مراجع گفت: دایی خانمم اومده بود خونهمون، یه عطر خاصی میزد. وقتی بوش به مشامم رسید، یکباره پر وجودم…
انتشار: 2026/08/25 16:15 UTCدریافت: 2026/08/25 18:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 18:30 UTC
مراجع گفت: دایی خانمم اومده بود خونهمون، یه عطر خاصی میزد. وقتی بوش به مشامم رسید، یکباره پر وجودم ترس شد، دستام یخ زد و پاهام شل شد.کمی فکر کردم که چرا؟!دیدم، مراقب روز کنکورم حدود 20 سال پیش همین عطر رو زده بود و اون سال من رد شدم.اینجوره که میگن: بو بیرحم ترین خودآگاهیه✍ Dr.Gravandnia Hani @Weedlashya 🍁
