نیمی از یک تاتامی... درسی بی سخن!چند سال است برای شنا به استخری نزدیک محل زندگیام میروم. استخری ب…
انتشار: 2026/08/03 06:12 UTCدریافت: 2026/08/06 14:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 14:57 UTC
نیمی از یک تاتامی... درسی بی سخن!چند سال است برای شنا به استخری نزدیک محل زندگیام میروم. استخری با فضایی اجتماعی که آدمهای مختلفی در آن رفتوآمد دارند. از کودکان تا سالمندان، از کسانی که برای ورزش میآیند تا کسانی که برای آبدرمانی...در گوشهای از این استخر چند تاتامی گذاشتهاند تا هرکس خواست بتواند نماز بخواند. سالهاست میبینم افراد مختلف، از آب بیرون میآیند، نمازشان را میخوانند و دوباره به شنا برمیگردند. خودم هم هنینطور... هرکس از ما معمولاً یک تاتامی برای خودش پهن میکند و اگر شلوغ باشد، منتظر میماند تا نفر قبلی نمازش تمام شود.تا اینکه چند روز پیش، صحنهای دیدم که برایم بسیار تأملبرانگیز بود.مردی که از ظاهرش میشد حس کرد از بچههای قدیم جبهه است، براینماز یک تاتامی پهن کرده بود، اما تمام فضای آن را برای خودش نگرفته بود. فقط نیمهای از آن را اشغال کرده و نیمه دیگر را خالی گذاشته بود تا اگر کسی خواست نماز بخواند، کنار او جا داشته باشد.شاید برای خیلیها این موضوع کوچک به نظر برسد، اما برای من که چند سال است به آنجا میروم، اتفاق مهمی بود. هیچوقت به ذهن خودم نرسیده بود که میشود هنگام نماز خواندن، کمی کمتر از فضا استفاده کرد تا نفر دیگری هم بتواند کنار آدم بایستد. حتی ندیده بودم کس دیگری هم چنین کاری انجام دهد!نمازش که تمام شد، سلام و ادب بجا آوردم و کمی با او صحبت کردم. پرسیدم کجا زندگی و چه کار میکند؟ حدسم درست بود. گفت بازنشسته است و متوجه شدم سالها در نیروهای نظامی خدمت کرده!به او گفتم: «من چند سال است اینجا میآیم. خودم بارها اینجا نماز خواندهام، اما هیچوقت این نکته ساده به ذهنم نرسیده بود که یک سمت تاتامی بایستم و برای دیگری هم جایی بگذارم. رفتار شما برای من یک درس بود.»طبق روال قابل حدس این آدمها، ایشان تواضعی به خرج داد و لبخندی زد و التماس دعایی گفت و رفت.او احتمالاً نمیدانست چه چیزی را منتقل کرده. قصد سخنرانی نداشت، قصد آموزش نداشت، فقط مطابق یک حس درونی، کمی بیشتر به دیگری فکر کرده بود!وقتی رفت، با خودم گفتم چقدر در فرهنگ دینی ما سفارش شده که انسان با رفتار خودش دعوتکننده باشد. اینکه آدم زینت چیزی باشد که به آن باور دارد، نه اینکه فقط درباره آن حرف بزند! و این مرد چقدر ساده و ساکت اینکار را کرد...همانجا به یاد کسانی افتادم که امروز از آرمانها و ارزشهای انقلاب و دفاع از کشور سخن میگویند. (و برخیشان چون اسپند بر روی آتشدان بیقرار کسب قدرت با زیر پا گذاشتن همه قواعد هستند.)با خودم فکر کردم کاش هرکس که پرچم دفاع از یک ارزش را به دست میگیرد، پیش از هر چیز این جنس رفتارها را ببیند به درون خودش بنگرد و عاقبت کار را جدی بگیرد.رفتارهایی که در آنها انسان بدون هیاهو، بدون نمایش و بدون تحمیل، احترام به دیگری را نشان میدهد.باری... ارزشها بیش از آنکه با شعارهای بلند زنده بمانند، با همین جزئیات کوچک حفظ میشوند. با اینکه آدم جایی که میتواند بیشتر بردارد، کمی کمتر بردارد تا دیگری هم سهمی داشته باشد!خدا امثال او را زیاد کند و آن فرهنگ بسیار کمرنگ شده را به جامعه ما برگرداند. گاهی یک انسان با نیمی از یک تاتامی، بیشتر از صدها سخنرانی و منبر و میکرفون و میدان، درباره اخلاق، ایثار و انسانیت حرف میزند و تاثیر میگذارد!@yaser_arab57