در پاسخ به بابک شاکر، چرا نمیتوان از دولتآبادی عبور کرد؟ مزدک پنجهایدوات، پایگاه اطلاعرسانی فره…
انتشار: 2026/08/14 04:45 UTCدریافت: 2026/08/19 05:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 05:50 UTC
در پاسخ به بابک شاکر، چرا نمیتوان از دولتآبادی عبور کرد؟ مزدک پنجهایدوات، پایگاه اطلاعرسانی فرهنگ، فلسفه، هنر و ادبیات، چالش:نقد نویسندهای در اندازه محمود دولتآبادی نهتنها حق هر منتقد، بلکه لازمه پویایی ادبیات است. اما میان «نقد» و «اعلام عبور» فاصلهای جدی وجود دارد. گاه این فاصله را نه متن، بلکه حقیقت نسبت ما با پیشینیان پر میکند.هارولد بلوم در نظریه «اضطراب تأثیر» میگوید نسلهای بعدی برای آنکه صدای مستقل خود را پیدا کنند، ناگزیرند با نویسندگان بزرگ پیش از خود کشتی بگیرند، گاهی حتی آنان را نادرست بخوانند، کوچک کنند یا از تخت پایین بکشند تا بتوانند برای خود جایی در تاریخ ادبیات باز کنند. از این منظر، مسئله اصلی یادداشت ایشان شاید خودِ دولتآبادی نباشد، بلکه سایهی سنگین دولتآبادی باشد.ایشان مینویسد زمان عبور از دولتآبادی فرا رسیده است. اما مگر میتوان از نویسندهای عبور کرد که هنوز متن او خوانده میشود، دربارهاش گفتوگو میشود؟ باورم این است نه از دولتآبادی بلکه از هیچ نویسندهی معاصر یا کلاسیکی نمیتوان عبور کرد،فقط میتوان آنان را دوباره خواند و نقد کرد. یاد جملهی هوشنگ ابتهاج افتادم که گفته بود ادعای عبور از نیما خندهدار است! آقای شاکر دوست روزنامهنگار و انسان مطلعی است بنابراین پیشنهاد میکنم پیش از صدور چنین حکم کلی، کتاب «در پس آینه»؛ گفتوگوی لیلی گلستان با محمود دولتآبادی را اگر نخوانده بخواند. در آن گفتوگو، با نویسندهای روبهروییم که نه اسطورهای دستنیافتنی است و نه مدعی حقیقت مطلق است بلکه نویسندهای است که از تردیدها، شکستها، شیوه نوشتن و نسبت خود با زبان و جهان سخن میگوید. شاید آنگاه بخشی از داوریهای امروز، صورت دیگری پیدا کند.نه تنها دولتآبادی که شاملو و بسیاری دیگر را باید نقد کرد، اما نقد، زمانی اعتبار پیدا میکند که از دل خواندن دقیق آثار بیرون آمده باشد، نه از شتاب مناسبتها! هرروزنویسی و مناسبتنویسی، اگر فرصت تأمل را از متن بگیرد، بیش از آنکه به دیدهشدن کمک کند، به کمتر خواندهشدن میانجامد.دولتآبادی نه پایان رمان فارسی است و نه مانع آن. همانگونه که هدایت، گلشیری یا دیگر بزرگان مانع نسلهای بعدی نشدند، اگر نظریه مخالفخوانی و اضطراب تاثیر بلوم و البته کتاب وهم و واقعیت کریستوفر کادول را بخوانیم متوجه میشویم که ادبیات با حذف اسطورهها پیش نمیرود و هر چه ما خلق میکنیم تماما تابعی از همان گذشته است. اگر کسی میخواهد از سایه دولتآبادی بیرون بیاید، بهترین راه نوشتن رمانی است که خواننده، خود آن را برتر بداند نه آنکه ابتدا نویسنده پیشین را از جایگاهش پایین بکشد. به یاد داشته باشیم که تاریخ ادبیات، بیش از آنکه با اعلام عبور نوشته شود، با خلق اثر تازه نوشته میشود. با احترام!t.me/davat1394/18462



