لغو مجازات اعدام در لبنان، ضربه دیگری به جمهوری اسلامیحمید تقوائیپارلمان لبنان روز سه شنبه ۱۲ اوت، ۱٩ مرداد، مجازات اعدام را لغو کرد. بیست و دو سال است که در لبنان کسی اعدام نشده است اما لغو رسمی این مجازات ضد انسانی در پارلمان آن کشور آنرا به اولین کشور عربی که رسما اعدام را ممنوع کرده است تبدیل میکند. این امر علاوه بر اهمیت جهانی اش برای مخالفین مجازات اعدام و کل مردم ایران اهمیت انسانی-سیاسی تعین کننده ای دارد. بخصوص مخالفت ناکام حزب الله با لغو مجازات اعدام این امر را مستقیما به شرایط سیاسی در ایران مربوط میکند. جمهوری اسلامی رژیم رکورددار اعدام در سطح دنیا و رژیمی است که حتی اعتراض به اعدام را جرم اعلام کرده است. در مقابل چنین حکومتی فعالترین و گسترده ترین جنبش، حتی در درون زندانهای ایران، علیه احکام اعدام و علیه نفس مجازات اعدام شکل گرفته است. ازینرو مخالفت حزب الله با لغو اعدام، علاوه بر جایگاه ایدئولوژیک و بنیادی آن برای نیروهای اسلامی، در واقع نوعی تلاش سیاسی برای حفظ سنگر در حال ریزش اعدام در جمهوری اسلامی نیز هست. از نظر بنیادی و مکتبی اعدام با جنبش اسلامی درهم تنیده شده است و در همه اشکالش، از بدار کشیدن تا تیرباران و سنگسار و پرتاب از بلندی و اعدام پنهان در زندانها، یک رکن مهم جنبش اسلام سیاسی، از جمهوری اسلامی تا داعش و طالبان و غیره بشمار میرود. از نظر سیاسی نیز بویژه در شرایط حاضرحفظ سنگر اعدام برای اسلامیون اهمیت ویژه ای دارد. اعدام در لبنان لغو شده و در ایران زیر فشار یک جنبش گسترده قرار دارد تا جائی که حتی در میان صفوف حکومتی ها شکوه و شکایت از اعدامهای "بی رویه" بالا گرفته است. در این شرایط نیروی فوق ارتجاعی که بوسیله جمهوری اسلامی پایه گذاری شد و مدتها عملا بعنوان دولت در دولت در لبنان یکه تازی میکرد، در وضعیتی که بدنبال ترور حسن نصرالله و کلا ضرباتی که نیروهای اسلامی بعد از حمله هفت اکتبر متحمل شدند موقعیت خود را از دست داده است، مذبوحانه تلاش میکند تا نه تنها آخرین نشانه های موازین و قوانین اسلامی بر فضای سیاسی لبنان را حفظ کند، بلکه خدمتی هم به رژیم رکورددار اعدام در ایران کرده باشد. بر همه روشن است که بقای جمهوری اسلامی به اعدام وابسته است. بی تردید قطع طناب دار بیش از هر عامل دیگری گلوی حکومت جلادان اسلامی را خواهد فشرد و آنرا در آستانه سقوط قرار خواهد داد. ازینرو مبارزه علیه اعدام در ایران، در مضمون سیاسی و در معنی عملی خود، عرصه تعیین کننده ای در مبارزه برای سرنگونی جمهوری اسلامی و جمع کردن کل بساط جنایت و کشتار نیروهای اسلامی در منطقه و در کل جهان است. جنبش علیه اعدام که ابعاد گسترده ای در ایران یافته است در محور این مبارزه قرار دارد. این جنبش باید از لغو این مجازات در لبنان استقبال کند، در بیانیه ها و طومارها و فراخوانها و کارزارهای خود این پیشروی را برجسته کند و بزرگ بدارد و آنرا بعنوان اهرمی علیه رژیم رکورددار اعدام در ایران بکار گیرد. هر گام پیشروی جنبش علیه اعدام گام تعیین کننده ای به پیش علیه جمهوری اسلامی و علیه کل جنبش ضد انسانی اسلام سیاسی در منطقه و در سراسر جهان خواهد بود. ۲۱ مراد ۱۴۰۵ ، ۱۲ اوت ۲۰۲۶
مهران محبیزلزله انقلاب را حس کردهاند!طبق یافتههای هزاران ساله، بعضی از حیوانات مانند سگ و اسب و گربه زلزله را قبل از وقوع آن حس میکنند و رفتارهای مضطرب و غیرعادی از خود نشان میدهند. اما ما امروز شاهد چنین رفتارهایی در میان سران جمهوری اسلامی هستیم.کمتر از یک هفته پیش و در مدت کمتر از ۲۴ ساعت، جابجاییهایی بیسابقه از نظر تعداد، در بالاترین ردههای مقامات و فرماندهان نظامی حکومت همراه با نمودهایی از اضطراب و وحشت رخ داده است که بیشباهت به واکنشهای غیرعادی حیوانات قبل از وقوع زلزله نیست، با این تفاوت که زلزلهای که مجتبی خامنهای (اگر زنده باشد( و نزدیکانش نشانههای آن را احساس کرده اند، از نوع سیاسی و اجتماعی است.چند روز پیش بود که طی حکمی منتسب به مجتبی، محسن رضائی مشاور نظامی او نماینده وی در شورای عالی امنیت ملی شد و بلافاصله حکمی دیگر را که امضای پزشکیان را پای آن گذاشته بودند مبنی بر عزل محمدباقر ذوالقدر دبیر شورای عالی امنیت ملی و جایگزینی او با محسن رضائی منتشر کردند. خود این عزل و نصب که هنوز کمتر از شش ماه از دبیری ذوالقدر بر شورای عالی امنیت ملی رژیم نگذشه بود و همچنین عزل و نصب در شش فرماندهی عالی و رده اول نظامی و امنیتی همراه با گفتمان حول تهدیدهایی که این جابجاییها را ضروری کرده، به حد کافی گویای این است که اوضاع حکومت نسبت به همین گذشته نزدیک از خیزش ۴۰۴ و جنگ ۳۹ روزه بسیار حادتر است و به نظر میرسد "تکانههایی" را که سران رژیم حس کردهاند شدیدتر از حد بیانشان باشند.آنطور که در احکام منتسب به مجتبی مشهود است، این جابجاییها ظاهرا پاسخی به ضرورت تقویت و استحکام بخشیدن به توان نظامی و امنیتی در مواجهه با آنچه رهبر جدید، تهدیدات خارجی و داخلی مینامد، است و فکر میکند به این طریق حکومت گرفتار در بحران بقا خود را نجات خواهد داد. محسن رضائی که حالا به مقام دبیری شورای عال منتصب شده، در دوران جنگ با عراق فرمانده کل سپاه بوده و کارنامه موفقی از نظر خود حکومتیان نداشته است. او مسؤل قتلعام هزاران سرباز و نظامی دیگر در عملیات کربلای ۴ شناخته میشود و در عرصه سیاسی هم فرد دارای جایگاه و اعتباری نبوده، به طوری که در چند دوره کاندیداتوری ریاستجمهوری کمترین میزان رأی را گرفته و حتی از نظر شخصیتی و صحبت کردن هم سوژه جوک و طنز گفتن عموم است. بقیه فرماندهانی هم که به دنبال محسن رضائی انتصاب شدهاند غیر از سرکوب و کشتار مردم معترض در داخل، کارنامه موفقی در کار نظامی در عرصه مقابله با به اصطلاح تهدیدات خارجی ندارند. ادامه مطلب در لینک زیر tinu.be/HpwsQyu
گسترش کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به ۶۰ زندان، اعتراضات گسترده کادر درمان و تجمع شبانه مردم سنندج علیه اعدامامروز ۲۷ مرداد کارزار سه شنبه های نه به اعدام در هفته سی و چهارم خود در شصت زندان کشور جریان یافت. در این هفته زندانیان زندان گچساران نیز با انتشار بیانیهای، پیوستن رسمی خود را به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کردند. در سر سخن بیانیه هفتگی این کارزار در گرامیداشت یاد جانباختگان سال ۶۷ چنین آمده است: در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ ــ که توسط آقای جاوید رحمان، گزارشگر پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، به عنوان "جنایت علیه بشریت" شناخته شد ــ یاد و خاطره تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی میداریم و امیدواریم بهزودی عاملان و آمران این فاجعه ضدبشری در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند". .در این بیانیه با اشاره به ادامه اعدامهای سبعانه حکومت و گستردگی آن که زنگ خطری جدی برای بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و دیگر زندانیان است، از تمامی جهانیان خواسته شده است که برای اثربخشی در توقف ماشین اعدام، تمامی روابط دیپلماتیک و تجاری خود با حکومت ایران را مشروط به توقف کامل اعدامها کنند. همچنین بار دیگر از همگان خواسته شده است که صدای این کارزار و تمامی محکومان به اعدام در ایران باشند و مستمراً به هر شکل ممکن اقدام کنند.- اعتراضات پرستاران و کادر درمان بخاطر مشکلات معیشتی و کاری گسترش می یابد. صبح امروز سهشنبه ۲۷ مرداد جمعی از کارکنان بهداشتی در اعتراض به وضعیت معیشتی خود، مقابل استانداری همدان تجمع کردند. در همین رابطه و در اعتراض به سطح نازل حقوقها و فشارهای سنگین کاری در روز گذشته نیز کارکنان مراکز بهداشت در تهران مقابل وزارت بهداشت تجمع داشتند. همچنین در همین روز نیروهای شرکتی دانشگاه علوم پزشکی چابهار در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و پرداخت نامنظم حقوقها و طلب مزد تیرماه خود دست به تجمع زدند. طبق گزارشات بیش از ۴۰۰ نیروی شرکتی در مجموعه دانشگاه علوم پزشکی چابهار با تأخیر در دریافت حقوق و مطالبات خود مواجه هستند و بخشی از مطالبات مالی برخی کارکنان که به سالهای گذشته مربوط میشود نیز همچنان بلاتکلیف مانده است. بعلاوه چپاول دستمزد این کارکنان امری عادی است. از جمله بخشی از کارکنان درحالیکه در ماه ۱۲۰ ساعت اضافهکاری دارند و اعتبار مالی بابت این پرداختها از سوی وزارت بهداشت به حساب دانشکده واریز میشود، اما تنها ۸۰ ساعت کار برای آنان ثبت و محاسبه میشود. این کارکنان به این چپاولگریها اعتراض دارند. گفتنی است که شرکت "آهورا سیستان" با مدیریت حبیبالله دهمرده ، نماینده سابق زابل و از افراد بانفوذ در شبکه وزارت بهداشت بهعنوان شرکت طرف قرارداد با دانشگاه علوم پزشکی چابهار، مسئولیت بخشی از نیروهای شرکتی این مجموعه را برعهده دارد. بعلاوه در شبکه بهداشت نیکشهر، که زیرمجموعه دانشکده علوم پزشکی چابهار است نیز دهها نیروی شرکتی، ساعتی و لاروکش نیز با تأخیر چندماهه در پرداخت حقوق و بلاتکلیفی وضعیت شغلی خود مواجه بودهاند. در رابطه با این وضعیت چپاول و تاخیر در پرداخت ها و سرقت از دستمزدها، کارکنان شرکتی دانشگاه علوم پزشکی چابهار بارها دست به اعتراض زده اند و همواره با اخراج و عدم تمدید قراردادهایشان مواجه شده اند. اعتراض این کارکنان ادامه دارد.- شب گذشته صدها نفر از مردم سنندج برای جلوگیری از اعدام کاوه رفوشه در مقابل زندان مرکزی این شهر تجمع کردند. تجمع مردم سنندج و قبل از آن در اصفهان برای جلوگیری از اجرای حکم اعدام هشداری به حکومت است و اعدامها را برای آن پر هزینه میکند.علیرغم تجمع مردم و با کمال تاسف حکم جنایتکارانه اعدام کاوه رفوشه سحرگاه امروز به اجرا درآمد . اما با گسترش اعتراضات علیه اعدام ما مردم خاکریز اعدام را نیز فتح خواهیم کرد و چوبه های دار را بر سر حکومت جنایتکار اسلامی خواهیم شکست. وسیعا به جنبش علیه اعدام بپیوندیم.حزب کمونیست کارگری ایران۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۱۸ اوت ۲۰۲۶
حکم قصاص کاوه رفوشه متاسفانه اجرا شدصدها نفر شب تا سحر در کنار خانواده کاوه رفوشه ایستادند؛ نه برای انکار دردی که این قتل بر خانواده داغدار کیانوش اشرفی گذاشته بود، بلکه برای جلوگیری از افزودهشدن یک اعدام و یک قصاص دیگر، چرا که هر جانی ارزش تلاشکردن برای نجات را دارد.درد خانواده داغدار کیانوش عمیق است، و تلاشگران بخشش همواره در کنار این درد ایستادند. اما قصاص و انتقام از سوی حاکمیت، راههای انسانی جبران را میبندد و مسئولیت اجتماعیِ حکومت در قبال ریشههای خشونت را به حاشیه میبرد. «خون در برابر خون»، سیاستی است که جمهوری اسلامی برگزیده، نه راهی که انسانیت پیشنهاد میکند.نسان نودینیان ۲۷ مرداد ۱۴۰۵۱۸ آگوست ۲۰۲۶حکم قصاص کاوه رفوشه متاسفانه اجرا شدصدها نفر شب تا سحر در کنار خانواده کاوه رفوشه ایستادند؛ نه برای انکار دردی که این قتل بر خانواده داغدار کیانوش اشرفی گذاشته بود، بلکه برای جلوگیری از افزودهشدن یک اعدام و یک قصاص دیگر، چرا که هر جانی ارزش تلاشکردن برای نجات را دارد.درد خانواده داغدار کیانوش عمیق است، و تلاشگران بخشش همواره در کنار این درد ایستادند. اما قصاص و انتقام از سوی حاکمیت، راههای انسانی جبران را میبندد و مسئولیت اجتماعیِ حکومت در قبال ریشههای خشونت را به حاشیه میبرد. «خون در برابر خون»، سیاستی است که جمهوری اسلامی برگزیده، نه راهی که انسانیت پیشنهاد میکند.نسان نودینیان ۲۷ مرداد ۱۴۰۵۱۸ آگوست ۲۰۲۶
کاظم نیکخواهشش انتصاب و یک پیام: ما زندهایم!روز ۱۵ مرداد با دستورات منتسب به مجتبی خامنهای شش مقام امنیتی و نظامی و اطلاعاتی جدید در پستهای مختلف منصوب شدند. اینها عبارت بودند از: علی عبداللهی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، کیومرث حیدری جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، احمد وحیدی فرمانده کل سپاه پاسداران، مصطفی ایزدی جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، علی عظمایی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، و حسین طائب رئيس سازمان بسیج. این انتصابات همراه بود با انتصاب محسن رضایی به عنوان دبیر شورای امنیت ملی که سابقه فرماندهی جنگ با عراق را با شکستهای بسیار در کارنامه خود دارد. این انتصابات فقط جانشین کردن یک سری افراد به جای سربهنیستشدگان قبلی نبود. بلکه پیامی را بیان میکرد. و آن اینکه جمهوری اسلامی علیرغم مرگ رهبر و سران ارشدشهمچنان زنده است و میخواهد تا به آخر جنگ با دولتها و با مردم سرنگونیطلب را به پیش ببرد. اما این خواست یا این پیام تا چه حد با واقعیت خوانایی دارد؟ به عبارت دیگر تا چه حد حکومت توان و امکان جنگ در جبهه مردم و جبهه بینالمللی را داراست؟نکته اصلی اینست که انتصابهای اخیر در ساختار نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی وحشت حکومت اسلامی از یک زلزله سیاسی تکان دهندهتر از قبل را بیان میکند. این انتصابها، در شرایطی انجام میشود که جمهوری اسلامی پس از مجموعهای از ضربات سنگین به رأس هرم قدرت و فرماندهی نظامی خود، درگیر جنگ، بحران جانشینی، بنبست و فرسایش ریشهای اقتصادی و شکافهای درونی است و با مردمی از خود گذشته و مصمم برای سرنگونی مواجه است. از این منظر، ترکیب چهرههایی که بار دیگر به ساختار قدرت فراخوانده یا در موقعیتهای حساس قرار گرفتهاند، حامل یک پیام سیاسی روشن است: حکومت میخواهد نشان دهد که مرکز فرماندهی آن همچنان فعال است و مجتبی خامنهای بر امور مسلط است و راهی جز ادامه جنگ ندارد.این معنا زمانی برجستهتر میشود که بدانیم پس از کشته شدن علی خامنهای و شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی، ساختار قدرت ناچار شده است بخش مهمی از حلقه فرماندهی خود را بازسازی کند. در جریان حملات سال ۲۰۲۶، چهرههایی همچون محمد پاکپور، عبدالرحیم موسوی، علی لاریجانی و شماری از فرماندهان ارشد سپاه و ستاد کل نیروهای مسلح کشته شدند.. در چنین شرایطی، انتصاب محسن رضایی به عنوان مشاور نظامی "فرمانده کل قوا" معنای ویژهای پیدا میکند. رضایی از قدیمیترین فرماندهان سپاه است و از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۷ فرماندهی کل سپاه را بر عهده داشت؛ یعنی یکی از چهرههایی است که تجربه مستقیم جنگ ایران و عراق و ساختن ماشین نظامی سپاه را با شکستهای متعدد در کارنامه دارد. ادامه مطلب در لینک زیر tinu.be/Rj8YTui