#تلنگر هلندیها، فرانسویها، بلژیکیها و دیگر کشورهای اشغالشده در جنگ جهانی دوم، زنان روسپی و دیگر…
انتشار: 2026/07/24 18:24 UTCدریافت: 2026/08/15 01:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 01:18 UTC
#تلنگر هلندیها، فرانسویها، بلژیکیها و دیگر کشورهای اشغالشده در جنگ جهانی دوم، زنان روسپی و دیگر کسانی که با آلمانیها به هر گونه همکاری داشتند را #همدست_افقی (horizontal collaborator) مینامیدند. مردم این کشورها پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست دادن هیتلر، بدترین و خشنترین و خوارکنندهترین رفتارها را با همینها انجام دادند. (پل ورهوفن در فیلم کتاب سیاه گوشهای از این رفتارها را نشان دادهاست. از کتک زدن و انداختن آب دهان تا خالی کردن سطلهای مدفوع بر سر آنان)همکاری و حتا همدلی با دشمن تازی، در همیشهی تاریخ و در همهی کشورها از زشتترین و کثیفترین و نابخشودنیترین لغزشها بوده است.📍برگرفته از: @kharmagaas@ThinkTogether🌱
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 1 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — ♤اندیشهی میهن♡
صنعت هستهای که دهها سال بابتش سنگینترین هزینهها پرداخت شده اگر در این بزنگاه مرگ و زندگی به کار دفاع نظامی از کشور نیاید از ابتدا حماقت بوده است.۲۹ اسفند ۱۴۰۴#کلاهک_هستهای_حق_مسلم_ماست@Geopolitika2020
#تلنگر 💥رسانههای ضدایرانی، دوباره به گونهای دیوانهوار دمیدن بر آتش نفرت و خشم و ایرانیکشی را آغاز کردهاتد.انجام دوبارهی همان کاری که پارسال از تابستان آغاز کردند و با فجایع دیماه ۱۴۰۴ پایان یافت.💥هموطن گرامی، ایرانی نازنین،هشیار باش که دوباره بیبیسی، اینترنشنال و صدای آمریکا، در هماهنگی با کسانی در درون دولت و نظام، فرزندت را، خواهر و برادرت را، جگرگوشهات را به کشتن ندهند.هدف، نابودی ایران ما از راه شورش و کینهورزی و طغیان خشم و دور شدن دلهای ما از هم است. کسانی در دو جبههی روبرو (درون نظام و براندازان) این هدف را دنبال میکنند. من و تو خودمان باید هشیار باشیم و بازیچه نشویم.@ThinkTogether🌱
#یادداشت 🇮🇷 سخنی با ایرانیان1⃣ ایران ما سرزمینی است که از دل تاریخ گذشته است🔻 ایران تنها یک مرز روی نقشه نیست، ایران همچنین حافظهی هزاران سال تمدن، زبان، فرهنگ و ایستادگی است. از اسطورههای شاهنامه تا اندیشهی فیلسوفان و از روزگار هخامنشیان تا فراز و فرودهای تاریخ کنونی، این سرزمین بارها با دشواریها آزموده شده است. و هر بار یا پیروز گشته و یا پس از شکست، دوباره برخاسته است.🔻 ارسطو میگفت انسان موجودی سیاسی است، یعنی سرنوشت او از سرنوشت جامعهاش جدا نیست. هیچ ملتی بدون همبستگی، پایدار نمیماند. فردوسی هم سدهها پیش همین حقیقت را با زبان شعر به یاد ما آورد:«چو ایران نباشد تن من مباد»این بیت، فراخوانی برای دشمنی با دیگران نیست، بلکه یادآوری مسوولیت ما در برابر خانهای است که نامش ایران است.🔻 ایرانیان در درازای تاریخ، از یورش اسکندر گرفته تا جنگها و تحریمهای کنونی، بارها نشان دادهاند که میتوانند سرزمین خود را پاسداری نمایند، حتا اگر نیاز باشد با پرداخت هزینههای سنگین.راز ماندگاری ایران تنها قدرت نظامی آن نبودهاست. فرهنگ، زبان، همبستگی ملی و امید به آینده نیز ستونهای دیگر این ماندگاری بودهاند. امروز نیز اگر درگیر دشواریها هستیم، آویختن به همان ستونهای مانایی، مهمترین سرمایهی ما برای گذر کامیابانه از این دشواریها است.تاریخ، ملتهایی را به یاد میسپارد که در روزهای دشوار، کنار هم ایستادند و نه روبروی هم.2⃣ ایران خانهی همهی ما🔻 ایران خانهی یک حزب، یک جناح یا حتا یک نسل نیست. ایران کشور همهی ایرانیان است. ما ایرانیان شاید در سیاست، اقتصاد، فرهنگ یا حتا در نگاه به آینده با یکدیگر دیدگاههای نایکسان داشته باشیم، ولی هنگامی که پای میهن در میان باشد، این دیدگاههای نایکسان نباید ما را از هم جدا کند.ایرانیان بیرون از کشور نیز بخشی از همین ملتاند. اگر دل در گرو ایران دارند، میتوانند صدای مردم، فرهنگ و تاریخ سرزمینمان باشند. پلی برای رساندن واقعیتها، نه ابزاری برای عمیقتر شدن شکافها.🔻تاریخ کشورمان بارها نشان داده که ایرانیان برای پاسداری میهن، از جان خود میگذرند. گزارهی «ایرانی خون میدهد، خاک نمیدهد» برای کسان بسیاری، نمادی از همین روحیهی ایستادگی و دلبستگی به سرزمین است. روحیهای که در کنار آن باید خرد، همبستگی و مسوولیتپذیری نیز باشد.3⃣ انچه ایران را نگه داشته است🔻 میگویند آرش، جانش را در تیر گذاشت تا مرز را نه با نفرت، بلکه با فداکاری معنا کند. سیاوش از آتش گذشت تا پاکی را از قدرت بالاتر بنشاند. رستم، هر بار که ایران در خطر بود، پیش از آنکه به نام خود و یا به ناخرسندیش از پادشاه بیندیشد، در اندیشهی ایران بود. اینها تنها افسانه نیستند، اینها سرمشقها و حافظهی فرهنگی ملت ایران هستند که سدهها آموخته است که مانایی، پیش از هر چیز با چنین رویکرد و نگاهی شدنی میگردد.🔻 ارسطو فضیلت را در میانهروی و مسوولیتپذیری میدید. هگل از ملت همچون یکی از بسترهای نمود یافتن تاریخ سخن میگفت، هانا آرنت یادآور میشد که پایایی یک جامعه، به توانایی مردمش برای نگاهداشت عرصهی مشترک وابسته است.در تراداد ایرانی نیز فردوسی هشدار میدهد که هرگاه کینه و تفرقه بر خرد چیره شود، آنگاه ایران آسیب خواهد دید.🔻 تاریخ ما تنها تاریخ پیروزیها نیست. تاریخ مانایی پس از شکستها نیز هست. از یورشهای دوران باستان تا جنگهای کنونی، آنچه ایران را نگاهداری کرده، تنها شمشیر نبوده است. زبان پارسی، فرهنگ، خانواده، همدلی، دانش، هنر و تابآوری مردم نیز در این ماندگاری سهم داشتهاند.🔻در این روزگار دشوار، مهمترین خویشکاری ما این است که کنار هم بمانیم و به هم مهر بورزیم. با هر گرایش و پسند، هر باور و هر نگاه سیاسی، به یاد داشته باشیم که یکسان نبودن دیدگاه نباید جلوی همدلی را بگیرد. ایران، خانهی مشترک همهی ماست. آیندهی ایران و آیندهی همهی ما با همبستگی و مسوولیتپذیریِ همهی ما، در درون و بیرون از کشور گره خورده است.🔻 بیایید در هر جای دنیا که هستیم، پیش از هر چیز پرستار و غمخوار هم باشیم، دست هم را بگیریم. همواره در یاد داشته باشیم که ایران خانهی مشترک ما است. خانهای که نگاهداشت آن، امروز بیش از هر زمان دیگری، به همدلی، خردورزی، بردباری و مسوولیتپذیری نیاز دارد. نگذاریم که نایکسانی دیدگاههای سیاسی، ترس و یا کینه، سرمایهی اجتماعی ما را از بین ببرد.🔻 ملتی که سرمایهی اجتماعی خود را نگاه بدارد، همبسته و امیدوار باشد، از سختترین آزمونها نیز پیروز و کامیاب گذر میکند.ایران، در درازای تاریخ بارها زخمی شده، ولی هر بار دوباره برخاسته است، امید آن است که این بار نیز، با خردورزی، همدلی و مسوولیتپذیری ما از این پیچ تاریخی گذر کند و آیندهای امنتر، آرامتر و شکوفاتر پیش روی ما باشد.✍ سمیه صنیعی (ویرایش شده)@ThinkTogether🌱
#دانستنی یکی از نقشهای رسانهها در جنگهای روانی میان کشورها، مدیریت ادراک (perception management) مردم کشور هدف است. مدیریت ادراک یعنی ارایهی انبوهی از اطلاعات دستکاری شده و نادرست، گسترش اطلاعات و گفتمانهای گمراهکننده، با هدف شکل دادنِ ادراکهای دروغین در جامعهی هدف.یعنی کاری کنیم که مردم جامعهی هدف، به شماری از موضوعها همان نگاهی را داشته باشند که ما میخواهیم. یعنی از واقعیتهایی که میبینند، آن چیزی را برداشت کنند که ما میخواهیم.برای نمونه بجای اینکه اهمیت سرنوشتسار دخالت نظامی درخشان ایران را در غرب آسیا دریابند و ستایش کنند که امنیت کشورمان را تضمین نمود و سبب دگرگونی راهبرد آمریکا در برابر کشورمان شد، این ذهنیت را بیافرینیم که پول ایران در شکم مردم لبنان و سوریه ریخته میشود!در نبودِ یک مدیریت رسانهای آگاه و میهنگرا، نمونههای این مدیریت ادراک مغرضانه، در فضای رسانهای کشورمان پرشمار و گوناگون است.#وطنپرستم @ThinkTogether🌱
ضرورت واکنش سریع در جنگ ادراکیافکار عمومی ایران در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری نیازمند روشنگری، گفتوگوی جدی و هدایت مسئولانه است. شبکههای اجتماعی، بهویژه در وضعیت جنگی، صرفاً فضایی برای انتقال خبر و بیان نظر نیستند؛ بلکه به یکی از مهمترین میدانهای منازعه تبدیل شدهاند. در این میدان، هدف فقط انتشار اطلاعات نادرست نیست، بلکه مدیریت برداشت مردم از واقعیت، تغییر معیارهای قضاوت آنان و عادیسازی روایت طرف مقابل است.تصویر بالا نمونهای تصادفی از صدها محتوایی است که روزانه در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ استوری یک شهروند عادی که اتفاقاً خود را فردی ملیگرا میداند. شاید اگر ده سال پیش از همین فرد پرسیده میشد که در برابر تهاجم نظامی یک دشمن خارجی چه خواهد کرد، پاسخ میداد که برای دفاع از کشور اسلحه به دست خواهد گرفت. اما اکنون، در مواجهه با تخریب یک زیرساخت، به جای تمرکز بر مسئولیت مهاجم، اهمیت آن زیرساخت را انکار میکند و میکوشد خسارت واردشده را کماهمیت جلوه دهد.این تغییر واکنش را نمیتوان صرفاً به اختلاف سیاسی، عصبانیت اجتماعی یا قضاوت فردی تقلیل داد. ما با پدیدهای مواجهیم که در ادبیات تخصصی از آن با عنوان مدیریت ادراک یاد میشود؛ فرایندی که طی آن، بدون اجبار مستقیم، چارچوب تفسیر حوادث تغییر میکند. در چنین وضعیتی، فرد ممکن است همچنان خود را وطندوست بداند، اما واقعه را از زاویهای ببیند که عملاً مسئولیت مهاجم را کاهش میدهد، خسارت ملی را کوچک میشمارد و جامعه را نسبت به تخریب تدریجی ظرفیتهای کشور بیحس میکند.خطر اصلی دقیقاً همینجاست. عملیات ادراکی الزاماً از مردم نمیخواهد که دشمن را دوست بدارند. کافی است آنان را متقاعد کند که خسارت مهم نیست، زیرساخت از قبل فرسوده بوده، حمله اجتنابناپذیر بوده، دفاع بیفایده است و اعتراض به مهاجم نشانه حمایت از حکومت محسوب میشود. در این چارچوب، مرز میان نقد حکومت و بیاعتنایی به منافع ملی بهتدریج از بین میرود.همانگونه که در جنگ نظامی، تأخیر در واکنش میتواند به از دست رفتن موقعیت، زیرساخت و جان انسانها منجر شود، در جنگ رسانهای و ادراکی نیز واکنش دیرهنگام عملاً به تثبیت روایت طرف مقابل کمک میکند. روایتها در ساعات نخست شکل میگیرند، تکثیر میشوند و به حافظه جمعی راه پیدا میکنند. پاسخی که چند روز بعد، با زبان رسمی و قالبهای کلیشهای ارائه شود، اغلب دیگر توان اصلاح ادراک شکلگرفته را ندارد.با روشهای قدیمی و فرسوده رسانهای نمیتوان با این وضعیت مقابله کرد. استفاده مکرر از چهرههای تکراری، ادبیات خطابی، لحن دستوری، مردانی با یک تیپ ظاهری مشخص یا زنانی که تنها نماینده یک الگوی خاص معرفی میشوند، نهتنها اقناعآفرین نیست، بلکه فاصله روانی بخش بزرگی از جامعه با پیام رسمی را افزایش میدهد. مسئله فقط تغییر مجری، دکور یا شکل برنامه نیست؛ ما نیازمند یک گذار واقعی در منطق ارتباط با جامعه هستیم.رسانه مؤثر باید تنوع واقعی جامعه ایران را بازتاب دهد، زبان نسلهای مختلف را بشناسد، با خشم و بیاعتمادی موجود برخورد تحقیرآمیز نکند و میان دفاع از کشور و دفاع از عملکرد حکومت تمایز روشنی برقرار سازد. نقد روایتهای مخرب نیز باید دوستانه، مستدل و بدون برچسبزنی انجام شود. باید نشان داد که چرا کوچک شمردن تخریب یک پل، بندر، نیروگاه، پالایشگاه، جاده یا شبکه ارتباطی، صرفاً یک موضع سیاسی نیست و چگونه میتواند در بلندمدت حساسیت جامعه نسبت به امنیت، حاکمیت و بقای زیرساختهای ملی را کاهش دهد.میتوان برای آسودگی خود پاسخ نداد، با موج غالب همراه شد و از هزینه ایستادن در برابر فضای مسلط پرهیز کرد. حتی برخی سازوکارهای روانشناسی رسانهای نیز انسان را به همرنگی با جمع، تکرار روایت پرطرفدار و اجتناب از موضع دشوار سوق میدهند. اما دفاع از آینده یک کشور همیشه از مسیر آسان عبور نمیکند. مسیر مسئولانه، ورود دقیق و مستمر به همین گفتوگوها، تفکیک نقد مشروع از روایت مخرب، و بازسازی توان جامعه برای دیدن واقعیت خارج از چارچوبی است که دیگران برای آن طراحی کردهاند.جنگ ادراکی با سکوت متوقف نمیشود. خلأ روایت، خالی باقی نمیماند؛ طرف مقابل آن را پر خواهد کرد. مسئله امروز ایران فقط دفاع از خاک و زیرساخت نیست. دفاع از توان جامعه برای فهمیدن، داوری کردن و تشخیص منافع ملی نیز بخشی از همان نبرد است.
#دیدگاه ⚖ هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه میکند، پاداش/کیفر ببیند (۲)🔻در این ماههایی که کشور عزیزتر از جان ما خطرهای بزرگی را از سر میگذراند، یکی از کارهای بایستهای که کنشگران رسانهای میهنپرست و تاریخنگاران باید انجام دهند، ثبت رویکردها، صفبندیها و سخنان و رفتارها است.🔻فردا که خطر از سر گذشت یا خدای نکرده ویرانیهای بزرگ به بار آمد، هیچ خیانتکاری نباید بتواند از پیامدهای رویکرد خیانتکارانه و نامسوولانهی خود بگریزد.از سوی دیگر، فداکاری و هزینهدادن و رفتار شرافتمندانه و میهنپرستانهی هیچ ایرانی هم نباید نادیده و بیپاداش بماند.〰〰〰〰📎 در همین باره:هر کس باید برای پیامدهای نیک/بد آنچه میکند، پاداش/کیفر ببیند (۱)@ThinkTogether🌱


