📄 یادداشت👤 توس تهماسبیاین تصویر واقعی مصدق و جنبش او است. سران جبهه ملی با نواب صفوی و فداییان اسلام جلسه میگذارند و برای قتل نخست وزیر رزمآرا در ازای اجرای احکام اسلامی پس از کسب قدرت توسط مصدق توافق میکنند. یکسال پیش از آن باز هم فداییان اسلام با ترور عبدالحسین هژیر وزیر دربار، راه برای ورود فراکسیون هشت نفره جبهه ملی به مجلس هموار کرده بودند. پس از نخست وزیری مصدق و ریاست مجلس کاشانی، خلیل طهماسبی قاتل رزمآرا را تصویب مادهای در مجلس با سلام و صلوات از زندان آزاد میکنند و شخص مصدق هم با او دیدار کرده و دست تفقد بر سرش میکشد. اما سوالی که پیش میآید آن است که چگونه بخش عمده افکار عمومی این اقدامات شرورانه و بدعتهای خانمانسوز را تایید میکند؟ پاسخ را باید در غلبه موج کور و جنونآمیز بیگانه ستیزی در غائلهی نفت جستجو کرد. جامعهای که در آن زمان میزان باسوادانش کمتر از پانزده درصد و نرخ شهرنشینیاش کمتر از سی درصد بود، برخلاف عصر رضاشاه و نخبگانی که تلاش میکردند، جهل و عقده تودهها را مهار و کم اثر کنند، حالا با زمامدارانی روبرو شده بود که باب میل جهل و توهمش سخن میگفتند. یک روز میگفتند نفت را مال خود میکنیم و همه شما ثروتمند میشوید. به اشتباه حساب کرده بودند که انگلستان نمیتواند نفت ایران را جایگزین کند، پس هر شرایطی را خواهد پذیرفت، وقتی حسابها غلط از آب درآمد، مصدق آمد و گفت مسئله اصلا اقتصاد و عواید نفت نیست، بلکه موضوع اعاده عزت و شکوه ملی است و ملت نان خشک میخورد و دست از این مبارزه نمیکشد. کشور به ورشکستگی افتاد، برنامه هفت ساله توسعه کاملا متوقف شد، اکثر صنایع تعطیل شدند، واردات به صفر نزدیک شد و در ماههای آخر حقوق کارمندان را هم نتوانستند پرداخت کنند. هیچ افقی هم برای گشایش وجود نداشت، خیلی شبیه به وضعی که اکنون در حال تجربه آن هستیم. مصدق از آن شخصیتهای شومی است که تمام خصلتهای تباه و پوسیده یک ملت و یک فرهنگ را در خود جمع کرده و آن را حماسی و رمانتیک رنگآمیزی میکنند. چشماندازی مسحورکننده و دروغین میسازند و سپس ملت را در حسرتی فلجکننده و پوچ که نظم ذهن و تعادل روان را برهم میزند، رها میکنند. این حسرت افیونی و دروغین بعدها سرمایه خطرناکترین نیروها برای هموار کردن راه قدرت میگردد و آن ملت بی نوا تمام هستی و دار و ندارش را از کف میدهد.◽️@utfinance◽️
📄 ضد روشنگری؛ از روسو و دو مستر تا نیچه، هورکهایمر، آدورنو و فوکو👤 بردیا فرهمندکتاب «ضدروشنگریها: از قرن هجدهم تا امروز» اثر گریم گارارد از این جهت مهم است که مخالفت با روشنگری را نه واکنشی تاریخی و پایانیافته، بلکه سنتی فکری، زنده و چندشاخه بررسی میکند. مزیت اصلی کتاب در واژهٔ جمع «ضدروشنگریها» است. گارارد نشان میدهد منتقدانی از روسو و دو مستر تا نیچه، هورکهایمر، آدورنو و فوکو، با انگیزههای متفاوت تصاویری از روشنگری ساختهاند که گاه با یکدیگر ناسازگارند.اهمیت کتاب برای نقد فرانکفورتیها در فصل «تمامیتخواهی روشنگرانه» آشکار میشود. هورکهایمر و آدورنو در «دیالکتیک روشنگری»، عقل غربی را از اودیسئوس تا سرمایهداری و فاشیسم، روندی واحد بهسوی سلطه معرفی میکنند. گارارد نشان میدهد این روایت، تفاوتهای درونی روشنگری را محو و عقل را بهصورتی تقلیلگرایانه با عقل ابزاری یکی میکند. روشنگری تاریخی نه مکتبی یکپارچه بود، نه متفکرانش همگی عقلگرایانی سرد، دشمن عاطفه یا پدران مستقیم توتالیتاریسم بودند.نکتهٔ تعیینکنندهٔ کتاب این است که نقد تمامیتخواهانهٔ عقل گرفتار تناقض اجرایی میشود: برای اثبات بیاعتباری عقل، ناچار است استدلال عقلانی عرضه کند. فرانکفورتیها میخواستند «مفهومی مثبت از روشنگری» نیز ارائه کنند، اما جلد دوم وعدهدادهشده هرگز نوشته نشد؛ نشانهای از بنبست نظری آنان.گارارد دفاعی سادهلوحانه از روشنگری نمیکند. او کاستیهای تجربهگرایی، تصور «لوح سفید» و خوشبینی افراطی به پیشرفت را نیز میپذیرد. ارزش کتاب دقیقاً همینجاست: روشنگری را اصلاح میکند، بیآنکه مانند سنت ضدروشنگری ابزارهای اصلی اصلاح، یعنی عقل انتقادی، آزادی و مدارا را نابود سازد. این کتاب به هر لیبرالی یادآوری میکند که نقد مدرنیته ضروری است، اما تبدیل نقد به نفی عقل، راه را برای اقتدارگرایی باز میکند.پ.ن: یکی از کتاب های بسیار خوب در نقد مزخرفات فرانکفورتی ها و سنت ضد روشنگری با ترجمه خوب.◽️@utfinance◽️
📄 سه الگوی توسعه برای آینده ایران👤 محمدمهدی بهکیشمدلهای رایج را میتوان سهگانه دید؛ آمریکا، اروپا و چین. سوال اصلی شاید باید این گونه طرح شود: آیا واقعا لازم است ایران یکی از این سه الگو را به طور کامل انتخاب کند یا بهتر است ترکیبی سازگار از این مدلها را طراحی کند؟ تجربه برخی کشورهای موفق نشان میدهد که نسخه خالص یک مدل اقتصادی را اجرا کردهاند و برخی دیگر ترکیبی از آنان را با شرایط داخلی خود متناسب تر یافتهاند. به عبارت دیگر این گونه کشورها هر یک متناسب با تاریخ، فرهنگ و ساختار سیاسی خود ترکیبی از سیاستها را برگزیدهاند. بنابراین، مساله اصلی ایران میتواند انتخاب بین سه الگوی آمریکا، اروپا یا چین باشد یا شناخت نقاط قوت و ضعف هر کدام و ساخت الگویی متناسب با شرایط ایران. در این یادداشت تلاش میشود سه الگوی مهم اقتصاد جهان به صورت خلاصه مرور شود تا بستر مناسب برای بحث در مورد الگوی مناسب برای توسعه ایران به وجود آید.🔗 متن کامل را اینجا بخوانید◽️@utfinance◽️
📄 روشنگری چیست؟ مقاله «در پاسخ به پرسش روشنگری چیست؟»👤 امانوئل کانت ✍️ ترجمه: یدالله موقن 📎 PDF«روشنگری، خروج انسان از صغارتِ خویش است.صغارت، ناتوانی در به کار بردن فهمِ خود بدون راهنمایی دیگران است.» ◽️@utfinance◽️
در چنین روزی، در ۲۶ اوت ۱۹۴۱، دولت شوروی فرمانی برای تبعید آلمانیتبارها از منطقه ولگا صادر کرد. نزدیک به نیممیلیون نفر از آنان از اموالشان محروم شدند، در واگنهای حمل دام گردآوری شدند و به اردوگاههای کار اجباری فرستاده شدند. برآوردها حاکی از آن است که تقریباً نیمی از آنان در مسیر انتقال یا بر اثر شرایط سخت اردوگاهها جان باختند.کمونیسم یعنی همین. @austro_libertarian