چرا روانشناسی امروز اینقدر با «عقدهی مادر» دشمن است؟علی اشکان نژاددر روانشناسی امروز، گاهی چنان…
انتشار: 2026/08/11 05:10 UTCدریافت: 2026/08/12 16:43 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 16:43 UTC
چرا روانشناسی امروز اینقدر با «عقدهی مادر» دشمن است؟علی اشکان نژاددر روانشناسی امروز، گاهی چنان بر بریدن از مادر، استقلال عاطفی و رهایی از پیوندهای نخستین تأکید میشود که گویی هر وابستگی عمیق، نشانهی یک مشکل روانی است. اما انسان پیش از آنکه «فرد» باشد، موجودی رابطهمند است؛ هویت او در پیوند با دیگری شکل میگیرد و نخستین دیگری، مادر است. بنابراین، رشد را نباید با قطع پیوند اشتباه گرفت. بالغشدن یعنی تواناییِ داشتنِ رابطهای آزاد و متعادل، نه پاککردن ریشههای عاطفی. گویی در ستایش استقلال، گاهی خودِ نیاز انسان به تعلق فراموش شده است.انسان نیز مانند بسیاری از جانوران اجتماعی ــ از فیل و گوزن تا گرگ ــ با یک حرکت ناگهانی از مادر و گروه جدا نمیشود تا به موجودی کاملاً تنها تبدیل شود. پیوند، بخشی از ساختار زندگی اوست. مشکل از جایی آغاز میشود که فرهنگ مدرن، انسان را به فردی منزوی و خودبسنده تبدیل میکند؛ انسانی که هرچه تنهاتر باشد، آسانتر میتوان میلها، ترسها و نیازهایش را شکل داد و کالا و سبک زندگی به او فروخت. از این منظر، در نکوهش «عقدهی مادر» واقعاً زیادهروی شده است. روانشناسی باید کمی از این اصرار بر گسستن عقب بنشیند و دوباره بپرسد: شاید سلامت روان، همیشه در بریدن نیست؛ گاهی در آموختنِ چگونه پیوند داشتن است.@towardinside