نگران نسلی هستمکه احساساتش، مبنای تصمیمها و تغییرات زندگی والدین شده است.نسلی که هر بار ناراحت می…
انتشار: 2026/07/19 02:50 UTC
نگران نسلی هستمکه احساساتش، مبنای تصمیمها و تغییرات زندگی والدین شده است.نسلی که هر بار ناراحت میشود،قانون عوض میشود،برنامه تغییر میکندو همهچیز برای آرام کردن او کنار میرود.نسلی که یاد گرفته فقط وقتی کاری را انجام دهدکه حسش باشد؛و با اولین خستگی، بیحوصلگی یا اضطراب،کار را عقب بیندازد.اما وقتی انجام دادن کارها به حال و احساس ما وابسته شود،اهمالکاری بیشتر میشود.و هر بار که برای فرار از اضطراب، اجتناب میکنیم،ذهنمان بیشتر باور میکند که آن موقعیت خطرناک است.در نتیجه، اضطراب نهتنها کمتر نمیشود،بلکه بزرگتر و قدرتمندتر برمیگردد.نگران نسلی هستمکه همهچیز را فوری میخواهد؛نسلی که دنبال لذت و خوشحالی دائمی استو تحمل انتظار، ناکامی و مسیرهای طولانی را از دست میدهد.اما زندگی، همیشه مطابق احساسات ما پیش نمیرود.مدرسه، دانشگاه، رابطه، کار و جامعهقرار نیست هر بار که ما ناراحت، خسته یا ناامید شدیم،خودشان را با حال ما تنظیم کنند.احساسات باید دیده شوند،شنیده شوندو پذیرفته شوند؛اما قرار نیست همیشه فرمان زندگی را در دست بگیرند.دنیای واقعی هنوز هم با یک قانون قدیمی پیش میرود:رشد، زمان میخواهد.مهارت، تکرار میخواهد.رابطه، تعهد میخواهد.و هر دستاورد ارزشمند، سهمی از صبوری، تلاش، ناکامی و تحمل رنج دارد.موفقیت همیشه نتیجه انگیزه بالا یا حال خوب نیست.بخش بزرگی از موفقیت یعنی:ادامه دادن، حتی وقتی حسش نیست.تحمل ناراحتی، بدون فرار کردن.منتظر ماندن، بدون رها کردن.و پایبند ماندن به مسیر، حتی وقتی احساساتمان چیز دیگری میگویند.وظیفه ما فقط این نیست که فرزندمان را آرام کنیم.وظیفه ما این است که او را برای زندگی آماده کنیم؛برای دنیایی که همیشه آسان نیست،همیشه فوری پاداش نمیدهدو همیشه مطابق میل و احساس او پیش نمیرود.یکی از مهمترین چیزهایی که باید به فرزندمان یاد بدهیم این است:«میتوانی ناراحت، خسته، بیحوصله یا مضطرب باشیو باز هم کاری را که لازم است، انجام بدهی.»چون بلوغ فقط شناختن احساسات نیست؛توانایی حمل کردن احساسات، بدون واگذار کردن فرمان زندگی به آنهاست.دکتر رویا نوری@thefuturechildren



