ادامه متن:انتقاد مخالفان را میتوان چنین صورتبندی کرد. فردوسیپور سالها در صداوسیما کار کرده و از…
انتشار: 2026/07/22 21:28 UTCدریافت: 2026/08/14 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 05:25 UTC
ادامه متن:انتقاد مخالفان را میتوان چنین صورتبندی کرد. فردوسیپور سالها در صداوسیما کار کرده و از امکانات رسانهای آن بهره برده است؛ در سخنانی از شهید محسن حججی ستایش کرده؛ پس از کشتهشدن سردار قاسم سلیمانی یادداشتی نوشته؛ ویدیویی منتسب به حضورش در دیداری با رهبر وقت ایران نیز بازنشر شده است (هرچند زمینه کامل آن ویدیو به روشنی مستند نشده است). برخی نیز میپرسند چرا او در برابر رخدادهایی مانند آبان ۹۸ موضع صریحی نگرفت و چرا تا سال ۱۴۰۲ همکاریاش را با صداوسیما، در مقام تهیه کننده فوتبال ۱۲۰، ادامه داد.این پرسشها را نباید به دلیل محبوبیت فردوسیپور بیاهمیت شمرد. مطمئننا او همانند هر چهره دیگری، در برابر گفتهها، سکوتها و امتیازهایی که داشته مسئول است. بنابراین، درخواست توضیح، نقد اخلاقی یا حتی داوری منفی درباره بخشی از کارنامه او، حق طبیعی مردم است.اما از اینجا تا صدور حکم «او از خودشان است» فاصلهای وجود دارد که معمولاً با دلیل پر نمیشود، بلکه با خشم، بیاعتمادی و چند برچسب پر میشود.ابتدا باید روشن شود «حکومتی» دقیقاً به چه معناست. آیا هرکس در یک نهاد دولتی کار کرده حکومتی است؟ کسی که از فرصتهای آن ساختار استفاده کرده؟ فردی که بخشی از روایت رسمی را پذیرفته؟ صاحب منصبی که در تصمیمهای سیاسی مشارکت داشته؟ یا کسی که آگاهانه به حکومت در حفظ قدرت کمک کرده است؟ این معانی همارز نیستند. جابهجایی میان آنها باعث میشود از «کار در صداوسیما» آغاز کنیم و بدون ارائه شاهد تازه، به «عضویت در پروژه سیاسی حکومت» برسیم.در منطق غیرصوری، هنگامی که ارتباط فرد با یک گروه منفور، جای شاهد و مدرک درباره باورها و اعمال خود او را میگیرد، با «مغالطه گناه به واسطه ارتباط» روبهرو هستیم. اگر سخن امروز فردوسیپور فقط با ارجاع به محل کار یا گذشتهاش بیاعتبار شود، پای مغالطه ژنتیک و حمله شخصی نیز به میان میآید. البته ارجاع به گذشته یک فرد همیشه مغالطه نیست. ارجاع به گذشته میتواند برای سنجش صداقت یا نشاندادن تناقض رفتاری استفاده شود. اما خطا زمانی رخ میدهد که گذشتهی فرد، بدون توجه به مجموعه شواهد، به هویتی تغییرناپذیر تبدیل شود.نام فراگیرتر رویکرد فوق، «سیاست خلوص» یا «آزمون خلوص سیاسی» است. در این نگاه، کسی در سوی مردم قرار میگیرد که گذشتهای بیلکه، گسستی کامل و موضعی کاملاً منطبق با معیارهای امروز گروه داشته باشد. در این زمینه، آلکسیس شاتول در کتاب علیه خلوص توضیح میدهد که تصور ایستادن بیرون از همه مناسبات آلوده، میتواند به جای مسئولیتپذیری، به سیاستی طردکننده و ناتوان از کنش جمعی بینجامد. صورت منطقی این نگاه نیز نوعی دوقطبی کاذب است: یا فرد از ابتدا و در همه لحظات در برابر حکومت ایستاده، یا بخشی از حکومت بوده است!!از سوی دیگر، سوگیری تأییدی هم به یاری این داوری میآید. قطعاتی از آرشیو انتخاب میشوند که حکم از پیش صادرشده را تأیید میکنند، اما تعطیلی برنامه ۹۰، مبارزه مستمر و شجاعانه او با فساد در فوتبال و انتقاد صریح از برخی نمایندگان مجلس مرتبط با تیمهای لیگ برتر، محدودشدن فعالیتهای بعدی فردوسیپور، حمایت او از دانشجویان بازداشتشده در سال ۱۴۰۱ و محکومکردن صریح خشونت و سرکوب در سال ۱۴۰۴ از قاب بیرون میمانند. توجه کنیم که این رفتارها همانطور که گذشته او را پاک نمیکنند، گواه استقلال کامل او از قدرت نیز نیستند؛ فقط نشان میدهند برچسبی یک کلمهای برای توضیح این کارنامه کافی نیست.کیارا لپورا و رابرت گودین در کتاب On Complicity and Compromise نیز مسئولیت را با صرف تماس یا وابستگی سازمانی نمیسنجند. از نظر او، همدستی مستلزم کمک آگاهانه به خطای دیگری است، هرچند اشتراک کامل در هدف لازم نیست. شدت مسئولیت به میزان اختیار و آگاهی، اندازه و نزدیکی کمک فرد به خطا، تکرار آن و میزان اشتراک او در هدف عامل اصلی بستگی دارد. این چارچوب فردوسیپور را تبرئه نمیکند. ما را وادار میکند دقیقتر بپرسیم در هر مورد چه کرده، چه میدانسته، چه اندازه امکان انتخاب داشته و عمل او چه کمکی به کدام بیعدالتی کرده است. با این معیار، ستایش یک روایت رسمی میتواند موضوع مسئولیت باشد، اما دریافت حقوق از صداوسیما بهخودیخود اثبات نمیکند که فرد در مناسبات قدرت شریک یا مأمور آن بوده است.🔻 ادامه متن:t.me/tanhaatarazyekbarg/1507

