از نوبت نان تا نسلهای گمشده؛ چرا نوبت خود را حق میدانیم، اما زبان مادری را نه؟میرعلی رضاییگاهی…
انتشار: 2026/08/28 09:31 UTCدریافت: 2026/08/28 09:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/28 09:35 UTC
از نوبت نان تا نسلهای گمشده؛ چرا نوبت خود را حق میدانیم، اما زبان مادری را نه؟میرعلی رضاییگاهی برای حفظ نوبت خود در صف نانوایی، حاضر نیستیم حتی یک نفر جلوتر از ما بایستد. اگر کسی نوبت ما را رعایت نکند، اعتراض میکنیم؛ چون میدانیم نوبت، حقی است که اگر از آن بگذریم، دیگری آن را از ما گرفته است.اما عجیب است که گاهی درباره حقی بسیار بزرگتر، یعنی حق آموختن و انتقال زبان مادری به فرزندانمان، این حساسیت را نداریم.برای نوبت نان، چند دقیقه ایستادن را حق خود میدانیم؛ اما درباره زبانی که قرنها از نسلهای پیشین به ما رسیده و ممکن است در یک یا دو نسل ضعیف یا فراموش شود، سکوت میکنیم.این دو موضوع در ظاهر هیچ شباهتی به هم ندارند؛ یکی یک نوبت چنددقیقهای در صف است و دیگری یک مسئله فرهنگی و بیننسلی. اما یک نقطه مشترک دارند: هر دو درباره «حق» هستند. تفاوت اینجاست که نوبت نان را میتوان چند دقیقه بعد دوباره به دست آورد، اما اگر زبان مادری از یک نسل به نسل بعد منتقل نشود، بازگرداندن آن بسیار دشوارتر است.نوبت نان چند دقیقه است؛ زبان مادری چند نسلوقتی کسی نوبت ما را در صف نانوایی رعایت نمیکند، احساس میکنیم حقی از ما ضایع شده است. اعتراض میکنیم و انتظار داریم دیگران نیز این حق را به رسمیت بشناسند.اما زبان مادری چیزی نیست که فقط برای چند دقیقه یا چند ساعت به آن نیاز داشته باشیم. زبان مادری بخشی از زندگی روزمره، حافظه خانوادگی و ارتباط میان نسلهاست.کودک از طریق زبان فقط کلمه یاد نمیگیرد. او با زبان، داستانهای خانواده را میشنود، لالاییها را یاد میگیرد، شوخیها را میفهمد، ضربالمثلها را به خاطر میسپارد، شعر و موسیقی را تجربه میکند و با بخشی از گذشته خانواده و جامعه خود ارتباط برقرار میکند.به همین دلیل، وقتی زبانی در خانواده خاموش میشود، فقط چند واژه از میان نمیرود؛ رشتهای از ارتباط میان نسلها قطع میشود.یونسکو نیز زبان را با انتقال فرهنگ، هویت و دانش میان نسلها پیوند میدهد و بر اهمیت آموزش چندزبانه و استفاده از زبان مادری در فرایند یادگیری تأکید کرده است.چرا از نوبت خود دفاع میکنیم، اما از زبان خود نه؟شاید دلیلش این باشد که نوبت نان را میتوانیم ببینیم، اما از دست رفتن زبان را نه.وقتی کسی جلوی ما در صف میایستد، اتفاق در همان لحظه دیده میشود. اما وقتی یک کودک دیگر زبان مادربزرگش را نمیآموزد، ظاهراً اتفاق خاصی نیفتاده است. کودک همچنان فارسی صحبت میکند، به مدرسه میرود و زندگی خود را ادامه میدهد.اما چند دهه بعد چه اتفاقی میافتد؟مادربزرگ دیگر نمیتواند بسیاری از خاطرات، شعرها، ترانهها و ظرافتهای فرهنگی خود را به همان شکل به نوهاش منتقل کند. نوه، زبان بخشی از خانواده خود را نمیفهمد و میان دو نسل، فاصلهای شکل میگیرد که دیگر به آسانی پر نمیشود.به همین دلیل، از دست رفتن زبان معمولاً یک اتفاق ناگهانی نیست؛ آرام و بیصدا اتفاق میافتد.یک نسل کمتر صحبت میکند؛ نسل بعد کمتر میفهمد؛ و نسل سوم شاید دیگر اصلاً نتواند آن زبان را به کار ببرد.حق زبان مادری یعنی چه؟وقتی از حق زبان مادری صحبت میکنیم، منظور این نیست که کسی باید زبان فارسی را کنار بگذارد یا از یادگیری زبانهای دیگر خودداری کند.برعکس، یک کودک میتواند و باید فارسی را بیاموزد و در کنار آن زبانهای بینالمللی را نیز یاد بگیرد. اما این مسئله نباید به قیمت از دست دادن زبان مادری تمام شود.حق زبان مادری یعنی کودک بتواند زبان خانواده و جامعه خود را بشناسد، بیاموزد، بخواند، بنویسد و آن را به نسل بعد منتقل کند.این نگاه با رویکرد یونسکو به آموزش چندزبانه نیز هماهنگ است. یونسکو در راهنمای «اهمیت زبانها: رهنمودهای جهانی برای آموزش چندزبانه» بر اهمیت آموزش چندزبانه و استفاده از زبان مادری بهعنوان بخشی از فرایند آموزشی تأکید میکند و برای آن پیامدهای آموزشی، اجتماعی و اقتصادی قائل است.پس مسئله، جنگ میان زبانها نیست.مسئله این است که چرا باید برای داشتن چند زبان، یکی از زبانهای خود را قربانی کنیم؟زبان مادری؛ یک سرمایه، نه یک مانعگاهی تصور میشود برای پیشرفت، کودک باید هرچه زودتر از زبان مادری فاصله بگیرد و فقط به زبان رسمی یا زبانهای بینالمللی توجه کند.این تصور، نگاه بسیار محدودی به زبان دارد.زبان مادری میتواند نخستین پایه چندزبانگی باشد. کودکی که یک زبان را بهخوبی میآموزد، تجربه زبانی و ارتباطی ارزشمندی به دست میآورد که میتواند در یادگیری زبانهای دیگر نیز به کار آید. پژوهشهای مربوط به یادگیری زبان سوم نیز نشان دادهاند.@yekansasi98

