#سواد رسانه ای این روزها از سواد خواندن ونوشتن لازم تر و واجب تر است. در حالی که فشارهای اقتصا…
انتشار: 2026/08/24 12:15 UTCدریافت: 2026/08/24 17:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 17:30 UTC
#سواد رسانه ای این روزها از سواد خواندن ونوشتن لازم تر و واجب تر است. در حالی که فشارهای اقتصادی ومشکلات معیشتی بسیار زیاد وکمرشکن شده اما در #فضای_مجازی بیماردلانی هستند که با انتشار اخبار و عکس و فیلم های دروغ و قدیمی یا تحریف شده می خواهند مردم را نا امید و ناراضی کنندو متاسفانه افرادی هم هستند بخاطر اهداف سیاسی و جناحی و باندی نمک به زخم مردم می پاشند. تولید کنندگان را کاری ندارم اما مصرف کنندگان محتوا باید اگاه وهوشیار باشند و هر ادعایی را باور نکنند.t.me/andishkadeye_kherad
پستهای تلگرام — اندیشکده خرد
بخشی از گفتگوی امیر دبیری مهر و محسن رضایی در سال ۱۳۸۵ یعنی ۲۰ سال پیش در رادیو گفتگو آن زمان رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام بود .t.me/andishkadeye_kherad
امروز در مسیر منطقه بازار برای شرکت در جلسهای راننده گفت اقا از ساعت ۴ صبح که زدم بیرون چند تا پمپ بنزین تعطیل بودند . گفتم تو این شرایط که بحث #بنزنین داغه چرا تعطیل شدند؟ گفت تعمیرات دارند یا بنزین ندارند. یادم افتاد دیشب پلمپ بنزین خ عباس اباد سر پاکستان تعطیل بودهمین موقع رسیدیم تقاطع حافظ و انقلاب دیدیم آنجا هم تعطیله ! گفتم در این روزها که نیاز مردم زیاد تره تعمیرات چه ضرورتی داره ! رسیدیم پمپ بنزین روبروی پارک شهر .راننده گفت این هم تا دیروز تعمیرت داشت تازه باز شده ! ابهامات بیشتر شده دلیل شلوغی پمپ بنزین ها در دیروز را فهمیدمیکشنبه ساعت ۶ صبح پمپ بنزین خ میرزای شیرازی قیامت بود ایضا پمپ بنزین خ خرمشهر سر نوبخت . عجیب نیست برخی تصمیمات ظاهرا عادی در روزهای غیر عادی ؟وقتی بنزین ترند مسایل روز است باید چند تا ایستگاه سیار هم ایجاد کرد نه اینکه جایگاه تعطیل شودt.me/andishkadeye_kherad
قیمت #دلار در ایران نمایانگر هزینه های تصمیم گرفتن های غلط و فقدان تصمیمات درست است . تجربه نشان داده با تدابیر خردمندانه دلار پایین آمده و با تعلل و لجاجت بالا رفته الان زمان اتخاذ تصمیمات صحیح و پرهیز از اقدامات نابخردانه است . تصمیم گیران فقط به منافع ملی بیندیشندt.me/andishkadeye_kherad
✅ابهام از آینده، و زیست غیرِ اخلاقانهپرسش : مدتهاست در هر جمع و گروهی این سوال طرح میشود که:چرا در ایران اختلاس زیاد است؟تهمت فراوان است؟دروغ بی.شمار است؟چرا زیرآب زنی در کار و خیانت در شغل و فساد در خانواده افزون شده است؟ چرا جوانان به مواد مخدر روی آوردهاند؟چرا رابطههای آنچنانی رواج یافته شد؟چرا میزان تصادفات رانندگی زیاد شده؟چرا دعواهای خانگی و خیابانی و چاقوکشی و قتل و جنایت و تجاوز روز به روز بیشتر میشود؟چرا تحمل ایرانیها کم شده.؟چرا فحش زیاد شده ..؟چرا هر کس که سفری به اروپا میکند میگوید انجا احترام دیده و در ایران بیاحترامی ....؟چرا و چرا؟؟مگر از صبح تاشب نوای دین از صدا و سیما به گوش نمیرسد؟مگر هر هفته در کل کشور نماز جمعه برگزار نمیشود؟مگر این همه مداح و سخنران که شب و روز از خدا و پیغمبر میگویند کم است ؟پس چرا مشکلات اخلاقی جامعه روز به روز اسفناکتر و فجیعتر میشود؟؟به طورخلاصه چرا جامعه ایران از اخلاق دور شده است؟✍️مصطفی ملکیان:پاسخ این همه سوال فقط یک عبارت است:ابهام از آینده .................!!در دهۀ ۱۹۶۰ تعدادی از روانشناسان اجتماعی فرانسوی با همكاری یك مؤسسۀ تحقیقاتی بزرگ، در اروپا یك مركز شبانه روزی تأسیس كردند.در این مركز، نوجوانان ۱۲تا ۱۹سال آموزش میدیدند و زندگی میكردند. مدّت یك سال همه چیز به صورت عادی جریان داشت و آزمایشهای مختلف كمی و كیفی بر روی آنان انجام گرفت. در طول این یك سال، هر نوجوان سه وعدۀ غذایی روزانه با احتساب میان وعدهها، ۸۰۰ گرم غذا میخورد. پس از یك سال به تدریج و آگاهانه شایعه كردند به علت وضعیت اقتصادی نابسامان شبانهروزی، ممكن است غذا به لحاظ كمی و كیفی جیرهبندی شود. شش ماه بعد از این شایعه، میزان غذای مصرفی روزانه هر فرد از ۸۰۰ گرم به ۱۲۰۰ گرم افزایش یافت. هنگامی كه عملاً جیرهبندی را آغاز كردند، مصرف غذا از ۱۲۰۰ گرم به ۱۵۰۰ گرم رسید و حتی در اواخر این دورۀ چهارساله، نوجوانانی بودند كه در شبانه روز بیش از ۵كیلوگرم غذا میخوردند. دلیل افزایش مصرف این بود كه نوجوانان آیندۀ خود را مبهم میدیدند.هنگامی كه مركز شبانهروزی در وضع عادی قرار داشت، افراد غذای خود را به یكدیگر تعارف میكردند و نسبت به یكدیگر رابطهای مبتنی بر نیكوكاری، شفقت و نوعی از خودگذشتگی داشتند. امّا هنگامی كه شایعۀ كمبود غذا مطرح شد، تعارفات، رعایت ادب و رفتارهای مهربانانه، نسبت به یكدیگر كمتر شد. در واقع به دلیل مبهم بودن آینده، اخلاقی زیستن بر پایۀ عدالت، احسان، رعایت ادب و.. به مرور زمان كمرنگ گشت.آیندهی مبهم و نامعلوم افراد از نظر مالی، شغلی و.. آستانۀ اخلاق و تحمل را در هر جامعهای كاهش میدهد. به طور مثال، در جامعهای كه همۀ افراد با هر تخصصی میتوانند شغلی داشته باشند، كارشكنی، حسادت، تهمت، سخنچینی، چاپلوسی و.. كمتر است.به طور كلی در جامعهای كه نیازهای اساسی انسانها در آن تأمین میشود، افراد بر پایۀ موازین اخلاقی زندگی میكنند.پس اخلاقی زیستن ارتباطی به نصیحتهای اخلاقی و ازدیاد مجالس دینی ندارد.اخلاقی زیستن نیاز به آرامش ذهنی و ثبات اقتصادی دارد.به جای صرف هزینههای بسیار برای دعاهای مستحب و سخنرانیهای خسته کننده و مداحیهای سوزناک و خرج برای برپایی مجالس و همایشهای بیاثر ؛ بهتر است این ثروت عمومی را به واجبات مردم مخصوصا ازدواج و شغل منتقل کنند.جوانی که شغل دارد و ازدواج کرده ، با خوشبینی به آینده مینگرد و همین آرامش به او زندگی اخلاقی بهتری هدیه خواهد داد.پس چه خوب خواهد بود که مستحبات را کم کنند و به واجبات برسند.

