☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۱ امرداد زادروز محسن کمالیان(زاده ۲۱ امرداد ۱۳۴۳ -- ۱۲ اوت ۱۹۶۴ آلمان)شرح خودنوشت محسن کمالیانگذشته است عمرم ز پنجاهوهشتدر این خاکدان پر از درد و وّشترخ زرد و موی سپیدم بهسردهند از سرانجام کارم خبردر شهر آخِن (Aachen) آلمان زاده شدم. پدرم، حاج رحیم کمالیان، اصالتاً قمی و بازرگان است. مادرم، بانو هِلا کِفِنباوم (Kefenbaum) یا سمیه کمالیان، اصالتاً آلمانی است که اسلام آورد و امروز مترجم بیش از صد عنوان کتاب اسلامی است. تا زمستان سال ۱۳۵۲ آلمان بودم. اواسط کلاسِ چهارم دبستان همراه پدر بهایران آمدم و در قم نزد پدربزرگم، حاج میرزا احمد کمالیان، ساکن شدم. او انسانی نیکنفس، از معتمدین بازار قم و حجره کوچکش در سرای همدانیها پاتوق علمای بزرگ وقت بود. کلاسهای سوم و چهارم را دوباره در دبستان امیرکبیر گذراندم و سال ۱۳۵۴ به خانه پدر در قلهک تهران رفتم و کلاس پنجم را در دبستان ارشاد گذراندم.آن سال پدرم زندانی سیاسی بود و سرپرستیام با عموی عزیزم، حاج محمد کمالیان، همچنین با شهید دکتر محمد حسینی بهشتی و همسر مکرمشان بود. زمستان سال ۱۳۵۴ پدر از زندان آزاد شد و خانواده دوباره، این بار در تهران، شکل گرفت و سال ۱۳۶۲ دیپلم ریاضی فیزیک گرفتم.همان سال دانشجوی مهندسی عمران دانشکده فنی دانشگاه تهران شدم. سالهای ۱۳۶۷، ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰ بهترتیب مدارج کارشناسی، ارشد و دکترای تخصصی را در همان دانشگاه و همان رشته، در گرایش ژئوتکنیک دریافت کردم. ماههایی از سالهای ۱۳۶۵، ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ را بهعنوان دانشجوی بسیجی در بخشهای مهندسی دفاع مقدس فعال بودم. همزمان با تحصیل، زیر نظر دوست عزیزم، دکتر محمدرضا حسینی بهشتی، در راهاندازی و فعالیتهای پژوهشی مؤسسه مطالعات تاریخ خاورمیانه، مشارکت کردم.از سال ۱۳۷۲ در کسوت مربی بهعضویت هیئت علمی پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله در آمدم. سالهای ۱۳۸۰، ۱۳۸۷ و ۱۳۹۳ بهمراتب علمی استادیاری، دانشیاری و استادی ارتقاء یافتم و تاکنون دهها رساله کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی را در حوزه ژئوتکنیک لرزهای هدایت و بیش از هفتاد مقالهی علمی پژوهشی در مجلات معتبر داخل (ISC) و خارج از کشور (ISI) منتشر کردهام. از دوران نوجوانی بهشخصیت امام موسی صدر علاقمند شدم و بخشی از دوران جوانی صرف تحقیق درباره ایشان و خاندان شریف صدر کردم. حاصل این تحقیقات تدریجاً در کتابهای زیر منعکس گردید:۱. عزت شیعه (۱)، ۱۳۷۷۲. عزت شیعه (۲)، ۱۳۸۶۳. فریاد در خاموشی، ۱۳۸۸۴. صدرِ دین، ۱۳۹۱۵. مشاهیر خاندان صدر (۲)، ۱۳۹۳۶. مشاهیر خاندان صدر (۱)، ۱۳۹۶۷. مشاهیر خاندان صدر (۱۸)، ۱۳۹۶۸. سفرنامهی خاندان صدر، ۱۳۹۶۹. شعر در خاندان صدر (۱)، ۱۳۹۷۱۰. شعر در خاندان صدر (۲)، ۱۳۹۷۱۱. روحانیون خاندان صدر، ۱۳۹۸۱۲. شرححالهای خودنوشت در خاندان صدر، ۱۴۰۰۱۳. خانداننگاری آل صدر، ۱۴۰۰۱۴. امام موسی صدری که من شناختهام، ۱۳۹۸۱۵. سفر اسارت، ۱۳۹۸۱۶. قصهی راز نی، ۱۳۹۸چهار عنوان اول در قالب "ناشر مؤلف" منتشر شد و عناوین پنجم تا سیزدهم توسط انتشارات "راز نی". دفتر نشر اخیر را در سال ۱۳۹۵ تأسیس کردم تا بهتولید آثار اصیل در حوزهی صدرپژوهی بپردازد. سهعنوان اخیر را بخش ممیزی وزارت ارشاد مجوز چاپ نداد و لذا بهنشر نسخههای دیجیتالی آنها در فضای مجازی اکتفا کردم. کتابی نیز با عنوان "قلم دل" در سال ۱۳۹۹ بهشکل دیجیتالی منتشر کردم. فایلهای "پیدیاف" اغلب این کتابها در کانال تلگرامی "کتابخانه کمالیان" (t.me//mkamalianbooks) قابل دانلود است.سال ۱۳۶۴ با دختر عمهام، بانو معصومه هاشمیزادگان ازدواج کردم. بزرگترین حامی و بهترین رفیق زندگیام است. دو فرزند داریم: محجوبه، متولد سال ۱۳۶۹ و حامد، متولد سال ۱۳۷۱. هر دو، نورچشمان پدر و مادرشان هستند. منزلم در قم است و محل کارم در تهران. هفتهای سه روز سحرگاه عازم تهران میشوم و بعد از غروب باز میگردم. خداوند را بابت همه نعماتش شاکر هستم.در جریان زندگی برخی افراد بیش از دیگران بر افکار، روحیات و نگاهم بهدنیا تأثیر گذاشتند که همواره خوش دارم آنان را یاد کنم: پدرم، امام صدر، شهید بهشتی، استاد محسن وحید کاشانی (مدیر دبیرستان نیکان)، محمدرضا بهشتی، صدرالدین صدر (فرزند امام صدر)، دکتر صادق طباطبایی، دکتر محمدکاظم جعفری (استادم) و حسین روحانیراد (دوستم).مرا چون سخن تا بدینجا رسیدبکف خامه بشکست و کاغذ دریدسخنهای ناگفته بسیار ماندکه از دفتر دل زبانم نخواند🆔 t.me/amirnormohamadi1976#%D8%A8%D8%B1%DA%…
👆👇این یکی از قدرتمندترین روشها در داستاننویسی است. از یک ماجرای معروف، یک «زاویه دیدِ پنهان» را بیرون بکشید.مثال: در داستان «هملت»، همه بر روی تصمیمات هملت تمرکز دارند. اما اگر شما داستانی بنویسید که از نگاه «اپونیا» (معشوقه او) روایت میشود، شما در حال استفاده از تکنیک بینامتنیت هستید تا معنای اصلی داستان را بازتعریف کنید.. سه قانون طلایی برای جلوگیری از اشتباهبرای اینکه نوشتهی شما از حالت «کپیبرداری» خارج شود و به «بینامتنیت» تبدیل شود، این سه شرط را رعایت کنید:قانون «ارزش افزوده» متن شما باید چیزی به متن اصلی اضافه کند. اگر متن شما فقط تکرارِ چیزی است که در متن اصلی وجود دارد و هیچ معنای جدیدی ایجاد نمیکند، شما در حال کپیبرداری هستید، نه بینامتنیت.قانون «تغییر بافتار» همیشه سعی کنید متنِ ارجاع داده شده را در یک محیط (بافتار) جدید قرار دهید. وقتی متن در محیط جدید قرار میگیرد، معنای آن با محیط جدید «درگیر» میشود و معنای جدیدی تولید میکند.قانون «ظهورِ پنهان»بهترین بینامتنیتها آنهایی هستند که خواننده در نگاه اول آنها را نمیفهمد، اما وقتی بعداً متوجه پیوند میشود، دچار یک «لذتِ کشف» میشود. سعی نکنید همه چیز را با خط کش زیرِ متن نشان دهید!خلاصه برای تمرین:همین امروز سعی کنید یک قطعه کوتاه بنویسید که در آن، یک شخصیتِ معروف (مثلاً شکسپیر یا حافظ) در یک موقعیت کاملاً مدرن و پیشپاافتاده (مثلاً در صف انتظار برای رسیدن به مترو) قرار گرفته باشد. این سادهترین تمرین برای درکِ قدرتِ تضاد در بینامتنیت است. تهیه و جمع آوری مطالب #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976
بینامتنیت درشعر یا داستاناستفاده از تکنیک بینامتنیت یک مهارت ظریف است؛ چون مرز بسیار باریکی بین «خلاقیت هوشمندانه» و «تقلید یا کپیبرداری» وجود دارد. در واقع، بینامتنیت یعنی شما از متنهای دیگر به عنوان «مواد اولیه» استفاده میکنید تا چیزی کاملاً جدید بسازید، نه اینکه آنها را عیناً بازتولید کنید.اگر میخواهید در نوشتههای خود (شعر یا داستان) از این تکنیک استفاده کنید، این راهنمای گامبهگام را دنبال کنید: ۱. انتخاب استراتژی (تصمیم بگیرید چه میخواهید بگویید)قبل از شروع، باید بدانید چرا میخواهید به متن دیگری ارجاع دهید. هر استراتژی، تأثیر متفاوتی بر مخاطب دارد:-استراتژی «تضاد» متن قدیمی را میآورید تا تفاوت آن را با دنیای امروز نشان دهید. (مثلاً توصیف یک عشقِ حماسی و کلاسیک در کنار یک رابطه سرد و دیجیتالی در دنیای مدرن).-استراتژی «تکمیل» داستانی را مینویسید که در آن، شخصیتی که در متن اصلی «فرعی» بود، حالا نقش اصلی را دارد. (مثلاً نوشتن داستان از زبانِ «غولِ» داستانِ سفیدبرفی).- **استراتژی «بازآفرینی» یک اسطوره یا داستان قدیمی را به یک فضای کاملاً جدید منتقل میکنید (مثلاً تبدیل اسطوره «سیزیف» به یک کارمند اداری که هر روز کارهای تکراری انجام میدهد).. روشهای عملی اعمال تکنیک در نوشتهدر اینجا چهار روش اصلی برای وارد کردن بینامتنیت به متن خودتان آورده شده است:ارجاع مستقیم سادهترین راه، استفاده از یک جمله یا عبارتی از یک اثر مشهور است. - نکته حرفهای:برای اینکه از کپیبرداری ساده فراتر بروید، سعی کنید آن جمله را در جایی قرار دهید که معنایش تغییر کند یا با محیطِ جدیدِ نوشتهی شما در تضاد باشد. ب) بازآفرینی نمادها و تصاویر به جای آوردن کلمات، «تصویرِ» یک متن دیگر را بیاورید. مثال در شعر:اگر میخواهید به «سهراب سپهری» ارجاع دهید، لازم نیست نام او را بیاورید؛ کافی است از تصویر «ماه»، «رودخانه» یا «آبی بودن» به گونهای استفاده کنید که خواننده ناخودآگاه او را به یاد آورَد. این یعنی شما دارید با زبان نمادین او گفتگو میکنید.تغییر در لحن و سبک این روش شبیه به پاستیش است. شما ساختار جملات یا آهنگ کلمات یک نویسنده یا دوره خاص را وام میگیرید.مثال در داستان:اگر میخواهید فضای داستانتان سنگین و فلسفی باشد، میتوانید جملات طولانی، پیچیده و با کلمات سنگین (مشابه سبک آثار نوسپی یا آثار کلاسیک) را در میان یک داستان مدرن قرار دهید تا نوعی «تضاد سبکی» ایجاد کنید.تغییر زاویه دیدادامه دارد 👇t.me/amirnormohamadi1976
بینامتنیت در شعر پست مدرنتکنیک بینامتنیت در شعر پستمدرن، قلب تپنده و یکی از قدرتمندترین ابزارهای این سبک است. اگر بخواهم با یک تصویر ساده آن را برایتان توصیف کنم: بینامتنیت یعنی هیچ متنی در خلاء نوشته نمیشود؛ هر شعر، تلاقی و نقطهای است که هزاران متنِ دیگر در آن به هم میرسنددر دوران کلاسیک، ارجاع به متون دیگر (مانند حافظ یا هومر) معمولاً برای تأیید اعتبار یا ادای احترام بود. اما در پستمدرنیسم، بینامتنیت دیگر یک ادای احترام» نیست، بلکه یک بازی بازسازیکننده است.در اینجا دقیقاً توضیح میدهم که این تکنیک چگونه عمل میکند:. متن به مثابه یک «شبکه» (نه یک جزیره)در دیدگاه پستمدرن، یک شعر مانند یک جزیره جدا افتاده نیست، بلکه مانند یک گره در یک شبکه عظیم از کلمات است. وقتی شاعری از یک جمله، یک تصویر یا حتی یک وزنِ خاص از یک اثر قدیمی استفاده میکند، در واقع دارد با آن متن گفتگومیکند. او متن قدیمی را نمیآورد تا آن را تکرار کند، بلکه میآورد تا آن را بازخوانی تخریب یا تغییر معنا دهد.روشهای عملی عملکرد بینامتنیت:این تکنیک از طریق چند روش اصلی در شعر اعمال میشود:پارودی یا تقلید کنایهآمیز شاعر یک متن بسیار معتبر یا جدی را برمیدارد و آن را در یک بافتار مضحک یا عامیانه قرار میدهد. هدف این است که با شکستن ابهتِ متن اصلی، به پوچی یا بیمعنایی دنیای مدرن اشاره کند. استفاده از لحن حماسیِ شاهنامه برای توصیف یک اتفاق بسیار پیشپاافتاده و روزمره مثل «خرید نان».پاستیش یا تقلید بدون کنایه: برخلاف پارودی که قصد مسخره کردن دارد، پاستیش یعنی تقلید از سبک یک نویسنده یا دوره خاص، اما بدون هدفِ کنایهآمیز. شاعر پستمدرن سبکهای مختلف را مثل تکههای یک پازل کنار هم میچیند (مثلاً ترکیبی از سبک کلاسیک، سبک روزنامهای و سبک علمی) تا یک اثر «هیبریدی» یا ترکیبی بسازد.بازآفرینی یا بازخوانی شاعر یک داستان یا اسطوره معروف را میگیرد و آن را از زاویهای کاملاً متفاوت روایت میکند. مثلاً داستان یک قهرمان را از زبانِ شخصیتِ فرعی یا حتی از زبانِ یک شیء بیجان در آن داستان روایت میکند. با این کار، معنای اصلی متن اول به چالش کشیده میشود.نقلقول مستقیم و غیرمستقیم در پستمدرنیسم، نقلقولها لزوماً برای تزیین نیستند. گاهی نقلقولها در متن شعر «بکشند» و با متن اصلی شعر در تضاد باشند. این تضاد باعث میشود که خواننده متوجه شود «حقیقت» چگونه میتواند در لایههای مختلف متن تغییر کند.تهیه و جمع آوری مطالب: #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976
ادامه👇👆روش اجرا: یک پاراگراف از یک متن بسیار منطقی و مرتب (مثلاً یک مقاله خبری یا کتاب تاریخی) را بخوانید. سپس سعی کنید همان محتوا را با استفاده از تکنیک جریان سیال ذهن بازنویسی کنید. یعنی به جای بیان واقعیتها، بنویسید که یک شخصیت در حین خواندن آن خبر، چه آشفتگیهایی در ذهنش رخ میدهد.چند نکته برای موفقیت در تمرینات:1. با خودتان مهربان باشید: در مراحل اول، نوشتههای شما احتمالاً بیمعنی، درهمریخته و حتی آزاردهنده به نظر خواهند رسید. این کاملاً طبیعی است. شما در حال «پاکسازی مسیر» بین ذهن و دست هستید.2. از «من» استفاده نکنید (در مراحل پیشرفته):سعی کنید به جای استفاده زیاد از ضمیر «من»، از تصاویر و اشیاء استفاده کنید تا روایت را جلو ببرید. این کار باعث میشود جریان ذهنی، بیشتر شبیه به یک تجربه زیسته شود تا یک گزارش شخصی.3. ویرایش، اما بعداً: هرگز در حین تمرین، قلم را برای اصلاح کردن بردارید. ویرایش دشمنِ جریان سیال ذهن است. وقتی تمرین تمام شد، میتوانید به نوشته نگاه کنید تا «الگوهای ذهنی» خود را کشف کنید.خلاصه کلام:تمرین جریان سیال ذهن، تمرینِ «نوشتنِ بدونِ فکر کردن»است تا در نهایت بتوانید «فکرهایی که فکر نمیکنیم» (ناخودآگاه) را بنویسید.تهیه و جمع آوری مطالب #امیر#نورمحمدی •[️️️️️️️️️t.me/amirnormohamadi1976
تمرین کردن «جریان سیال ذهن در نویسندگی>>در واقع تمرینِ «رها کردنِ ناخودآگاه» و «متوقف کردنِ سانسورِ درونی» است. اکثر ما هنگام نوشتن، ناخودآگاه خود را کنترل میکنیم (آیا این جمله زیباست؟ آیا منطقی است؟ آیا غلط املایی دارم؟)؛ اما برای نوشتنِ جریان سیال ذهن، باید دقیقاً برعکس عمل کنید.در اینجا چند تمرین عملی و گامبهگام برای تقویت این مهارت در شما آوردهام: ۱. تمرین «نوشتن آزاد» این کلاسیکترین و موثرترین روش است. هدف این نیست که یک داستان بنویسید، بلکه هدف این است که «دست» و «ذهن» را با هم هماهنگ کنید.- روش اجرا: یک تایمر برای ۱۰ یا ۱۵ دقیقه تنظیم کنید. شروع به نوشتن کنید و هرگز دست از نوشتن برندارید. حتی اگر نمیدانید چه بنویسید، بنویسید: «نمیدانم چه بنویسم، قلم من سنگین است، صدای تیکتیک ساعت...». - قانون طلایی: نباید بازنگری کنید. غلط املایی، دستور زبان اشتباه یا جملات بیمعنی، همه بخشی از تمرین هستند. هدف این است که اجازه دهید کلمات بدون فیلترِ «منِ منطقی» از ذهن به کاغذ سرازیر شوند.۲. تمرین «تداعی حسی» جریان سیال ذهن اغلب از طریق حواس پنجگانه تحریک میشود. این تمرین به شما کمک میکند پیوندهای پنهان ذهنی را پیدا کنید.- روش اجرا: یک شیء یا یک موقعیت ساده را انتخاب کنید (مثلاً: فنجان قهوه یا صدای باران). - گامها: 1. ابتدا فقط آنچه میبینید را بنویسید. 2. سپس به اولین بویی که به ذهنتان میآید بروید. 3. از آن بو، به یک خاطره پرش کنید (حتی اگر به قهوه ربطی ندارد). 4. از آن خاطره، به یک حس یا یک سوال فلسفی برسید.- مثال: قهوه بوی خاک باران یادِ خانه پدربزرگ سنگینیِ تنهایی در شهر بزرگ چرا همه اینقدر تند میدوند؟ ۳. تمرین «تغییر زاویه دید درونی» در این تمرین، سعی کنید از حالت «گزارشگر» خارج شوید و به حالت «تجربهکننده» دربیایید.- روش اجرا: یک صحنه معمولی را انتخاب کنید (مثلاً ایستادن در صف نانوایی). به جای اینکه بنویسید: «من در صف ایستاده بودم و خسته بودم»، سعی کنید افکار پراکنده، صداهای مزاحم محیط، درد خفیف در کمر، و ناگهان یادآوری یک وعده غذایی که از یاد رفته را با هم ترکیب کنید. - هدف: ترکیبِ «واقعیت بیرونی» با «آشفتگی درونی». ۴. تمرین «خواندن و بازسازی» t.me/amirnormohamadi1976
بخش دوم👆👇* هدف: این کار برای نشان دادن بینظمی جهان، آشفتگی روان انسان، یا نمایش دنیای رویاها انجام میشود. اینجا هدف «توضیح دادن» نیست، بلکه «ایجاد شوک یا تعجب» است.--- مقایسه در یک نگاه| نوع ساختار | جهت حرکت | محرک اصلی | تجربه خواننده || :--- | :--- | :--- | :--- || خطی | مستقیم (آ/ب/ج) | زمان و اتفاقات | دنبال کردن یک داستان || غیرخطی | پرشی و دایرهای | خاطره و احساس | حل کردن یک پازل ذهنی || منطقی | پیوسته و استدلالی | عقل و پیوند معنایی | درک یک مفهوم یا پیام || غیرمنطقی | گسسته و پراکنده | رویا و ناخودآگاه | مواجهه با تعجب و ابهام | چرا شاعر از ساختار غیرخطی استفاده میکند؟شاعر مدرن میداند که ذهن انسان هم خطی نیست؛ ما مدام در میان خاطرات، رویاها و واقعیتها در حال پرش هستیم. بنابراین، برای اینکه شعر «واقعگرایانه» (در سطح روانشناختی) باشد، از ساختارهای غیرخطی و گاهی غیرمنطقی استفاده میکند تا بتواند آشفتگی درونی انسان را بازنمایی کند.• تهیه و جمع آوری مطالب #امیر#نورمحمدیt.me/amirnormohamadi1976