مجتبی خامنهای کجاست؟ یک سؤال را به مطالبه عمومی تبدیل کنیممسئله فقط این نیست که مجتبی خامنهای کجا…
انتشار: 2026/08/09 19:19 UTCدریافت: 2026/08/11 12:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 12:40 UTC
مجتبی خامنهای کجاست؟ یک سؤال را به مطالبه عمومی تبدیل کنیممسئله فقط این نیست که مجتبی خامنهای کجاست یا چرا در انظار عمومی ظاهر نمیشود. مسئله بسیار بنیادیتر است: اکنون چه کسی در ایران تصمیم میگیرد و قدرت به نام چه کسی اعمال میشود؟وقتی تصمیمهایی که بر زندگی میلیونها انسان اثر میگذارند به نام یک رهبر گرفته میشود، وضعیت او دیگر موضوعی شخصی نیست. اگر مجتبی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی است، مردم حق دارند او را ببینند، صدایش را بشنوند و بدانند تصمیمهایی که به نام او اعلام میشوند واقعاً توسط چه کسی گرفته شدهاند.اما باید پرسش را حتی صریحتر مطرح کرد:مجتبی خامنهای کجاست؟ آیا زنده است؟ آیا قادر به سخنگفتن، راهرفتن، فکرکردن و تصمیمگیری مستقل است؟اگر پاسخ مثبت است، چرا یک حضور عمومی و قابل راستیآزمایی از او منتشر نمیشود؟درباره بمباران محل حضور علی خامنهای نیز پرسشهای بیپاسخ وجود دارد: چند نفر کشته و چند نفر مجروح شدند؟ چه کسانی در محل حضور داشتند؟ چه کسانی جان سالم به در بردند؟ چرا فهرست روشنی از کشتهشدگان و مجروحان منتشر نشده و چرا روایتهای مستقل و قابل راستیآزمایی از بازماندگان در دسترس نیست؟این پرسشها از یک جهت دیگر نیز اهمیت دارند: چه کسانی از این ابهام سود میبرند؟اگر رهبر غایب باشد اما فرمانها، انتصابها و مواضع سیاسی همچنان به نام او منتشر شوند، باید پرسید چه کسانی امکان پیدا کردهاند پشت نام و اقتدار او قرار بگیرند؟ چه نهادها و افرادی میتوانند تصمیمهای خود را «نظر رهبر» معرفی کنند، رقیبانشان را کنار بزنند، مخالفان را سرکوب کنند و بدون آنکه مرکز واقعی تصمیمگیری آشکار باشد، کشور را اداره کنند؟در چنین شرایطی، غیبت رهبر فقط یک معما نیست؛ میتواند به منبع قدرت برای کسانی تبدیل شود که از جانب او سخن میگویند.حتی نحوه انتخاب او نیز باید موضوع پرسش باشد. مجلس خبرگان بر اساس چه اطلاعاتی مجتبی خامنهای را واجد شرایط رهبری تشخیص داد؟ وضعیت جسمی و توانایی او برای اداره کشور چگونه بررسی شد؟ جلسهای که به انتخاب او انجامید چگونه برگزار شد و چرا فرایند آن برای جامعه شفاف نیست؟ نهادی که قرار است بر رهبر نظارت کند، چگونه میتواند درباره رهبری که حضور عمومی و قابل راستیآزمایی ندارد به مردم پاسخ دهد؟اینجاست که «مجتبی خامنهای کجاست؟» میتواند از یک سؤال به یک کنش جمعی تبدیل شود.این مطالبه میتواند در شبکههای اجتماعی تکرار شود. روزنامهنگاران میتوانند در برابر هر خبر «دیدار با رهبر» یک سؤال ساده مطرح کنند: سندش کجاست؟ در نشستهای عمومی میتوان مقامات را با همین پرسش مواجه کرد. شهروندان میتوانند از حامیان حکومت بپرسند: شما از حکومتی دفاع میکنید که حتی نمیتواند حضور رهبرش را به شکل مستقل و قابل راستیآزمایی نشان دهد؟یک مطالبه زمانی قدرت پیدا میکند که از صفحه یک فرد خارج شود و هزاران نفر آن را تکرار کنند؛ در رسانه، شبکههای اجتماعی، گفتوگوهای عمومی و هر فضای مدنی ممکن.لازم نیست از قبل بدانیم پاسخ چیست. اتفاقاً مسئله همین است که نمیدانیم.و در کشوری که قدرتی عظیم به نام یک فرد اعمال میشود، «نمیدانیم رهبر کجاست و چه کسی واقعاً تصمیم میگیرد» یک مسئله حاشیهای نیست.مجتبی خامنهای کجاست؟چه کسی به نام او حکومت میکند؟چه کسی از غیبت او سود میبرد؟و سند اینکه او واقعاً زمام امور را در دست دارد، کجاست؟اینها میتوانند پرسشهای یک مطالبه عمومی باشند؛ مطالبهای برای ابتداییترین حق یک جامعه: دانستن اینکه چه کسی بر آن حکومت میکند.@Tavaana_TavaanaTech






