
مثل هذیان دم مرگآنچنان درهم و برهم بودیم
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تلاش دوباره برای گردآوری · اطمینان متوسط · 33 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 33 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-15 تا 2026-08-21
به پشت سر نگاه نمیکنم که برنگردم از مسیر تو
بستنِ میخانه از هر خانهای میخانه ساخت میتراود نور چون در شیشه پنهانش کنندفاضل نظری
غریبه ایدر را گشود.به جای کلید،خانه را جا گذاشتهام.حمید عصائی
من همونم که یه روزی میخواستم دریا بشمولی توی رویای دریا شدن غرق شدم؛تموم شدم
بی هیچ ناممی آییاما تمام نام های جهان باتوستوقت غروب نامتدلتنگی ستوقتی شبانه چون روحی عریان می آیینام تو وسوسه استزیر درخت سیب نامتحواستو چون به ناگزیربا اولین نفس که سحر می زندمی گریزینام گریزناکترویاست…
ای عاقبت رقیبم زد بوسه لعل جانان را
خرم آن روز کز این منزل ویران برومراحت جان طلبم وز پی جانان برومحافظ
وقتی که تمام مردم شهربه خواب میروندمن در کوچه هاتو را قدم میزنمایلهان برک
چه خواهش ها درین خاموشیِ گویاست نشنیدی؟سایه
که غم به این بزرگی تو این سینه جا نمیشه
گل شکفته خداحافظ اگرچه لحظه دیدارتشروع وسوسه ای در من به نام دیدن و چیدن بود۱۸ مرداد
هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشقثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما—حافظ
نه خوابِ راحتی دارم، نه مایلم به بیداریحسین صفا
مرا به حالِ خودم کردهای رها و ندانیکه در چنین خفقانینجاتِ خود نتوانمبجو نشانِ من از «غم»که آشنای من اکنون«غم» است و هر که بگوییز یاد برده نشانممحدثه محمودلو
ثواب میکنم تویی ، گناه میکنم تویی نگاه کن به هر کسی ، نگاه میکنم تویی🤍
اگر که شکوه به دل بردهام و خاموشمز فرطِ یأسِ دلم هست و از رضایت نیستمحدثه محمودلو
جامِ زر دادی به غیر و خونِ دل دادی به ماای گلِ رعنا! تو با هر کس به رنگِ دیگریاهلی شیرازی
تو از آیین انسانی چه میدانی؟اگر جان را خدا داده استچرا باید تو بستانی؟فریدون مشیری
واقعا خوشگلی یا خودتو زدی به خوشگلی؟با توام❤️
بیش از اینت گر که در خود داشتمهر کسی را تو نمی انگاشتم
کاروان شکر از مصر به شیراز آیداگر آن یار سفر کرده ی ما باز آید_سعدی
_اهلی شیرازی
خانه ناموس کندم از پی گنج مرادآن نیامد عاقبت در دست و این ویرانه ماند
زلف یار از دست رفت و دل ازو دیوانه ماندمشک رفت از خانه اما بوی او در خانه ماند
گوشه گیر و سربلند و سخت پیوندیم ما فرخی یزدیولی همش بخاطر این بوداونی که باید، ندید.
گوشه گیر و سربلند و سخت پیوندیم مافرخی یزدی