صبح آمد و علامت مصقول بر کشیدوز آسمان شمامهٔ کافور بر دمیدگویی که دوست قُرطهٔ شَعر کبود خویشتا جایگ…
انتشار: 2026/08/15 08:22 UTCدریافت: 2026/08/19 12:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 12:25 UTC
صبح آمد و علامت مصقول بر کشیدوز آسمان شمامهٔ کافور بر دمیدگویی که دوست قُرطهٔ شَعر کبود خویشتا جایگاه ناف به عمدا فرو دریددر شد به چتر ماه سنانهای آفتابور چند جِرم ماه سر اندر سپر کشیدخورشید با سهیل عروسی کند همیکز بامداد کِلّهٔ مصقول بر کشیدوان عکس آفتاب نگه کن ؛ علم علمگویی به لاژورد می سرخ بر چکیدیا بر بنفشهزار گل نار سایه کردیا برگ لالهزار همی بر چکد به خویدیا آتش شعاع ز مشرق فروختندیا پرنیان لعل کسی باز گستریدجام کبود و سرخ نبید آر، کآسمانگویی که جامهای کبود است پُر نبیدجام کبود و بادهٔ سرخ و شعاع زردگویی شقایق است و بنفشهست و شنبلیدچون خوش بود نبید بر این تیغ آفتابخاصه که عکس او به نبید اندرون فتیدآن روشنی که چون به پیاله فرو چکدگویی عقیق سرخ به لؤلؤ فرو چکیدوان صاف می که چون به کف دست بر نهیکف از قدح ندانی، نی از قدح نبید#کسایی _ صبح و نبید@Bolbolibargegoli1397