✳️ «شگرف آغازی» یا «براعت استهلال» ❇️ «شگرف آغازی» که بدیعیان آنرا «براعت استهلال» نامیدهاند، آن ا…
انتشار: 2026/08/17 21:05 UTCدریافت: 2026/08/18 21:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 21:22 UTC
✳️ «شگرف آغازی» یا «براعت استهلال» ❇️ «شگرف آغازی» که بدیعیان آنرا «براعت استهلال» نامیدهاند، آن است که سخنور یا نویسنده آغاز سروده یا نوشته خویش را به گونهای بنویسد و بسراید؛ و در آن واژگان و نکتههایی را بگنجاند که گویای زمینه سروده یا نوشته باشد؛ به گونهای که سخنْدوست از آغاز بتواند دریابد که سخن از آن پس، در چه زمینهای خواهد بود نمونهای نغز و برجسته از این آرایه دیباچهٔ داستان رستم و سهراب را آراسته است. استاد فرزانه توس، در بیتهای شگرف آغاز این دیباچه همۀ اندوهنامه رستم و سهراب را به شیوایی فروفشرده و بازنموده است. دیباچه با نگارهای روشن از سهراب و فرجام اندوهبار او آغاز میگیرد: ترنجی نارسیده با تندبادی نابیوسان که به ناگاه از گوشهای برآمده است، در خاک فرو میافتد:اگر تندبادی برآید ز کُنج،به خاک افگند نارسیدهترنج،ستمگاره خوانیمش، ار دادگر؟هنرمند دانیمش ار بیهنر؟اگر مرگ داد است بیداد چیست؟ز داد اینهمه بانگ و فریاد چیست؟از این راز جان تو آگاه نیست؛بدین پرده اندر، تو را راه نیست.همه تا درِ آز رفته فرازبه کس بر، نشد این درِ راز باز◀️ نمونهای دیگر از این آرایه را در بیتهای آغازین «دٓه نامه» از عماد فقیه کرمانی میتوان یافت که در آنها از نامه و واژگانی که با آن در پیوند است، سخن گفته است:به نام آنکه معجز نامهٔ اوست؛ حروف کائنات از خامهٔ اوست.محقق شد که بینامش ز خامهنمیآید برون فرخنده نامه.تعالی الله حکیم حکمت آموزکه در لعلی نهد دُر شب افروز! دهان را چون صدف جای گهر کرد؛ز گفتارش جهانی پر شکر کرد. زبان خامه پرگوهر از او گشت؛دهان نی پر از شکّر از او گشت.◀️ نیز هم از اوست این بیتهای «شگرف آغاز » از دیباچۀ «محبت نامه»:به نام آنکه در کاشانهٔ دل محبت را معین کرد منزلحکیم نقشبند ما در ارحام؛ که در آغاز داند هر سرانجامنگارینی که زِ آب و گِل برآرد؛محبت نامهاش بر دل نگارد.❇️ منابع:- شاهنامه: دفتر پنجم. «داستان رستم و سهراب»، تصحیح انتقادی و شرح یکایک ابیات از مهری بهفر، تهران: فرهنگ نشر نو، ١٣٩٨، چاپ دوم، صص ١-۶ - زیبا شناسی سخن پارسی، «بدیع» میرجلالالدین کزازی، نشر مرکز، چاپ دهم، ۱۴۰۰، صص ۱۵۸_۱۵۶t.me/amirnormohamadi1976