سراب سازش!✍️ احسان خرسندنژادوقتی شیر نر جوان و قدرتمندی به گلهی شیر دیگری حمله میکند، پس از مغلوب…
انتشار: 2026/07/22 20:54 UTC
سراب سازش!✍️ احسان خرسندنژادوقتی شیر نر جوان و قدرتمندی به گلهی شیر دیگری حمله میکند، پس از مغلوبکردن شیر نر حاکم آن گله، فرزندان وی را کشته و مالک مادهشیرانش میگردد؛ و چنین است قانون طبیعت. کسی که قدرت دارد سراغ سازش نمیرود، بلکه قتلوعام و تصاحب میکند. تاریخ هم نشان میدهند که این اصل در سطوح کلان سیاستهای بشری نیز نعلبهنعل برقرار است. در واقع، علیرغم ظاهر پیچیدهی آن، عالم سیاست هم تابع همان تک قانون جنگل است: قدرت. لذا چنانچه قدرت برقرار باشد، خواستهها در دسترساند و برعکس، بیمایه فطیر است. اما دیپلماسی چه زمانی وارد بازی میشود؟ شکل اول دیپلماسی، آنچه که معمولاً در تلویزیون در قالب صحنهی دست دادن چند انسان خوشلباس و لبخندبرلب به تصویر در میآید، چیزی جز همان اعمال قدرت و چپاول در ظاهری آرایششده نیست. حقیقت این است که شیر نری، شیر نر دیگر را مغلوب کرده و صرفاً برای حفظ ظاهر تمامی خواستههای خود را با کتوشلوار و لبخند به طرف مقابل تحمیل میکند. این درحالیست که خونها در جای دیگر ریخته شده است و چپاولی عظیم در راه است. اما دیپلماسی واقعی به زبان ساده زمانی امکانپذیر میشود که زور دو طرف به همدیگر نرسد. تنها در این حالت است که دو طرف تصمیم از خواستههای حداکثری خود کوتاه آمده، به طرف مقابل امتیازاتی داده و برایش حقوقی قائل شوند. لذا عقبنشینی از یک خواسته در برابر قدرتی تمامیتخواه، چنانچه از روی ترس و ضعف باشد، هیچگاه توسط آن قدرت به عنوان «حسن نیت» تلقی نشده، بلکه «نقطه ضعف» به شمار آمده و موجب افزایش خواستههایش میشود! لذا، پشت واژههای آراستهای مانند «تنشزدایی»، «سازش» یا «ادغام در جامعه جهانی» چیزی جز «کوتاه آمدن»، «تسلیم» و «سرسپردگی» پنهان نشده است.حقیقت این است که قدرتهای سلطهگر هیچگاه یک کشور مستقل و مقتدر را برنمیتابند و انحصار قدرت را تنها حق خود میدانند. در چنین فضایی، این پرسش اساسی مطرح میشود که آیا عقبنشینی و انعطاف دیپلماتیک که توسط بهاصطلاح صلحطلبانی که دیگران را جنگطلب و تندرو خطاب میکنند، واقعاً راهی برای تنشزدایی است یا جادهصافکن تسلیم کامل؟ جواب در «تجربه» نهفته است!بیایید تجربهی مواجه ایران با آمریکا و متحدانش را مرور کنیم:۱. خلعسلاح و تضعیف توان بازدارندگی:از تلاش برای نابودی صنعت هستهای گرفته تا خطونشان کشیدن برای برد و تعداد موشکها؛ مثالهای مشابه سرانجام این مسیر را قبلاً در لیبی و عراق دیدهایم!۲. محاصرهی نظامی و جنگهای نیابتی:افروختن آتش جنگ در افغانستان و عراق و سازماندهی تروریسم تکفیری در کشورهای ذکرشده و سوریه، یعنی اطراف مرزهای ایران.۳. تحریمهای شدید اقتصادی:با هدف افزایش نارضایتی عمومی و فروپاشی کمهزینه کشور با به خیابان کشاندن مردم؛ چیزی که هنوز هم از آن صحبت میکنند!۴. جنگ پیچیدهی رسانهای و روانشناختی:ترور شخصیتی، روایتسازی، رؤیافروشی، حمله به استراتژیهای کلان امنیت ملی از جمله حضور نظامی ایران فرای مرزهایش، آن هم درحالیکه آمریکا خود هزاران کیلومتر دورتر حضور مستقیم نظامی دارد!۵. بدعهدی مطلق در تمام مذاکرات:از نخستین سالهای پس از انقلاب تا به امروز، هیچ توافقی مانع زیادهخواهی طرف مقابل نشده است! خروج از برجام وقتی که دیگر نیازی به آن نبود، ترور رهبری، فرماندهان و دیپلماتها، حملات مستقیم نظامی وسط مذاکرات آن هم دو بار و نقض متعدد بندهای توافق اسلامآباد اثبات کرده است که هدف نظام سلطه «حل چالشها» نیست؛ بلکه تسلیم بیقیدوشرط و یا سرنگونی است!کوتاه آنکه اگر کسی کوچکترین درکی از قوانین حاکم بر جهان سیاست داشته باشد، میداند که چیزی به نام سازش، معاملهی برد-برد یا صلح عزتمندانه بدون قدرت و از طریق امیتاز دادن ناشی از ضعف (شما بخوانید باج) حاصل نمیشود. در مناسبات بیرحمانهی قدرتهای بزرگ، هرگاه استقلال و توان بازدارندگی یک ملت معامله شود، انتهای آن مسیر نه تنها صلح و توسعه نخواهد بود، بلکه تجاوز و ویرانی گسترده را باید انتظار کشید! لذا چرخهی مذاکره، زدن زیر میز بازی، افزایش فشارها/حملات و بازگشت دوباره به مذاکره چیزی جز حربهی دشمن برای شکستن مقاومت و ارادهی ملتهای تحتسلطه نیست! و از آنجایی که این جنگ، جنگ ارادههاست، ملتی که ارادهاش بشکند، بازندهی حتمی آن خواهد بود. و تمام کسانی که با رؤیافروشی صحبت از فریب نظام سلطه با دادن امتیازاتی به عنوان بهانهای برای اعلام پیروزی توسط آن میکنند، یا احمقاند و ناآگاهانه در زمین دشمن بازی میکنند یا...@otaqejangmediaبرای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید


