کس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام دارینه من اوفتاده تنها، به کمند…
انتشار: 2026/08/18 13:21 UTCدریافت: 2026/08/19 12:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 12:25 UTC
کس از این نمک ندارد، که تو ای غلام داریدل ریشِ عاشقان را نمکی تمام دارینه من اوفتاده تنها، به کمند آرزویتهمه کس سر تو دارد، تو سر کدام داری؟ملکا! مها! نگارا! صنما! بتا! بهارا!متحیرم، ندانم، که تو خود چه نام داری؟نظری به لشکری کن، که هزار خون بریزیبه خلاف تیغ هندی، که تو در نیام داریصفت رخام دارد، تن نرم نازنینتدلِ سخت نیز با او، نه کم از رخام داریهمه دیدهها به سویت، نگران حُسنِ رویتمَنَت آن کمینه مرغم، که اسیر دام داریچه مخالفت بدیدی، که مخالطت بریدی؟مگر آن که ما گداییم و تو احتشام داریبه جز این گنه ندانم، که محب و مهربانمبه چه جرم دیگر از من سر انتقام داری؟گِله از تو حاش لله، نکنند و خود نباشدمگر از وفای عهدی، که نه بر دوام دارینظر از تو برنگیرم، همه عمر تا بمیرمکه تو در دلم نشستی و سر مقام داریسخن لطیف سعدی، نه سخن که قند مصریخجل است از این حلاوت، که تو در کلام داری#سعدیغزل شمارهٔ ۵۶۸@Bolbolibargegoli1397
