#کتاب_مذبوح_فرات #اربعین #وقایع_روز_اربعین#راس_الحسین_علیه_السلام #مقامات_راس_الحسین_علیه_السلام #د…
انتشار: 2026/08/04 06:30 UTCدریافت: 2026/08/14 15:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 15:25 UTC
#کتاب_مذبوح_فرات #اربعین #وقایع_روز_اربعین#راس_الحسین_علیه_السلام #مقامات_راس_الحسین_علیه_السلام #دفن_سر_مطهر_در_اربعین#روضه_های_اربعین مقامات رأس الحسین ع؛ از روز عاشوراء تا اربعین 📝 (سکینه س می گوید) بالاخرة سر پدرم را برادرم سجاد ع در روز اربعین به بدن مقدس ملحق نمود.در شب یازدهم محرم، ما در کنار گودال بودیم و بدن پدرم حسین ع در گودال افتاده بود اما سر پدرم در کوفه مهمان منزل خولی لع بود. در روز یازدهم سر پدرم مهمان قصر شرورترین فرد روی زمین که از نسل زنا بود، شد. ما او را در روز دوازدهم در بازار کوفه بر فراز نیزه دیدیم و همهی ما بی تاب شدیم و عمه ام با دیدن سر مطهر شعر هلال را خواند و میگفت: ای هلال من چه زود غروب کردی و رفتی و ما را تنها گذاشتی. ما سر مطهر او را نزد ابن مرجانه در درون طشت دیدیم. فراموش نمیکنم رباب س خود را روی سر مطهر انداخت تا سر کمتر چوب بخورد و میگفت: ای حسین هرگز تو را فراموش نمیکنم. ما را به همراه سر مطهر در کوچه و بازار گرداندند تا مردم را بترسانند. سر مطهر پدرم برایشان آیات قران میخواند و مردم را به نور و رهایی از جهالت دعوت مینمود.هر محلی که سر مطهر پدرم قرار میگرفت، داستانی از عشق و عرفان برقرار میکرد.در یکی از شبها، زمینِ آن محلی که سر مطهر پدرم در آن قرار گرفته بود، در فراق پدرم تا صبح نالید و همهی مردم شنیدند و مسجد حنانه به یاد پدرم بعدها در آن محل ساخته شد. در راه با سر پدر همراه بودیم روزها میگذشت، هنوز سر به بدن ملحق نشده بود و بر نیزه از شهری به شهری واردش میکردند و در راه در صندوق قرار میدادند و بر روی صندوق قمار میکردند و شراب مینوشیدند. به دیر راهب نصرانی رسیدیم. یک شب سر مطهر پدرم از شرِّ شراب خواری و قمار لشکر ظالم در امان ماند و راهب را عاشق خویش ساخت تا جایی که او نصرانیتش را رها کرد و به قوم محمّد ص پیوست. از دیر بیرون رفتیم و با سر مطهر حرکت میکردیم تا به شام رسیدیم. سر را بر درخت آویختند تا مردم رذل او را تماشا کنند. آن شب سر مطهر با خواهرم رقیه سخن گفت و به او وعدهی دیدار داد. سر را در بازار و کوچههای شام و در شهرهای اطرف شام گرداندند و ما چشم از سر مطهر برنمی داشتیم. در مجلس یزید لع تا توانستند به سر مطهر جسارت کردند. در خرابهی شام نیز با سر مطهر بودیم. این آخرین باری بود که در شام سر مطهر پدرم را دیدیم. تا اینکه برادرم علی سر پدرم را از یزید لع گرفت و به بدن ملحق ساخت.سپردن سر امام حسین ع و اصحاب به اهل بیت ع 📝آنگاه یزید لع اسباب سفر امام زین العابدین ع و سایر اهل بیت ع را تهیه کرد و سر مطهر امام حسین ع و سرهای شهداء را به ایشان سپرد و نعمان بن بشیر انصاری را با سی سوار به همراهی آن طایفهی واجب التعظیم مأمور گردانید تا آنها را به مدینه رساند و به نعمان گفت: هر حاجتی داشتند برآورده سازد. امام چهارم ع با خواهران و عمههای بزرگوار و سایر اقربا متوجه مدینهی طیبه شدند. الحاق سر مطهر به بدن در روز اربعین 📝 وقتی خواستیم برگردیم، برادرم سجاد ع، سر مطهر پدرم را از یزید لع گرفت و در روز اربعین، سر مطهر پدر و یارانش را به بدنها ملحق نمود. هیچ یک از ما کیفیت آوردن و الحاق رأس مطهر را نمیدانیم و برادرم هم چیزی به ما نگفت؛ ولی مطمئن بودیم در روز اربعین قبری را زیارت میکنیم که سر مطهر، توسط برادرم به بدن ملحق شده است. عاقبت سر مطهر پدرم بعد از مصائب و آوارگی در کوچه و بازار به کربلاء آمده بود. «و فی العشرین [من صفر] رد رأس الحسین الی جثته حتی دفن مع جثته، و فیه زیارة الأربعین.» و در روز بیستم صفر امام سجاد ع، سر مطهر را به بدن مبارک متصل و دفن نمود و در این روز زیارت اربعین وارد است. ابومخنف و بعضی دیگر گویند: آن وقت سر حضرت سیدالشهداء ع را با مشک و کافور خوشبو ساخته و به امام زین العابدین ع تسلیم کردند و ایشان آن سر مطهر را به کربلاء رسانیدند و ملحق به جسم مطهر فرمود.📚کتاب مذبوح فرات اثر استاد تابع منش صفحات ۸۱۹ تا ۸۳۰السلام علیک یاابا عبداللهکانال ویژه مقتل امام حسین ع با متن عربی و ترجمه از منابع معتبر @zameneashkباب الحسین ع t.me/Babolhusein%D8%A2%DB%8C دی پاسخ به سوالات مقتل و دریافت کتاب شیعتی و مذبوح فرات@m_h_tabemanesh2