از دست عزیزان چه بگویم، گلهای نیستگر هم گلهای هست دگر حوصلهای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه ع…
انتشار: 2026/07/28 16:25 UTCدریافت: 2026/08/01 00:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:04 UTC
از دست عزیزان چه بگویم، گلهای نیستگر هم گلهای هست دگر حوصلهای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرمهرلحظه جز این دست مرا مشغلهای نیست دیریست که از خانهخرابان جهانمبر سقف فروریختهام چلچلهای نیست در حسرت دیدار تو آوارهترینمهر چند که تا خانهی تو فاصلهای نیست بگذشتهام از خویش ولی از تو گذشتن مرزیست که مشکلتر از آن مرحلهای نیست سرگشتهترین کشتی دریای زمانم میکوچم و در رهگذرم اسکلهای نیست من سلسله جنبان دل عاشق خویشم بر زندگیام سایهای از سلسلهای نیست یخ بسته زمستان زمان در دل بهمن رفتند عزیزان و مرا قافلهای نیست #بهمن_رافعی_بروجنی@Bolbolibargegoli1397