فروپاشی امر عمومی و مسئله حجاب✍️ مصطفی قندخویکی از دلایلی که باعث میشود بخش قابل توجهی از ما نتوان…
انتشار: 2026/07/21 15:59 UTC
فروپاشی امر عمومی و مسئله حجاب✍️ مصطفی قندخویکی از دلایلی که باعث میشود بخش قابل توجهی از ما نتوانیم مسئله حجاب را در ایران بهدرستی بفهمیم، بیتوجهی به زمینههای اجتماعی آن است. بحث حجاب اغلب بهصورت یک مناقشه صرفاً حقوقی یا اخلاقی طرح میشود، درحالیکه لایه مهمتری در پس آن قرار دارد: نسبت ما با «امر عمومی».حجاب در سنت فکری و اجتماعی که از آن برآمده، صرفاً یک انتخاب کاملاً خصوصی نیست. منطق آن تا حد زیادی مبتنی بر درکی از فضای مشترک اجتماعی است؛ فضایی که در آن کنشهای فردی تنها به فرد مربوط نمیشود بلکه به کیفیت زیست جمعی نیز پیوند میخورد. به بیان دیگر، حجاب در چارچوبی معنا پیدا میکند که در آن «حریم عمومی» واجد اهمیت و حساسیت اجتماعی است. اما مسئله اینجاست که سبک زندگی معاصر ما بهطور فزایندهای در جهتی حرکت کرده که تجربه امر عمومی را تضعیف میکند. گسترش فردگرایی، فروپاشی ساختارهای محلهای، و شکل خاصی از کلانشهرنشینی که با نوعی گمنامی و فردانگاری همراه است، همگی به کاهش احساس تعلق به فضای مشترک انجامیدهاند. در چنین شرایطی، افراد بیش از آنکه خود را عضوی از یک «جمع» بدانند، بهمثابه واحدهای مستقل زندگی میکنند.نتیجه این تحول آن است که حتی اموری که ذاتاً عمومیاند نیز از جذابیت و اهمیت میافتند. کاهش مشارکت سیاسی نمونهای از همین روند است؛ امری که ذاتاً به حیات جمعی مربوط است، اما در جامعهای با تجربه ضعیف از امر عمومی، کمتر موضوع توجه و کنش قرار میگیرد. در چنین بستری، طبیعی است که مسئلهای مانند پوشش که در عین داشتن جنبههای شخصی، واجد ابعاد عمومی نیز هست؛ با دشواری فهم مواجه شود. وقتی حساسیت نسبت به امر عمومی کاهش یافته باشد، هر قاعده یا هنجاری که به رفتار فرد در فضای مشترک مربوط شود، بهسادگی بهعنوان مداخله در حریم خصوصی فهم میشود.از این منظر، شاید پیش از آنکه درباره درستی یا نادرستی سیاستها و قواعد مربوط به حجاب بحث کنیم، لازم باشد به پرسشی بنیادیتر بازگردیم و از خود بپرسیم نسبت ما با امر عمومی در جامعه امروز چیست؟ بدون بازسازی نوعی تجربه مشترک از زندگی جمعی، بسیاری از منازعات فرهنگی و اجتماعی از جمله مسئله حجاب، بهسختی قابل فهم و حل خواهند بود.با این حال، بازسازی نسبت فروپاشیده ما با امر عمومی، با خطابهگرایی و تبلیغاتی که ذیل عنوان «فعالیت فرهنگی» شناخته میشود اصلاح نخواهد شد؛ چه رسد به اینکه راهحل را در جرمانگاری جستوجو کنیم. مسئله در سطح عمیقتری قرار دارد. آنچه نیازمند آن هستیم، طرحی نو در سبک زندگی است. بازاندیشی در شیوههایی که افراد را دوباره در معرض تجربه زیست مشترک قرار میدهد.چنین تحولی بیش از آنکه محصول موعظه باشد، به ایجاد ساختارهایی نیاز دارد که رو به سوی امر عمومی دارند؛ ساختارهایی که انسان را از پیله خوددوخته فردگرایی بیرون میآورند و امکان تجربه دوباره «باهمبودن» را فراهم میکنند. تنها در بستری که امر عمومی دوباره به تجربهای زنده در زندگی روزمره تبدیل شود، میتوان انتظار داشت بسیاری از منازعات فرهنگی ما معنای تازهای پیدا کنند و امکان گفتوگوی واقعی درباره آنها فراهم شود.@otaqejangmediaبرای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید


