کسانی را که در روحمان گل میکارندکجای دلمان بگذاریمکه خوب نگهشان داریم؟جمال ثریاداستانکهای زیبا و ا…
انتشار: 2026/08/12 07:53 UTCدریافت: 2026/08/16 11:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 11:28 UTC
کسانی را که در روحمان گل میکارندکجای دلمان بگذاریمکه خوب نگهشان داریم؟جمال ثریاداستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — داستانک های زیبا واموزنده📚
- ورقی از یک کتاب 🔖رنگِ غمی در چشمهاش بود که مرا به سالهای گذشته میبرد، به سالهایی که زمانِ درازی بهش فکر نکرده بودم، به جوانیام، به جایی دیگر، زمانی گمشده، به مستیِ شبی شیرین که چیزی از آن در خاطرم نمانده بود. به لحظاتی پیش، بعد که فکر کردم دیدم به همهی زندگیام مربوط است ولی من هرگز آن زندگی را تجربه نکردهام. همه کار کردهام ولی هنوز نمیدانم خوشبختی چیست. در اوج خوشی همیشه به چیزی دیگر فکر میکردهام، به کسی دیگر و مدام نگران بودهام .- عباس معروفیداستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
- چشمهایت _نزار قبانیداستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
من شبنم خوابآلود یک ستارهام که روی علفهای تاریکی چکیدهام.جایم اینجا نبود.نجوای نمناک علفها را میشنوم.جایم اینجا نبود.- سهراب سپهریداستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
عشق مثل یک کاسه سفالی است که سفالگری آن را ساخته باشد - این کاسه را "زمان" اعتبار میبخشد.هرچه از عمر این سفال بگذرد بر ارزشش افزوده میشود، اگر صدساله شود با احترام به آن نگاه میکنند و اگر دو هزار ساله شود حتی شکسته بند خوردهاش را هم با تحسین و حیرت نگاه میکنند.من نمیفهمم که چرا همهی مردان از عشق بهعنوانِ یک خاطره یاد میکنند؟ چرا همهشان، همهشان میگویند وقتی جوان بودم عاشق این یا آن زن بودم؟ حتی میگویند عاشق همین زنی که میبینی اما حرف از دوام عشق نمیزنند؟! - نادر ابراهیمیداستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
🦋 سفر به کره ماهاثر : ژول ورنتک قسمتیبازیگران : سیروس ابراهیم زادهحسین معمارزادهتهیه کننده : مهدی شرفی#داستان_صوتیداستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
✅انگیزه مدرسه سازی...✍️علی مرادی مراغه ایپس از میرزاحسن رشدیه یکی از افراد دیگری که در ایجاد و گسترش مدارس جدید تلاشهای زیادی کرده شیخ محمدحسن شیخ الاسلام است. این شخص ۶۰ باب مدرسه مجانی دولتی در طول سالهای ۱۲۸۹ش تا ۱۳۰۱ش در بلوکات تهران تأسیس کرده است. انگیزه مدرسه سازی وی جالب بوده است، شیخ محمدحسن شیخ الاسلام نیز ابتدا مانند میرزا حسن رشدیه امام جماعت مسجدی بوده اما روزی اتفاقی می افتد که باعث می گردد او بجای امام جماعت، مدرسه ساز گردد، یعنی پی می برد که درد در جایی دیگر است و برای درمان درد نیز باید بجای امام جماعت، مدرسه درست کرد. روزی در حصار بوعلی شمیران با جمعی از مردم عوام ایستاده و مسائل شرعیه را جواب می داد یک مرتبه گله گوسفندی از آن جا عبور می کرد و چون شیخ نعلین زردی در پای داشت، گوسفندان به گمان پوست خربزه در پای شیخ ازدحام نمودند. مردم عوام که آن صحنه را دیدند به غائبین رسانیدند که با چشم خود دیدیم که گوسفندان پای شیخ را بوسیده و عرض حال می نمودند! «شیخ الاسلام چون این بشنید، فوراً امام جماعت را ترک و مصمم شد که به وسیله مدارس، رعایای بیسواد بلوکات [را] از مهاوی ظلمات جهل برهاند و در این زمینه کوشید تا موفق گردید».داستانکهای زیبا و اموزنده📚@dastanakhaye_zibaکانال را به دوستان خود معرفی کنید☝️
