حکایتآورده اند که نوشین روان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا…
انتشار: 2026/07/30 08:16 UTCدریافت: 2026/08/03 02:37 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/03 02:37 UTC
حکایتآورده اند که نوشین روان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیدهاگر ز باغ رعیّت ملک خورد سیبیبر آورند غلامان او درخت از بیخبه پنج بیضه که سلطان ستم روا داردزنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ - ( سعدی )حکایتغافلی را شنیدم که خانهٔ رعیّت خراب کردی تا خزانهٔ سلطان آباد کند بی خبر از قول حکیمان که گفته اند هر که خدای را عزّ و جلّ بیازارد تا دل خلقی به دست آرد خداوند تعالی همان خلق را بر او گمارد تا دمار از روزگارش بر آردآتش سوزان نکند با سپندآنچه کند دود دل دردمندسر جملهٔ حیوانات گویند که شیر است و اذلّ جانوران خر و به اتّفاق خر باربر به که شیر مردم درمسکین خر اگر چه بی تمیز استچون بار همی برد عزیز استگاوان و خران بار برداربه ز آدمیان مردم آزار - ( سعدی )