تجمع اعتراضی بازنشستگان مخابرات در تهران؛ اعتراض به فقر و بیعدالتیگروهی از بازنشستگان مخابرات روز…
انتشار: 2026/08/24 16:15 UTCدریافت: 2026/08/24 18:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 18:55 UTC
تجمع اعتراضی بازنشستگان مخابرات در تهران؛ اعتراض به فقر و بیعدالتیگروهی از بازنشستگان مخابرات روز دوشنبه دوم شهریور ۱۴۰۵ در تهران تجمع کردند و با سردادن شعارهایی از جمله «این همه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی» و «بازنشسته داد بزن، حقتو فریاد بزن»، نسبت به وضعیت معیشتی و مطالبات خود اعتراض کردند.تجمع بازنشستگان در شرایطی ادامه دارد که تورم و گرانی روزافزون، قدرت خرید بخش بزرگی از مردم را کاهش داده و زندگی بازنشستگان را بیش از پیش تحت فشار قرار داده است. افزایش هزینههای ضروری زندگی در کنار درآمدهای ناکافی، بسیاری از بازنشستگان را برای تأمین ابتداییترین نیازهای خود با مشکل مواجه کرده است.اعتراضهای مداوم بازنشستگان، کارگران و دیگر گروههای اجتماعی نشان میدهد بحران معیشت، فقر و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی مطالبه حقوق و برخورداری از یک زندگی شایسته، حداقلیترین حق شهروندان است.#نه_به_جمهوری_اسلامی@Tavaana_TavaanaTech
پستهای تلگرام — آموزشکده توانا
دل نوشته ای از احمدرضا حائری برای رفیق و هم بندی اش، حمزه سواری در روز تولد چهل سالگی و آغاز بیست دومین سال حبس؛چرا آزادی فوری امثال حمزه سواریها و زینب جلالیانها باید مطالبه ای ملی باشداحمدرضا حائری، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در آستانه چهلسالگی حمزه سواری و آغاز بیستودومین سال حبس او، با انتشار دلنوشتهای خواستار آزادی فوری این زندانی سیاسی و زینب جلالیان شد. حائری با تأکید بر سالهای طولانی زندان و از دست رفتن بخش بزرگی از جوانی این زندانیان، نوشته است که آزادی آنان باید به «مطالبهای ملی» تبدیل شود و پرسیده است ادامه حبس کسانی که بیش از نیمی از عمر خود را در زندان گذراندهاند، چه دستاوردی برای حکومت دارد.متن این یادداشت به شرح زیر است:در این نوشتار قصد ندارم از حمزه سواری که حضورش در این سه سال سخت پر از اندوه و رنج لگدمال کردن حق حیات و کرامت ذاتی نوع بشر بود را برایم قابل تحمل تر کرد بگویم. همین قدر کافی است که بدانید ما قصد داریم امشب را به مناسبت تولد چهل سالگی و آغاز بیست و دومین سال حبس او دور هم بنشینیم نامش را میتوانم جشن تولد بگذارم؟ گمان نمیکنم؛ زیرا حمزه حتی یک سال هم نباید متحمل حبس میشد تا چه رسد به ۲۲ سال»حمزه برای من رفیقی صادق و مشاوری امین بوده اگر برمسند نشستگان حل مسائل ایران از من راه حلهای بنیادین میخواستند به آنها میگفتم به جای لوده گی ها جاری در سیما همین امروز خیاط به قزلحصار گسیل داشته و کت و شلواری سایز تن حمزه بدوزید و با کفشی نو بر پا او را روانه صدا و سیمای میلی اش کنید که البته دیگر در آن حال ملی بود نه میلی و از او میخواستم درباره گسل پنهان داشته شده قومیتی و لزوم روادری و گفتگو بین همه همه به معنای همه ساکنان و دلبستگان این سرزمین سخن بگوید طرح پرسش کند ایده دهد و از تجربه خود با انواع گرایشات سیاسی عقیدتی و حتی تجربه اعدام برادرانش محمد علی و جعفر بگوید برای مخاطب از او میخواستم این تجربه را با ما با همه مردم با سپاه با اطلاعات با دولت با اپوزیسیون درمیان گذارد چه سیری را طی کرد که از پس اعدام و نقض حق زندگی برادران و بیش از دو دهه حبس ظالمانه خود گفتگو و رواداری را به عنوان راه حل نهایی مسائل در اولویت قرار داده است؟میدانید این نوع نگاه برای امروز و فردای نزدیکمان حکم کیمیا را دارد؟فراتر از این و حتی اگر سخن من درست نبود باز پرسش بزرگ همچنان باقی میماند نگه داشتن امثال حمزه سواری و صدها و بلکه هزاران چون حمزه اگر همه زندانیان را در نظر بگیریم که در سنین زیر بیست سال زندانی شده و اکنون بیش از نیمی از عمرشان را در زندان سپری کرده اند چه چیزی به حکومت میافزاید و آزاد کردنشان چه حاصلی دارد. میدانید مخاطب عام با خود میگوید چه قساوتی هر چه بوده عمر و جوانیاش را گرفتیداطمینان داشته باشید حتی یک روز اضافه تر نگه داشتن امثال حمزه سواری در زندان نه تنها دست آوردی برای شما ندارد بلکه یک روز بیشتر ضرر میکنید.حمزه سورای را آزاد کنیدزینب جلالیان را آزاد کنیداحمدرضا حائری زندان قزلحصار۱ شهریور ۱۴۰۵#بیانیه #حمزه_سواری #احمدرضا_حائری@Tavaana_TavaanaTech
۱۲ شهروند بهایی در ساری به بیش از ۲۶ سال حبس و ۷۶ سال محرومیت اجتماعی محکوم شدندشعبه اول دادگاه انقلاب ساری به ریاست قاضی عمار رمضانی، ۱۲ شهروند بهایی را در مجموع به ۲۶ سال و ۱۶۵ روز حبس تعزیری و ۷۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد.▪️جزئیات احکام و اتهاماتبر پایه گزارش خبرگزاری هرانا، بر اساس دادنامه صادره در تاریخ ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، راکوئل عطائیان، کیومرث اکبری، سهراب لقایی، زهرا گلابیان، بنفشه اسدیان عربی، فؤاد لقایی، آناهیتا کوشکباغی، نسیم صمیمی، حسین فنائیان، امیلیا فنائیان، ملودی صمیمی و سهیل حقدوست محاکمه شدند.در این حکم، راکوئل عطائیان به ۴ سال حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد.سایر متهمان پرونده هر کدام به تحمل دو سال و ۱۵ روز حبس تعزیری و ۶ سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم گردیدند.اتهام انتسابی به این شهروندان «انجام فعالیتهای آموزشی و تبلیغی مغایر و مخل به شرع مقدس اسلام در راستای ترویج و ترغیت فرقه بهائیت» عنوان شده است. جلسات دادگاه آنان در مردادماه ۱۴۰۵ برگزار شده بود.▪️روند پیچیده دادرسی و پروندهسازیبر اساس اطلاعات یک منبع نزدیک، پرونده این شهروندان از اردیبهشتماه ۱۴۰۳ در مراجع مختلف قضایی از جمله دادگاه انقلاب ساری و دادگاه کیفری قائمشهر جریان داشته و چندین مرتبه میان شعبههای گوناگون و بازپرسی جابهجا شده است. در جریان این روند، سهیل حقدوست و همسرش راکوئل عطائیان بازداشت شده و پس از آزادی موقت، پرونده جدید خانم عطائیان با پرونده سایر متهمان ادغام و نهایتاً به صدور این احکام سنگین منجر شد. پیشتر نیز منازل این افراد توسط نیروهای امنیتی تفتیش شده بود. صدور چنین احکامی نمایانگر تداوم فشارهای قضایی و امنیتی علیه جامعه بهایی است.#بهاییان_ایران #بهائیان_ساری #داستان_ما_یکیست #گفتگو_توانا@Dialogue1402
گلشن فتحی، فعال مدنی، با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس و اشاره به قیمت حدود ۳۱ هزار تومانی هر عدد تخممرغ، از فروپاشی قدرت خرید و تبدیلشدن ابتداییترین نیازهای روزمره خانوادهها به کالاهایی گران و دور از دسترس نوشته است.متن این یادداشت به شرح زیر است:ساعت ۱۳ امروز از اسنپمارکت یک شانه ۲۴ عددی تخممرغ سفارش دادم.۳۱ هزار و ۲۰۰ تومان هزینه حمل و جمع پرداختی ۷۴۱ هزار و ۶۰۰ تومان.یعنی هر عدد تخممرغ، با احتساب هزینه حمل، حدود ۳۱ هزار تومان. یک حساب ساده !! یک خانواده چهار نفره، اگر هر نفر فقط دو عدد تخممرغ نیمرو (املت) بخورد، با احتساب روغن و یکچهارم نان سنگک برای هر نفر و یک استکان چای شیرین یا با قند یا خرما ، برای یک صبحانه خیلی معمولی باید چیزی حدود ۷۰۰ هزار تومان هزینه کند یعنی ماهانه ۲۱ میلیون تومان فقط برای صبحانه.نه گوشت و مرغ و میوه و لبنیات، یا ناهار و شام.نه اجارهخانه و قبضها و دارو و مدرسه بچهها و لباس و تفریح و دید و بازدید و حتی یک زندگی معمولی.۲۱ میلیون تومان فقط برای اینکه یک خانواده چهار نفره بتواند صبحها چیزی به اسم صبحانه داشته باشد! این فاجعه فروپاشی کامل قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه و تبدیل شدن ابتداییترین نیازهای زندگی به کالایی لوکس استتخممرغ از غذای ارزان و در دسترس طبقه متوسط و فقیر به نزدیک به ۳۱ هزار تومان برای هر عدد تبدیل شده و حرف از کمتر مصرف کردن مردم میزنند! نمیفهمند مردم دیگر توان خرید زندگی معمولی را هم ندارند.حکومت جمهوری اسلامی که سالها درباره «سبک زندگی» مردم خطابه خواند، حالا کاری کرده که بخش بزرگی از مردم حتی توان تأمین سادهترین وعده غذایی روزانهشان را هم ندارند و با وقاحت همچنان درباره حجاب، فرزندآوری، خانواده، سبک زندگی و «اقتصاد مقاومتی» برای مردم نسخه میپیچند.اول سفره را از مردم گرفتند، سپس به آنها یاد میدهند چطور گرسنگی را مدیریت کنند تا کاسبان #تحریم کشور به ثروت اندوزیهای رانتی کلان ادامه دهند #دلار@Tavaana_TavaanaTech
نقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران خوشخیالی روی آوارهای گرانی و معیشترئیسکل بانک مرکزی میگوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بیاعتنایی به رنج جامعه است.عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، اینها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند. وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ میرسد و تورم خوراکیها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگرانکننده» نیست، بلکه در حال جمعشدن است. کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دوفرزندی به ۲۵ میلیون میرسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک. فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است. بازنشستگان با حقوقهای ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقبتر از تورم واقعی تعیین میشود، اولین قربانیان این معادلهاند.صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازهای از تحریمها بر این وضعیت افزوده میشود. در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.مسئولیت سیاستگذار پولی، واقعبینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه میکنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابلسنجش نیاز دارند. بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگترین نقد بر این «امیدواری» است.#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی@Tavaana_TavaanaTechنقدی بر اظهار امیدواری رییس کل بانک مرکزی در مورد آینده اقتصاد ایران خوشخیالی روی آوارهای گرانی و معیشترئیسکل بانک مرکزی میگوید به آینده اقتصاد ایران امیدوار است. اما امید، وقتی با واقعیت زندگی روزمره مردم همخوانی نداشته باشد، دیگر امیدواری نیست، توهم و بیاعتنایی به رنج جامعه است.عبور دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان، سکه در آستانهٔ ۲۲۵ میلیون، طلا بالای ۲۲ میلیون در هر گرم ، اینها فقط ارقام بازار نیستند، دماسنج فروپاشی قدرت خرید خانوارند. وقتی شاخص فلاکت به ۹۶ میرسد و تورم خوراکیها ۱۲۸ درصد است، یعنی سفره اکثریت مردم دیگر «نگرانکننده» نیست، بلکه در حال جمعشدن است. کاهش مصرف لبنیات و پروتئین به کف چند دهه، خودش گزارشی پزشکی از وضعیت تغذیه یک ملت است، نه فقط یک آمار اقتصادی.حالا این ارقام را کنار حداقل دستمزد ۱۶ میلیونی بگذارید، دستمزدی که حتی با مزایا برای خانوار دوفرزندی به ۲۵ میلیون میرسد، در برابر سبد معیشت ۹۰ میلیونی یک خانوار کوچک. فاصله میان دستمزد و هزینه بقا دیگر شکاف نیست، پرتگاه است. بازنشستگان با حقوقهای ثابت و کارگرانی که هرساله دستمزدشان عقبتر از تورم واقعی تعیین میشود، اولین قربانیان این معادلهاند.صادرات نفت صفر شده، تجارت خارجی در رکود است، و موج تازهای از تحریمها بر این وضعیت افزوده میشود. در چنین بستری، سخن از «امیدواری» بدون تشریح سازوکار مشخص و برنامه عملی خروج از بحران، بیشتربازی با افکار عمومی است تا تحلیل اقتصادی.مسئولیت سیاستگذار پولی، واقعبینی بدون رتوش است، نه تکرار جملات کلی درباره آینده. مردمی که دستمزدشان را با سبد معیشت مقایسه میکنند، به وعده نیاز ندارند، به برنامه مشخص، شفاف و قابلسنجش نیاز دارند. بر این اساس فاصله میان گفتمان رسمی و زندگی واقعی کارگر و بازنشسته، خود بزرگترین نقد بر این «امیدواری» است.#تورم #گرانی #نه_به_جمهوری_اسلامی@Tavaana_TavaanaTech
تکثرگرایی معرفتیچرا هیچ نظام فکری واحد نمیتواند پاسخ همه پرسشهای بشر را بدهد؟کورت گودل، منطقدان اتریشی، در سال ۱۹۳۱ دو قضیه «ناتمامیت» را اثبات کرد: در هر نظام صوری سازگار که برای بیان حساب پایه کافی باشد، همواره گزارههایی وجود دارند که در چارچوب خود آن نظام نه قابل اثباتاند و نه قابل ابطال این یافته که در ریاضیات محض متولد شد، بعدها بهکرات در فلسفه علم بهعنوان استعارهای برای محدودیت ذاتی هر نظام بسته فکری بهکار رفت، هیچ چارچوبی نمیتواند همزمان کامل و خودبسنده باشد.آیزایا برلین، فیلسوف سیاسی بریتانیایی، در مقاله «دو مفهوم آزادی» (۱۹۵۸) و آثار بعدیاش مفهوم «کثرتگرایی ارزشی» را مطرح کرد. از نظر او، ارزشهای انسانی مثل آزادی و برابری، یا عدالت و رحمت، لزوما در یک سلسلهمراتب واحد قابل چیدمان نیستند و گاهی با یکدیگر در تنش قرار میگیرند. برلین این را نه نقص، بلکه واقعیتی بنیادین در وضع بشر میدانست، نظامی که مدعی حل نهایی همه این تنشها باشد، از نظر او بهناچار بخشی از پیچیدگی واقعیت را نادیده میگیرد.کارل پوپر در «منطق اکتشاف علمی» (۱۹۳۴) اصل «ابطالپذیری» را معیار علم دانست: هر نظریه علمی معتبر، باید در اصل امکان رد شدن از طریق شواهد تازه را داشته باشد. از این زاویه، نظامی که خود را از هر نقد و آزمون مصون میداند، دیگر در قلمرو دانش تجربی نمیگنجد، بلکه به ساختاری جزمی نزدیکتر است.توماس کوهن نیز در «ساختار انقلابهای علمی» (۱۹۶۲) نشان داد حتی علم، که غالبا یکپارچهترین نظام معرفتی بشر تصور میشود، در طول تاریخ از رهگذر رقابت میان «پارادایمها»ی متفاوت پیش رفته، نه از مسیر یک چارچوب ثابت و همیشگی.این چهار خط فکری، از ریاضیات تا فلسفه سیاسی و فلسفه علم، از زوایای مستقل به یک نقطه میرسند: تنوع نظامهای تبیین، نه انحراف از مسیر شناخت، که بازتاب طبیعی گستردگی و پیچیدگی پرسشهایی است که ذهن بشر با آنها روبهرو بوده است.#تکثر_گرایی #فلسفه #اخلاق #رواداری #گفتگو_توانا@Dialogue1402
ویدیویی که در شبکههای اجتماعی منتشر شده، مادر جاویدنام نازنینزهرا صالحی را بر سر مزار دخترش در کرمانشاه نشان میدهد؛ مادری که با خواندن ترانه «سوغاتی» هایده، یاد دختر نوجوانش را زنده میکند.نازنینزهرا صالحی، نوجوان ۱۳ ساله، دانشآموز و ورزشکار رشته ووشو، شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات در شهرک بسیج کرمانشاه، بر اثر شلیک گلوله ماموران جان باخت.نازنینزهرا متولد ۲۹ تیرماه ۱۳۹۱ بود و تنها چند روز پس از جانباختنش، در ۲۱ دیماه در آرامستان باغ فردوس کرمانشاه به خاک سپرده شد.برای خانوادهای که فرزندش را از دست داده، هیچ کلمهای نمیتواند جای خالی او را پر کند. اما جامعه میتواند نگذارد نام و سرگذشت این کودکان و جوانان به فراموشی سپرده شود.کنار خانوادههای دادخواه بایستیم؛ صدایشان را بشنویم، نام عزیزانشان را زنده نگه داریم و از حق آنها برای دانستن حقیقت و دادخواهی حمایت کنیم. همراهی جامعه با خانوادههای دادخواه، بخشی از ایستادگی در برابر فراموشی و پنهانکردن حقیقت است.@Tavaana_TavaanaTech




