#روزشماری_بامحبوب_حجازیﷺ روز هشتاد و نهم (بخش اول) کودکانی که از گرسنگی ناله میکنند پیامبرﷺ در روز…
انتشار: 2026/08/18 12:49 UTCدریافت: 2026/08/18 16:38 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:38 UTC
#روزشماری_بامحبوب_حجازیﷺ روز هشتاد و نهم (بخش اول) کودکانی که از گرسنگی ناله میکنند پیامبرﷺ در روزهای حصر، یار و یاور بستگانش بود. همسرش، حضرت خدیجه، بزرگترین پشتیبان او، همهٔ داراییاش را خرج اقوام کرد. وقتی همه چیز تمام شد، چاره را در صبر دیدند. ابوطالب…#روزشماری_بامحبوب_حجازیﷺ#روز نود (بخش دوم)کودکانی که از گرسنگی ناله میکنند.در تاریکیِ شب برای رساندنِ یک کیسه گندم به عمهاش راه افتاده بود. همان لحظه با ابوجهل روبرو شد. ابوجهل بر سرش فریاد زد و گفت:«تو داری برای خانوادهٔ پیامبر مواد غذایی میبری؟ اگر این کار را بکنی، تو را پیشِ همه رسوا خواهم کرد.»در همین هنگام، رهگذری آنها را دید. نزدیک شد و از ابوجهل پرسید:«چه خبر است؟ میخواهی مانع انسانی شوی که میخواهد برای عمهاش یک کیسه گندم ببرد؟!»ابوجهل توجهی به این شخص نکرد و همچنان مانع رفتنِ حاکم میشد و اجازه نمیداد برود. صدای نالهٔ کودکانِ گرسنهٔ محلهٔ ابوطالب بلند بود. درحالیکه حاکم همهٔ توانش را به کار میبست تا گندم را برساند، ابوجهل مانع میشد. آن رهگذر سیلی محکمی به صورت ابوجهل زد و ابوجهل بر زمین افتاد. در این درگیری، حاکم موفق شد خودش را به سرعت به عمهاش برساند و کیسهٔ گندم را تقدیم کند.نقشهٔ ابوجهل و یارانش نتیجهٔ معکوس داده بود. آنها در حیرتی عظیم بهسر میبردند. سه سال از آغازِ تحریم و محاصره میگذشت؛ اما با وجود آن همه سختی، کسی علیه پیامبرمانﷺ شورش نکرده بود. همهٔ نقشهها نقش بر آب شد و یک بار دیگر مشرکان مغلوب شدند.در این مدت، پیامبرمانﷺ در وظیفهٔ رسالتش اصلاً کوتاهی نفرمود. شب و روز کار میکرد و ذرهای عقب ننشسته بود. او شجاعانه به خدایش اعتماد داشت و هرگز ناامید نمیشد.به اطرافیانش هم امید، محبت و خشنودی میداد و با دعا و صبر منتظرِ یاریِ الله متعال بود.ادامه دارد انشاءالله.@tarbiytf
