جنبش زن زندگی آزادی زنده استبخشی از گفتگو در کلاب هاوسحميد تقوائی آرمان روشن: در تحلیلهای شما و در…
انتشار: 2026/08/09 08:01 UTCدریافت: 2026/08/10 09:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 09:20 UTC
جنبش زن زندگی آزادی زنده استبخشی از گفتگو در کلاب هاوسحميد تقوائی آرمان روشن: در تحلیلهای شما و در سخنرانی اخیرتان و در تریبون آزاد کلاب هاوس معمولا به جنبش زن زندگی آزادی رجوع میکنید و آنرا موتور محرکه مطالبات میدانید. آنرا اعتراض مقطعی تعریف نمیکنید و نقطه عطف تاریخی و آغاز دور جدیدی از مبارزات برای سرنگونی جمهوری اسلامی معرفی میکنید. با وجود جنگ و تشدید فضای امنیتی که حاکمیت به این بهانه مردم معترض را بعنوان عامل و جاسوس دشمن خارجی تحت پیگرد قرار میدهد و در این فضا ما شاهد افزایش سرکوب و اعدام هستیم شما همچنان از جنبش زن زندگی آزادی صحبت میکنید. ولی خیلی از تحلیلگران بر خلاف نظر شما جنبش زن زندگی آزادی را به حاشیه رفته و تمام شده تلقی میکنند. آیا به نظر شما جنبش زن زندگی آزادی پس از جنگ و فضای امنیتی و گسترش اعدامها به حاشیه نرفته و آیا اولویتهای جامعه تغییر نکرده است؟ امروز چه شواهد عینی و ملموسی وجود دارد که نشان بدهد این جنبش همچنان نقش تعیین کننده ای در تحولات سیاسی اجتماعی ایران امروز دارد؟حمید تقوائی: من همیشه گفته ام که بین خیزش انقلابی که در ۱۴۰۱ آغاز شد، حدود یکسال ادامه داشت و با عنوان انقلاب زن زندگی آزادی شناخته میشود، با جنبش زن زندگی آزادی باید تفاوت قائل شد. البته این ها کاملا به هم مربوط اند و ریشه جنبش هم همان خیزش انقلابی است ولی در هر حال این تفکیک بین انقلاب زن زندگی آزادی با جنبش زن زندگی آزادی مهم است. باید بدانیم درباره چه صحبت میکنیم. امروز از انقلاب زن زندگی آزادی به عنوان یک حرکت جاری نمیتوان صحبت کرد. چنین انقلاب بالفعلی وجود ندارد. انقلاب معنی روشنی دارد. انقلاب نمیتواند فقط در اذهان باشد یا به شکل گفتمان باشد. انقلاب باید در خیابان باشد. امروز روشن است که انقلابی در خیابان نیست. حتی قبل از شروع جنگ هم اینطور بود. جنگ مساله را تشدید کرد ولی حتی قبل از جنگ ۱۲ روزه انقلاب زن زندگی آزادی بطور عملی و واقعی در میدان نبود. ولی آن انقلاب به جنبشی شکل دارد که به نظر من تا امروز زنده است. جنبش مجموعه ای از خواستها، ارزشها، فعالین، نهادها و تشکلها و شبکه ها حول اهداف معینی است. به این معنا زن زندگی آزادی نه تنها تمام نشده بلکه گسترده تر هم شده است. ببینید ما خیزش تیر ٧٨ را داشتیم، ٨٨ را داشتیم به اسم جنبش سبز که آمد و رفت، بعدش خیزش ٩۶ را داشتیم، ٨٩ را داشتیم که همه بعنوان خیزشهای انقلابی ای که در آنها هم عملا سرنگونی محور بود شناخته میشوند ولی همه گذرا بودند. انقلاب و جنبش زن زندگی آزادی این حالت را نداشت. این جنبش اولا حول شعار محوری زن زندگی آزادی شکل گرفته است در حالی که شما خواست و شعار محوری برای خیزش ٩۶ و ٩٨ ندارید. آنها با تاریخ وقوعشان مشخص میشوند. ولی جنبش زن زندگی آزادی با مضمون انسانی و رادیکالش شناخته میشود. اعلام میکند که هدفش رهائی زن و تامین زندگی انسانی و رسیدن به آزادی است. این سه کلمه کاملا گویاست.ثانیا این خیزش با یک شعار محوری و جهانشمول در دنیا خود را بعنوان انقلاب زن زندگی آزادی تثبیت کرد و بعنوان اولین انقلاب زنانه تاریخ برسمیت شناخته شد. روشن است که این انقلاب از نظر میدانی ادامه نیافت. من کاملا این را قبول دارم. آدم نمیتواند امیدها و یا رویاهایش را بجای واقعیت بنشاند. آن انقلاب دیگر در میدان نیست ولی بعنوان یک جنبش اجتماعی زنده و پویا وجود دارد. این جنبش فراخوانهائی داده است، بیانیه ها و طومارها و منشورهائی منتشر کرده است، تشکلهائی ایجاد کرده که همه اینها هنوز وجود دارند. اینطور نیست که چون جنگ شد اینها پراکنده شدند و جنبش تمام شده است. ادامه مطلب در لینک زیر tinu.be/IDPPpRyjJ
