و خودش را به جای آن عاشق بیقرار و یا آن معشوقة شوربخت میدید. یکی، که در کنار من نشسته بود، با دوستش زمزمه کرد: «مادرش برایش ساخته»، و احمد گلچین معانی در مقام دفاع از دخترک، اخمها را درهم کرد و گفت: "لطفاً مزخرف نگویید آقا". افسوس که از آن قطعة شیوا فقط بیت آخر آن را به یاد دارم که عاشق میگوید: "ماه من، آه، خداحافظِ تو/ آه، ای ماه، خداحافظِ تو...". نام آن دختر نوجوان سیمینبَرِ خلیلی بود...»کتاب کامیار عابدی، پژوهشگر شعر معاصر، با این سطرها آغاز میشود. عابدی در این تکنگاری، بهاختصار اما به طور جامع، نکتهای را دربارة زندگی و آثار سیمین بهبهانی ناگفته نگذاشته است. سیمین شاعر شاخصی است که بیش از هفت دهه در عرصة ادب فارسی خوش درخشید و نهتنها در ایران، که در جوامع همزبان و همجوار، دوستداران و رهروان بسیار یافت. به گفتة عابدی «بهبهانی گویندهای است که دو دورة عمدة سنّت/ نوسنّتگرایی و نوگرایی ادبی را با تمرکز در قالب غزل [...] از سر گذراند. وی را میتوان شاعری بسیار چیرهدست با تصویرها و زبانی همواره نوشوَنده، و پُرطراوت قلمداد کرد. شاید بتوان گفت که در حدود یک دهه و نیم پایانی زندگی، پرچم در دست او قرار داشت».بااینهمه، بهبهانی تنها شاعر نبود. او ترانهسرا، منتقد ادبی و تحلیلگر شعر و آثار منثور هم بود و از او نمیشود یاد کرد و از تکاپوهای مدنیاش سخن نگفت؛ مانند حماسهسرایی در دفاع از میهن و در مدح مقاومت رزمندگان در برابر تهاجم دشمن اشغالگر، و حمایت پیگیر از کوششهایی که برای احقاق حقوق زنان و کودکان صورت میگرفت. از اینرو سیمین وجدان بیدار جامعة خود بود. در کتاب حاضر، علاوه بر تخصیص پنج فصل به سرودههای او، در فصلهایی به این ابعاد شخصیّتی، ادبی و هنری شاعر نیز پرداخته شده است. همچنین در فصل پایانی کتاب نمونههایی از آرای اهل شعر و ادب دربارة سیمین بهبهانی آمده است.#هزارتوی_نوشتن#سیمینـبهبهانی#کامیارـعابدی#جهان_کتاب@jahaneketabpub
◽️📌به یاد سیمین بهبهانی، شاعر ملّی ایران، در زادروزش#سیمین_بهبهانی@jahaneketabpub◽️📌به یاد سیمین بهبهانی، شاعر ملّی ایران، در زادروزش#سیمین_بهبهانی@jahaneketabpub
[url=https://uploadkon.ir/uploads/6c0718_260101.jpg][img]https://uploadkon.ir/uploads/thumbs/6c0718_260101.jpg[/img][/url] ◽️دو همزاد با دو جهان بینی متفاوتماهی سیاه بهرنگی و ماهی سیاه لیونییکتا بهروزی تأثیر شگرف آثار ادبی بر روانِ انسان قابل پیشبینی نیست. گاه گذر زمان نهتنها سبب فراموشی آنها نمیشود، بلکه هر زمان صیقل یافتهتر و پختهتر بازمیگردند.بستهای از کتابهای دورانِ کودکیام را باز میکردم تا آنها را برای هدیه دادن به یک مرکزِ کودکان آماده کنم، که کتاب جلد ضخیم سوئیمی اثر لئو لیونی را یافتم.کتابی که در کودکی شیفتهٔ تصویرهای زیبای آن و ستایشگرِ شیرینکاریهای این ماهیسیاهه بودم. کتاب را بیرون کشیدم تا با آن تجدیدِ خاطره کنم که کتابِ ماهیسیاه کوچولوی صمد بهرنگی از لای آن بیرون افتاد.پس از اینهمه سال این دو با هم پرسشهای کودکانهٔ مرا دنبال میکردند! این پرسش که چرا سوئیمی، صدها و هزارها ماهی قرمز را زنده و سرخوش با خود به گَشت در دریا میبَرَد اما ماهیسیاه کوچولو باید بمیرد تا یک ماهی قرمز را به فکر دریا بیندازد؟!آن موقع به پاسخی نرسیدم و این پاسخی است که امروز پس از سالها به آن رسیدهام…صمد بهرنگی و ماهی سیاه کوچولوصمد بهرنگی، آموزگار، پژوهشگر فرهنگ مردم، نویسنده و مترجم در تیرماه ۱۳۱۸ در محلهٔ چرنداب تبریز در خانوادهای کارگری به دنیا آمد و در شرایطی دشوار رشد یافت.خود دربارهٔ کودکیاش میگوید: «مثل قارچ زاده نشدم، بیپدر و مادر، اما مثل قارچ رشد و نمو پیدا کردم، ولی نه مثل قارچ زود از پا درآمدم، هر جا نَمی بود به خود کشیدم، کسی نشد مرا آبیاری کند، من نمو کردم مثل درخت سنجد، کج و معوج و قانع به آب کم و شدم معلم روستاهای آذربایجان».او فارغالتحصیل دانشسرای مقدماتی پسران تبریز است و مدرک کارشناسی ادبیات فارسی را از دانشگاه تبریز دریافت داشته است.در تمام دوران تحصیل معلمیِ کودکان روستایی آذربایجان را تجربه کرده است و پای پیاده با خورجینهایی پُر از کتاب برای بچههای گرسنه و فقرزدهٔ آذربایجان – که صمد بهرنگی آموزش رسمی را با زندگی آنها بیارتباط میدانست – کتاب هدیه بُرده است.او معتقد بود: «ادبیات کودکان باید پلی باشد بین دنیای رنگین بیخبری و در رؤیا و خیالهای شیرین کودکی و دنیای تاریک و آگاه غرقه در واقعیتهای تلخ و دردآور و سخت محیط اجتماعی بزرگترها» و آنچه برای کودکان خلق کرد، با اعتقاد به همین باور بود.آخرین اثر او، ماهیسیاه کوچولو، که با نقاشیهای فرشید مثقالی در ۱۳۴۷ توسط کانون پرورش کودکان و نوجوانان منتشر شد در همان سال (۱۹۶۹) برندهٔ جایزهٔ بولونیا و دوسالانهٔ براتیسلاوا شد...متن کامل را در وب سایت جهان کتاب بخوانید👇https://alnk.ir/h2u#مجله_جهان_کتاب#صمد_بهرنگی#لئو_لیونی#ماهی_سیاه_کوچولو @jahaneketabpub