محفل مستی کو آن محفل مستی؟کو آن باده پرستی؟همچون خم بشکسته،افتاده ز جوشم منکو آن سوز دل من؟ کو آن…
انتشار: 2026/08/17 12:52 UTCدریافت: 2026/08/17 15:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 15:47 UTC
محفل مستی کو آن محفل مستی؟کو آن باده پرستی؟همچون خم بشکسته،افتاده ز جوشم منکو آن سوز دل من؟ کو آن پرتو روشن؟در گوشه تنهایی چون شمع خموشم منکو آن دلبر فتنه گرم؟ کو آن سینه پر شررم؟کو آن مستی و بیخبری؟ کو آن دیده پرگهرم؟چون یاد آرم در جانم دل من لرزدچون آن بحرم که به یاد طوفان دل من لرزدآه کو آن شب و بیداری ها؟ کو آن می و میخواری ها؟کو شب بی سحرم؟ کو اشک سحرگاه من؟کو آن غم جانکاه من؟ کو دل پرشررم؟روزی ز رسوایی،ز خود گرچه بیگانه بودمبه عشق خود افسانه بودمبودم ز بیتابی چو اشکی که از دیده ریزدچو آهی که از سینه خیزدآن دوره ی بی خبری،شد سپریزان جلوه شام و سحر کو خبری؟آن گرمی زندگی ام شد به کجا؟زان فتنه ی فتنه گرم کو اثری؟می تپد دلم به یاد آرزوی گمگشتهزنده ام کنون به یاد خاطرات بگذشتهآن گذشته های من،چون سراب بی پایانمی برد به سوی خود،دل که گشته بی سامان(سال 1336خورشیدی برابر 1376هجری قمری و 1957میلادی )کتاب -# خواب نوشین استاد -# رحیم - معینی_کرمانشاهیمعینی کرمانشاهی 📚 📻《محفلِ مستی》۱۳۳۶ خورشیدیاثرِ :#رحیمِ معینیِکرمانشاهیِ فقیدآهنگ از شادروان استاد# مجیدِ وفاداراجرای مرحومِ #داریوشِ رفیعی🦋@zugemastan💟👇👇
