محمدرضا بلهور، پدر سه فرزند، شهروند ساکن سرایان در استان خراسان جنوبی و از معترضان دیماه ۱۴۰۴، به…
انتشار: 2026/08/16 15:12 UTCدریافت: 2026/08/17 08:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 08:25 UTC
محمدرضا بلهور، پدر سه فرزند، شهروند ساکن سرایان در استان خراسان جنوبی و از معترضان دیماه ۱۴۰۴، به ۱۲ سال حبس محکوم شده است.به گزارش منابع حقوق بشری، او در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ مقابل منزل خود بازداشت شد. خانواده ایشان در روزهای نخست بازداشت از محل نگهداری و وضعیتش بیاطلاع بودند.بلهور حدود دو ماه در بازداشت بهسر برد. بر اساس گزارشهای رسیده، او در این مدت تحت فشارهای شدید روانی قرار گرفته و با تهدیدهایی از جمله تهدید به اعدام مواجه شده است. همچنین گزارش شده که در دوران بازداشت مورد ضربوشتم قرار گرفته و ضربات متعددی با سلاح به ناحیه سر او وارد شده است.صدور حکم ۱۲ سال حبس برای محمدرضا بلهور در حالی صورت گرفته که گزارشهای مربوط به نحوه برخورد با او در دوران بازداشت، نگرانیهای جدی درباره رعایت حقوق قانونی او و روند دادرسی ایجاد کرده است.صدور این حکم سنگین بخشی از روند برخورد قضایی گسترده با معترضان دیماه ۱۴۰۴ است؛ معترضانی که پس از بازداشت، با احکام سنگین حبس و در برخی پروندهها با خطر صدور و اجرای حکم اعدام مواجه شدهاند.@Tavaana_TavaanaTech
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 14 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — آموزشکده توانا
هنر دیدن حقیقت بدون نقاب تایید بازتعریف معنای پذیرش در چشمانداز واقعیتدر ذهن جمعی و روابط روزمره، مرز باریکی میان تاییدکردن و پذیرفتن وجود دارد که مدام مخدوش میشود. بسیاری گمان میکنند اگر پدیده، رفتار یا باوری را پذیرفتند، در واقع به آن تندادهاند، مهر تایید بر آن کوبیدهاند و با آن همرنگ شدهاند. این سوتفاهم ریشه در نگاهی قطبی دارد که جهان را تنها به سیاه و سفید تقسیم میکند؛ یا باید با خشم در برابر واقعیت ایستاد و آن را طرد کرد، یا با تسلیم کامل، بهرنگ آن درآمد. اما پذیرش در معنای عمیق خود، هیچ سنخیتی با انفعال یا رضایت قلبی ندارد.پذیرفتن یعنی گشودن چشم ها بر روی واقعیت همان گونه که هست، بدون تحریف، بدون نقاب و بدون پناه بردن به توهمات تسلی بخش. وقتی شرایطی ناخوشایند یا تفکری مخالف در برابر انسان قرارمیگیرد، تایید کردن به معنای هم داستان شدن با آن است، در حالی که پذیرش تنها به رسمیت شناختن وجود آن در میدان واقعیت است. پزشکی که بیماری لاعلاجی را در تن بیمار میپذیرد، هرگز به استقبال آن نمیرود یا از آن خشنود نیست، بلکه تنها بستر کار را بر اساس واقعیت موجود تنظیم میکند. انکار وضعیت، انرژی روانی را در نبردی بیفرجام هدر میدهد، در حالی که پذیرش، نقطه ثقل ایستادن و دیدن حقیقت عریان است.این در هم آمیختگی میان تایید و پذیرش، به ویژه در بسترهای اجتماعی و فکری بسته، ابعاد پیچیدهتری به خود میگیرد. در جوامعی که تفاوت به رسمیت شناخته نمیشود، هرگونه پذیرش واقعیتهای ناهمگون به اشتباه به معنای تسلیم در برابر قدرت یا ارزشهای حاکم تعبیر میشود. در حالی که میتوان پدیدهای را دید، ابعاد آن را بدون پیش داوری درک کرد و در عین حال کمترین هم رنگی با آن نداشت. رهایی از این اشتباه ذهنی، امکان مواجهه بیواسطه با جهان را فراهم می کند؛ جایی که انسان میتواند حقیقت را بدون ترس از حل شدن در آن، به تمامی به تماشا بنشیند.#پذیرش #انکار #حقیقت #گفتگو_توانا@Dialogue1402
نزدیک به چهار ماه بازداشت و انفرادی؛ تداوم بلاتکلیفی سمیه آقایارینزدیک به چهار ماه از بازداشت سمیه آقایاری، شهروند اهل سمیرم، میگذرد و او همچنان در شرایط انفرادی و بلاتکلیفی نگهداری میشود. بر اساس اطلاعات رسیده، این شهروند طی این مدت تنها در موارد محدودی امکان تماس تلفنی با خانواده خود را داشته و با وجود پیگیریهای مکرر خانواده، تاکنون به بند عمومی منتقل نشده است.سمیه آقایاری روز ۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵، پس از ورود مأموران اطلاعات سپاه به منزلش بازداشت شد. بر اساس گزارشهای دریافتی، فعالیت سیاسی و اداره یک صفحه در فضای مجازی از دلایل بازداشت او عنوان شده است.اکنون با گذشت نزدیک به چهار ماه، یک منبع مطلع میگوید خانم آقایاری همچنان در سلول انفرادی نگهداری میشود و خانواده او در این مدت پاسخ روشن و مشخصی درباره وضعیت پرونده و سرنوشت وی دریافت نکردهاند.به گفته این منبع، در پی اصرار و پیگیریهای مکرر خانواده، سمیه آقایاری تنها دو یا سه مرتبه اجازه تماس تلفنی کوتاه با خانواده خود را پیدا کرده است، اما همچنان از انتقال او به بند عمومی جلوگیری میشود.به گفته این منبع تاکنون اطلاع روشنی درباره تفهیم رسمی اتهامات و روند قضایی پرونده در اختیار خانواده قرار نگرفته است. با این حال، مقامهای مسئول در پاسخهای شفاهی به خانواده، ادعاهایی را مطرح کردهاند. در حال حاضر مشخص نیست آیا این ادعاها بهطور رسمی بهعنوان اتهام به سمیه آقایاری تفهیم شدهاند یا خیر.با وجود طولانیشدن بازداشت، تاکنون زمینه آزادی موقت او با تأمین وثیقه نیز فراهم نشده است.سمیه آقایاری مادر یک دختر ۱۵ ساله است.#سمیه_آقایاری #از_بازداشتیها_بگو@Tavaana_TavaanaTech
محکومیت فرانک ذبیحی، شهروند بهائی، به حبس و محرومیت اجتماعی در قائمشهرفرانک ذبیحی، شهروند بهائی ساکن قائمشهر، از سوی دادگاه انقلاب این شهر به تحمل حبس و محرومیتهای اجتماعی محکوم شد.▪️جزئیات حکم و اتهاماتبر اساس رأی صادره توسط رضا مجازی، قاضی دادگاه انقلاب قائمشهر، خانم ذبیحی از بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام از طریق تبلیغ آیین بهائی» به دو سال و یک روز حبس تعزیری و دو سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروند در تاریخ ۱۲ مردادماه برگزار و حکم نهایی در تاریخ ۱۹ مردادماه صادر و ابلاغ شد.پیشتر، فرانک ذبیحی ماهفروجکی در تاریخ ۱۸ فروردینماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از یک روز با تودیع وثیقه از زندان تیرکلا ساری آزاد شده بود. مأموران امنیتی در جریان آن بازداشت، ضمن یورش به منزل وی، شماری از لوازم شخصی و وسایل الکترونیکی او و اعضای خانوادهاش را ضبط کرده بودند.▪️تداوم سرکوب سیستماتیک جامعه بهائیصدور احکام سنگین حبس و محرومیتهای اجتماعی برای شهروندانی نظیر فرانک ذبیحی، بازتابی از رویه مداوم و سیستماتیک نهادهای امنیتی و قضایی در اعمال فشار بر جامعه بهائی است. دستگاه قضایی با بهرهگیری از اتهامات عقیدتی و سیاسی، تلاش میکند تا با ایجاد فضای رعب و تحمیل محدودیتهای مدنی، زندگی روزمره و فعالیتهای شهروندان بهائی را جرمانگاری کرده و هزینههای سنگینی را بر آنان تحمیل کند؛ سیاستی که نشاندهنده استمرار نقض سیستماتیک حقوق بشر و آزادی عقیده در ایران است.#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا@Dialogue1402
رنه دکارتاصالت اندیشه و استقلال خرد فردی در مسیر شناخترنه دکارت (۱۵۹۶–۱۶۵۰)، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی، از پایهگذاران فلسفه مدرن است که با انقلابی فکری، خرد انسانی را به عنوان کانون شناخت جهان مطرح کرد. او با رویکردی شجاعانه، تمامی باورها و دانستههای سنتی مبتنی بر مرجعیتهای پیشین را زیر سوال برد تا به یقینی استوار و انکارناپذیر دست یابد.محور اصلی اندیشه دکارت، «شک دستوری» بود. او استدلال کرد که برای رسیدن به حقیقت راستین، باید ابتدا همه باورهای پیشین و آموختههای جزماندیشانه را به حالت تعلیق درآورد و از نو بنای معرفت را بر پایهای محکم استوار ساخت.او در اوج این شکاکیت، به گزاره مشهور خود یعنی «میاندیشم، پس هستم» (Cogito, ergo sum) رسید. دکارت نشان داد که حتی اگر در همه پدیدهها و درستی حواس شک کنیم، خود عمل شک کردن و اندیشیدن، گواهی روشن بر وجود اندیشندهای است که شک میکند؛ به این ترتیب، استقلال خرد فردی به عنوان سنگبنای تفکر مدرن تثبیت شد.دکارت با تفکیک میان «ماده» و «ذهن»، راه را برای پیشرفت علم تجربی و رهایی تحقیقات علمی از تسلط نهادهای جزماندیش هموار کرد. او معتقد بود جهان ماده بر اساس قوانین مکانیکی و قابل فهم اداره میشود و عقل انسان ابزاری توانا برای کشف این قوانین است، بدون آنکه نیازی به اتکا به خرافات یا توهمات ماورایی داشته باشد.او هرگونه تسلیم کورکورانه در برابر سنتها و پذیرش آرا بدون دلیل را نفی میکرد. در نگاه دکارت، خرد انسانی همچون چراغی روشن است که میتواند با روشی منظم و استدلالی، پیچیدهترین مسائل را حل کند و انسان را از تاریکی جهل و تعصب نجات دهد.اندیشه دکارت دعوتی است به خودآگاهی فکری و اعتماد به قدرت عقل فردی. او به ما میآموزد که برای رسیدن به حقیقت، باید شهامت زیر سوال بردن باورهای کهنه را داشت و با تکیه بر استدلال منطقی، مسیر شناخت و آزادی اندیشه را هموار کرد.#دکارت #شکاکیت #انسانگرایی #آزاداندیشی #گفتگو_توانا@Dialogue1402رنه دکارتاصالت اندیشه و استقلال خرد فردی در مسیر شناخترنه دکارت (۱۵۹۶–۱۶۵۰)، فیلسوف و ریاضیدان فرانسوی، از پایهگذاران فلسفه مدرن است که با انقلابی فکری، خرد انسانی را به عنوان کانون شناخت جهان مطرح کرد. او با رویکردی شجاعانه، تمامی باورها و دانستههای سنتی مبتنی بر مرجعیتهای پیشین را زیر سوال برد تا به یقینی استوار و انکارناپذیر دست یابد.محور اصلی اندیشه دکارت، «شک دستوری» بود. او استدلال کرد که برای رسیدن به حقیقت راستین، باید ابتدا همه باورهای پیشین و آموختههای جزماندیشانه را به حالت تعلیق درآورد و از نو بنای معرفت را بر پایهای محکم استوار ساخت.او در اوج این شکاکیت، به گزاره مشهور خود یعنی «میاندیشم، پس هستم» (Cogito, ergo sum) رسید. دکارت نشان داد که حتی اگر در همه پدیدهها و درستی حواس شک کنیم، خود عمل شک کردن و اندیشیدن، گواهی روشن بر وجود اندیشندهای است که شک میکند؛ به این ترتیب، استقلال خرد فردی به عنوان سنگبنای تفکر مدرن تثبیت شد.دکارت با تفکیک میان «ماده» و «ذهن»، راه را برای پیشرفت علم تجربی و رهایی تحقیقات علمی از تسلط نهادهای جزماندیش هموار کرد. او معتقد بود جهان ماده بر اساس قوانین مکانیکی و قابل فهم اداره میشود و عقل انسان ابزاری توانا برای کشف این قوانین است، بدون آنکه نیازی به اتکا به خرافات یا توهمات ماورایی داشته باشد.او هرگونه تسلیم کورکورانه در برابر سنتها و پذیرش آرا بدون دلیل را نفی میکرد. در نگاه دکارت، خرد انسانی همچون چراغی روشن است که میتواند با روشی منظم و استدلالی، پیچیدهترین مسائل را حل کند و انسان را از تاریکی جهل و تعصب نجات دهد.اندیشه دکارت دعوتی است به خودآگاهی فکری و اعتماد به قدرت عقل فردی. او به ما میآموزد که برای رسیدن به حقیقت، باید شهامت زیر سوال بردن باورهای کهنه را داشت و با تکیه بر استدلال منطقی، مسیر شناخت و آزادی اندیشه را هموار کرد.#دکارت #شکاکیت #انسانگرایی #آزاداندیشی #گفتگو_توانا@Dialogue1402
باورهای آماده، اطاعتهای ناخواستهزندگی زیر سقف ایدئولوژیاگر بخواهیم ساده بگوییم، ایدئولوژی یعنی «عینکی ذهنی» که با آن دنیا را میبینیم. مجموعهای از باورها، ارزشها و جهتگیریها که به ما میگوید چه چیزی درست است، چه کسی دشمن است، به کجا باید برویم و چگونه باید زندگی کنیم.اما آنچه ایدئولوژی را از یک فکر یا سلیقه معمولی متمایز میکند، قداست، قطعیت، و جهانبینی مطلقگرایانه آن است. ایدئولوژی وانمود میکند که «تنها حقیقت ممکن» را در اختیار دارد و هر اندیشه بیرون از خود را گمراه، خطرناک یا دشمن میبیند.چرا نظامهای تمامیتخواه، شیفته ایدئولوژیاند؟نظامهای توتالیتر مانند نازیسم، فاشیسم یا کمونیسم استالینی بهخوبی میدانستند که کنترل ذهنها بسیار مؤثرتر از کنترل بدنهاست.ایدئولوژی به آنها اجازه میداد مردمان را نه فقط با زور، بلکه با ایمان و باور درونی وادار به اطاعت کنند.در چنین نظامهایی، حاکمیت با تکیه بر ایدئولوژی میتواند خود را «حق مطلق» و مخالفان را «شر مطلق» معرفی کند؛ و با بهرهگیری از رسانه، آموزش، مراسم و حتی سرگرمیها، طرز فکر مردم را از کودکی شکل دهد.نشانههای زندگی ایدئولوژیک در زندگی روزمرهوقتی شعارهای رسمی، بدون امکان نقد یا پرسش، در مدرسه یا محل کار تکرار میشود.وقتی انتخابهای شخصی از پوشش و موسیقی تا سبک زندگی بهعنوان معیار وفاداری سیاسی یا عقیدتی سنجیده میشود.وقتی تنها یک روایت از تاریخ و واقعیت در رسانهها و کتابهای درسی ارائه میشود.وقتی حتی جشنها، عزاداریها یا مسابقات ورزشی با بار سیاسی و ایدئولوژیک همراه میشوند.جمهوری اسلامی و مهندسی ایدئولوژیدر جمهوری اسلامی، ایدئولوژی مذهبی سیاسی بر پایه ترکیبی از دین شیعه، انقلاب ۵۷، و مفاهیمی چون «شهید»، «دشمن» و «استکبار» بنا شده است.در مدرسه: کتابهای درسی آکنده از روایت رسمی درباره انقلاب، جنگ و دشمنی با غرباند.در رسانه: تنها صدای حکومت شنیده میشود؛ روایتهای دیگر یا سانسور میشوند یا تحقیر.در محل کار: مناسبتهای مذهبی و انقلابی (مثل دهه فجر، روز قدس) نه بهعنوان انتخاب، بلکه تحت فشار اجرا میشوند.در دین: دینداری از یک انتخاب فردی به ابزاری برای مشروعیتبخشی به حکومت بدل شده؛ گویی حاکمیت، نماینده خداست.ایدئولوژی در این فضا مانند هواست: چنان فراگیر و همیشگی است که اغلب فراموش میکنیم زندگی و تفکر میتواند شکل دیگری هم داشته باشد. پرسشگری، آزادی فکر، و تنوع دیدگاهها، دقیقا همان چیزهایی هستند که ایدئولوژی از آنها واهمه دارد.#گفتگو_توانا@Dialogue1402
رضا دالمن از دانشگاه شریف اخراج و چهار سال از تحصیل محروم شدحکم اخراج رضا دالمن، دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف، پس از تایید در شورای تجدیدنظر این دانشگاه، در شورای مرکزی انضباطی سازمان امور دانشجویان وزارت علوم نیز قطعی شد و روز یکشنبه ۲۵ مرداد برای اجرا به دانشگاه ابلاغ شد.به گزارش «هرانا»، رضا دالمن به اتهامهایی از جمله «اخلال در نظم عمومی و امنیت آموزشی محیط دانشگاه» و «توهین به مقدسات اسلامی و ملی» از دانشگاه اخراج و به مدت چهار سال از تحصیل در تمامی دانشگاههای کشور محروم شده است.همچنین این دانشجو با انتشار تصویر نامه شورای مرکزی انضباطی دانشجویان، اخراج خود را تایید کرد.دالمن پیشتر نیز بهدلیل فعالیتهای اعتراضی خود با برخورد امنیتی و انضباطی مواجه شده بود. او ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ پس از آویختن یک عروسک موش از درختی در محوطه دانشگاه صنعتی شریف بازداشت و پس از حدود یک ماه با تودیع وثیقه آزاد شد.صدور حکم اخراج و محرومیت چهارساله از تحصیل برای یک دانشجو، نمونهای روشن از تبدیل دانشگاه به عرصه سرکوب و تنبیه دانشجویان است.@Tavaana_TavaanaTech






