https://www.instagram.com/reel/DcZWo-cy7uo/?igsi=NTc4MTIwNjQ2YQ==
انتشار: 2026/08/23 20:34 UTCدریافت: 2026/08/23 23:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 23:40 UTC
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- Ganje Hozour Spiritual Messages پیامهای معنوی گنج حضور · تطابق دقیق — ۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰
- Ganje Hozour Spiritual Messages پیامهای معنوی گنج حضور · تطابق دقیق — ۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — Ganje Hozour Spiritual Messages پیامهای معنوی گنج حضور
به نام خداوند جان و خرد🌺موضوع: آنچه در مورد فضا گشایی از بیانات شیوا و گویای آقای شهبازی عزیز و گرامی آموختم.فضا گشایی در برابر اتفاق این لحظه یعنی:اولین چیزی که از ذهن در مواجهه با اتفاق گذر میکند، این است که: این اتفاق را خواست و اراده خدا به وجود آورده و من و هیچ چیز و هیچ کس دیگر مسبب این اتفاق نیست.- اتفاق برای خوشبخت کردن یا بدبخت کردن من نیامده.-این اتفاق جدی نیست و شوخی خداوند است. -این اتفاق به صلاح من است و خداوند در قالب این اتفاق میخواهد به من کمک کند در جهت تغییر و تبدیل من، که منظور از آمدن من به این جهان فرم است. تا تبدیل شوم به جنس اصلی خودم، که بینهایت و ابدیت خداوند است.-این اتفاق افتاده تا من چیزی یاد بگیرم. تبدیل شدن را یاد بگیرم.حالا در برابر اتفاق وظیفه من این است:-اتفاق را میپذیرم، و مقاومت و ستیزه و اعتراض نمیکنم.-به ذهن نمیروم و ذهن را از کار فکر کردن ساکت میکنم. اتفاق را قضاوت و خوب و بد نمیکنم.-تسلیم زندگی میشوم و در برابر خدا متواضع میشوم.-پشت سر هم فکر نمیکنم.-منقبض نمیشوم.-واکنش نشان نمیدهم. یعنی بین تحریک و پاسخ فاصله میاندازم.-از گذشته و آینده جمع میشوم و در لحظه حال ساکن میشوم و قرار و آرام میگیرم.-ناظر ذهن و افکارم میشوم.-درد هوشیارانه میکشم و برای تغییر درونم صبر میکنم.-هر لحظه خدا را شکر میکنم که امکان تغییر در من هست.حال که فضای درون من باز شد:-در این فضای گشوده یا فضای لا انساب یا مرکز عدم دوباره با خدا وحدت مجدد و هوشیارانه پیدا میکنم.-میبینم خدا با قضا و کن فکان خودش در دنیا عمل میکند.میبینم که او حاکم و فرمانروای هستی است و هر چه اراده کند همان میشود. یفعل الله ما یشا.-میبینم او شنوا و بینا و آگاه به کل هستی است.-میبینم که همه اوست، او ظاهر و باطن کل هستی است.-میبینم که او هر لحظه در کار جدیدی است.در این فضای گشوده است که درس اتفاق را میگیرم و درونم گشوده میشود و خداوند به من طعنه نمیزند چرا مرا نمیبینی؟-در این فضا درمان میآید.-در این فضا شراب نو نو مست کننده میآید. عقل و خرد خدا میآید.-در این فضا، شادی بی سبب، آرامش،سکون، قدرت، هدایت، صنع، فکر جدید، و راه حل میآید.و اما:-فضا گشایی را من تنها باید انجام دهم، هیچ کس نمیتواند به جای من فضا گشایی کند. پس باید توجهم در هر لحظه روی خودم باشد، و هر لحظه حاضر باشم تا بتوانم کادوی خدا را که همان یاد گرفتن درسم از اتفاق است را بگیرم.-خدا به جنس خودش در درون من نگاه میکند و نظر دارد، من ذهنی من برای خدا هیچ اهمیتی ندارد.-خداوند تمام اتفاقات و تکانها را در زندگی من به وجود میآورد تا کَره هوشیاری من که با دوغ ترش من ذهنی همانیده شده را جدا کند تا خلقت من که در ذهن متوقف شده را از راه تبدیل من تکمیل کند. انشاءالله.سپاس از زندگی برای نعمت فضا گشایی که به ما داد🌺سپاس از مولانای جان و آقای شهبازی🌺ناشناس-اصفهانt.me/GanjeHozourMessages
داستان «جزیرهای که در درون من بود»(تقدیم به همهی همسفرانی که هنوز در جستوجوی ساحلاند)غرقگاهروزی روزگاری، من در اقیانوسی بیکران شناور بودم. نه، شناور نبودم؛ دستوپا میزدم.غزل ۲۳۳۴ دیوان شمس طبلِ رحیلای طبلِ رَحیل از طرفِ چرخ شنیده وی رَخت ازینجای بدآنجای کشیدهاین غزل داره میگه بیدار شو ،بلند شو تو سرت زیر آب کردیانگار یک تلنگر به من زده شده مثل کسی که بیهوش در سطح زیر آب رفته و حالا داره از این بیهوشی خارج میشه میگه وقتِ ماندن در زیرآب نیست در این لحظات علت غرق شدنم می بینم سالها در منذهنی ماندهام؛ در درد، در ترس، در نگرانیِ تن، در دلمشغولیِ پول، در توقع از دیگران، در رنجش و شکایت. و موج های که من را به این سو و آن سو می بردندموجهای مثل:«ماشین خراب میشود»، «دندانِ فرزندم درد میکند و پول ندارم»، «همسرم نتیجه نمیگیرد»، «آینده چه میشود؟»«دیگران مدام مرا قضاوت می کنند»«اگر بهترین خودم نشان ندهم چه؟»اندر لحدِ بیدر و بیبام مقیمی ای بر در و بر بام به صد ناز دویدهفکر میکردم اگر دستوپایِ محکمتری بزنم، به ساحل میرسم.اما هرچه بیشتر میزدم، خستهتر میشدم آبها شورتر، و امواج بلندتر.در این میان، گویی کسی از دور فریاد زد:«دستوپا نزن! آرام باش! بگذار آب، تو را به ساحل ببرد.»با خودم گفتم: «این دیوانگیست! اگر دستوپا نزنم، غرق میشوم.»اما خستگی چنان امانم را بریده بود که چارهای جز «تسلیم» نداشتم.🦋 فرو رفتن در سکوتدستها و پاهایم را رها کردم.برایِ چند لحظه، آبها مرا در خود فرو بردندتاریکی، ترس، و صدایِ ضربانِ قلبم...اما در همان تاریکی، چیزِ عجیبی اتفاق افتاد:دیگر غرق نمیشدم.بدنم، بدونِ مقاومت، رویِ آب شناور شد. چشمانم را باز کردم. اقیانوس هنوز طوفانی بود، اما من در مرکزِ طوفان، آرام بودم.در آن آرامش، ناگهان جزیرهای را دیدم که قبلاً ندیده بودم.اینها همه سهل است، اگر مرغِ ضمیرت بر چرخ پریده بُوَد و دام دریده جزیره ای می بینم، پر از درختانِ میوهدار، چشمههایِ جوشان، و نسیمِ خنک بود.اما عجیبترین چیز این بود که جزیره در حالِ حرکت بود! هرجا که میرفتم، جزیره همراهِ من میآمد.متوجه شدم که این جزیره، جایی بیرون از من نیست؛ این خودِ من هستم که تبدیل به «ساحلِ امن» شدهام.دیگر منتظرِ نجاتدهنده نبودم؛ خودم، نجاتدهندهی خویش بودم🦋🌟✨🍀🌸🩷🦋🍀✨پیامی برایِ همسفرانهرکس را که در اقیانوسِ دستوپا میزند و من از دور شما را می بینم با فریاد می گویم:«نترس. این اقیانوس، تو را غرق نمیکند؛ تو را به خودت میرساند.فقط کافیست برایِ یک لحظه، دستوپا را بگذاری و به «جریانِ زندگی» اعتماد کنی.شاید در ابتدا با اشعار مولانا و خودشناسی، به اعماق بروی، اما در همان اعماق است که «جزیرهی درونت» را مییابی.»و وقتی شما میپرسید: «چگونه به جزیره برسیم؟»، لبخند میزنم و میگویم:فضاگشایی کن ،منیت و همانیدگی ها را بیانداز تا از این توهم غرق شدن بیایی بیرون تو خودت سرت زیر آب کردی «تو خودت، جزیرهای. فقط فراموش کردهای که زیرِ آب، پاهایت به زمین میرسد.»🦋✨پایان صحبتم: دعوت به سفرامروز، این داستان را برایِ شما میگویم، نه برایِ اینکه بگویم «من نجات یافتم»؛ بلکه برایِ اینکه بگویم:«شما هم در مسیرِ درستی هستید. همین که دستوپا زدن را کمتر کردهاید، یعنی جزیره را دیدهاید.»تنها کاری که باید بکنید، این است که به خودتان اجازه دهید در آبِ زندگی، نه به عنوانِ یک شناگرِ خسته، بلکه به عنوانِ یک مسافرِ آرام، حرکت کنید.یادتان باشد:جزیره، جایی نیست که به آن برسید؛ جزیره، حالتی است که در آن قرار میگیرید.«و اگر روزی موجی آمد که تو را لرزاند، به خاطر بیاور که خودت، ساحلتر از هر ساحلی، و آرامتر از هر آبی هستی.»با عشق، برایِ همهی همسفرانِ دریا. 🌊➡️🏝️الهه هیچ☘t.me/GanjeHozourMessages
