شد شد، نشد بیا اینجا با هم سیگار بکشیم غصهاش رو بخوریم.
انتشار: 2026/08/16 22:48 UTCدریافت: 2026/08/22 19:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 19:18 UTC
شد شد، نشد بیا اینجا با هم سیگار بکشیم غصهاش رو بخوریم.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — دِلنویس✍
چه دنیاییه همهمون داریم تو خودمون دو نفره زندگی میکنیمیکیمون استاد ظاهرسازیهکه هر روز وانمود میکنه حالش خوبهکه عادی رفتار کنه، عادی حرف بزنه، عادی زندگی کنهکه بلده حتی وسط خستگیهاش بخنده، حرف بزنه، جواب بده که نشون بده همه چی خوبه همه چی رو به راههولی اون یکی همیشه یه جایی ته وجودمون نشستهبیصدا، بیحرکتفقط خستهست، فقط پره، فقط هستتا هیچکس نفهمه چه فشاری روشه.❤️🩹
داشتم فکر میکردم بعضی هامون خیلی بی رحمانه داریم یه درد هایی رو تحمل میکنیم ، درد هایی که خیلی بزرگ تر از قد و قواره ماست ، هیچوقت حق انتخابی براشون نداشتیم ، زورشون خیلی بیشتر از لبخند هامونه ، درد هایی که هر بار از خودت میپرسی چرا من؟ و هر بار جوابی که هیچوقت پیداش نکردی غمگین و غمگین ترت میکنه.❤️🩹.
ودراخر؛غلط است هرکه میگوید دل به دل راه دارد؛دل ما ز غصه خون شد دل او خبر ندارد.
بلاخره این روزا میگذره و میره ، یا مثلا میشه گفت این شور و شوق یا حس و حالی که داریم بلاخره تموم میشه و میفهميم كه هر شب تاریکی كه تو زندگيمون اومد ، گذشت ، اين حجم از علاقه ای كه توی سينه مون داره بی قراری ميكنه ، يه روز اروم ميشه ، ميفهميم كه اين همه دست و پا زدن و اين همه قصه سازی فقط واسه عذاب دادن خودمون بود ، اين همه ترس از دست دادن هم تموم ميشه و ميفهميم که هر كسی مناسبمون باشه ميمونه و هر كسی نباشه هر چقدر هم خوب باشه حذف ميشه ، همه چی ميگذره و تموم ميشه ، بعد ميفهميم چيزي كه ما رو نگه داشته بود ، همون یک جمله " يک درصد ممكنه بشه " بود ، چون هم اونقدر اون یک بزرگ بود كه بهش درصد بدن و هم اون "بشه" اونقدر شيرين بود كه آدم براش ادامه بده ، چيزی كه ما رو وصل كرده بود به اين زندگي ، نه عشق و علاقه بود ، نه ترس بود ، نه پول بود ، اميد بود كه ما رو نگه داشته بود ، اميد بود.💜🗯