بازخوانی_مقاله_زبان_و_فهم_گادامر_فریاد_docx_.pdfبرای دوستان جلسهی فلات این نوشته می تواند از مقدما…
انتشار: 2026/08/13 11:59 UTCدریافت: 2026/08/19 01:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 01:35 UTC
بازخوانی_مقاله_زبان_و_فهم_گادامر_فریاد_docx_.pdfبرای دوستان جلسهی فلات این نوشته می تواند از مقدماتی باشد که جلسات در بیشتر مواقع با تکیه بر آن اما بهشکلی دیگر پیش میرود، خاصه بحث پیرامون علم و جایگاهش و فهم آثار ادبی و هنری و متون تمثیلی و قدسی.
پستهای تلگرام — اندر امیدواری...
"گمان مبر که به پايان رسيد کار مغانهزار بادهی ناخورده در رگ تاک است"اقبال لاهورینکتهای نیست و گمانم این مقدمه خود رساست. البته رسا بودن لزوما درست بودن نیست اما بنیانگذاری و بنیادیابی چنانکه هایدگر میگوید، همیشه با ما بوده است. فعل و ترک فعلمان بوده است.حجم ویدئوی قبلی خیلی بالا بود که آرش نعمتی عزیز زحمت کشید و این نسخه را رساند.#فلات_ایران@osan_inst@andaromidvari @hekmatkalame
بررسی روایتهای تطبیقی فلات ایراننشست ششمچهارشنبه ۲۸ مردادساعت ۱۷:۳۰حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبتنام کنید.@osan_institutewww.osanschoo.ir
این مقدمهی مکتوب را در جلسهی زروان خواندم تا افسار اشتیاق را در دست داشته باشم و بر حرف سوارتر.که در دورهی فلات ایران و روایتهای ایران پی چهمیگردیم؟ پی بنیادی که سرنوشت ما و سرشت ما شده است.از آرش نعمتی و تمام دوستان اوسان، سپاسگزارم.t.me/osaninstitute@andaromidvari
عموما از عرفان یک تصور شستهرفتهی روشن فانتزی وجود دارد که جنبههای دیگرش را زیر سایه برده است. یکی از این جنبهها رابطهی بدن و عرفان است و دوباره در ذیل همین نکته، اروتیسم و عرفان از آن جنبههای جذاب ماجراست.به این تکه از فان رویسبروک، عارف بزرگ فلامندری، دقت کنید:بلعیدن و بلعیدهشدن! این است یکی شدن!... از آن رو که میل و اشتیاق او حد و حصر ندارد، فرورفتن در کامش مرا زیاد متعجب نمیسازد.آیا در این سطرها چیزی شبیه به لحن ژرژباتای و مارکی دو ساد نمیبینید؟پیش از این هم بهاشاره مطالبی اینجا منتشر کردهام. یکی مثلا این مطلب:تن در میانهی میدان ـ3«فهم برهنگی، از ماهادوی تا سرمد»ماهادوی ناخشنود و به ستوه آمده در جهان پرآزار مردانه پرسه میزند و از شیدایی نهانش به خدا پرده برمیدارد... بهجانب کالیانا، کانون قدیسان و ویرا شائیوا، تالارهای تجربه میشتابد آنجا که علّامه و باساوانا مکتب روانهای خویشاوند را بنا نهاده بودند. بین او و علّامه گفتگویی درمیگیرد. علامه پرسید: همسرت کیست؟ پاسخ داد: با سنا ملک آرجوناتا جاودان پیمان بستهام. علامه پرسید: چرا جامه از تن به در کردهای؟ میپنداری جامهی اوهام دور افکندهای؟ و چرا گیسوان جامه کردهای؟ اگر چنین آزاده و پاکدلی چرا گیسو جانشین ساری کردهای؟ و ماهادوی چنین پاسخ میدهد: پوست نیندازد میوه خام افشای راز تن میپنداشتم رنجهات میدارداز چه بیهوده تسخر میزنی برادر که هرچه هستم از اویم از خدایم به سپیدی یاس...
گادامر در این مقاله که نخست بهصورت برنامهی رادیویی ارائه شده بود و بعدها بارها در کتابهایش آن را باز نشر کرد چند مسئلهی مهم را صورتبندی میکند: یک. «در مقابل تعریف رایج، سرشت فهم را از نو تعریف میکند.» (هانس گئورگ گادمر، 1395: 134) دو. «زبان را از نو تعریف میکند.» (همان: 134) سه. روشنسازی و دفاع از مسائل هرمنوتیک که دچار سوءفهم شدهاند.او با طرح دوبارهی موضوع فهم یکبار دیگر مسیر شلایر ماخر تا دیلتای و هایدگر را از نو مرور میکند و افقی بر افقهای ماجرای فهم میافزاید: یعنی هرمنوتیک در مقام نظریهی عام فهم، هرمنوتیک در مقام روش علوم انسانی، هرمنوتیک در مقام هرمنوتیک هستیشناختی و خودفهمی اگزیستانسیال[1]، هرمنوتیک و جداییناپذیری زبان و فهم و اینجاست که افق دیگری بر افق بحث میافزاید: «همبستگی، همبستگی اجتماعی متضمن در زبان». بدین ترتیب این مقاله اهمیت فراوانی در نوشتههای او دارد.[1]. Self-understandingاین خردهنوشتهها در پوشههای مختلف ماندهاند، برای چی؟ نمیدانم! گفتم کمکم اینجا منتشرشان کنم.@andaromidvari
بررسی روایتهای تطبیقی فلات ایراننشست پنجمچهارشنبه ۲۱ مردادساعت ۱۷:۳۰حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبتنام کنید.#فریاد_ناصری #روایت#فلات_ایران #زروان#موسسه_اوسان@osan_institutewww.osanschool.ir

