ديگر نماينده فرهنگ سنتي در اين اثر، روحاني فيلم محسوب مي شود كه ناتواني اش در خواندن روضه، مضحك و ا…
انتشار: 2026/08/24 23:56 UTCدریافت: 2026/08/25 07:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/25 07:35 UTC
ديگر نماينده فرهنگ سنتي در اين اثر، روحاني فيلم محسوب مي شود كه ناتواني اش در خواندن روضه، مضحك و اسباب خنده است. اين شكل از تصويرسازي از روحانيت، درست در تقابل با فيلم «زير نور ماه» است. در آنجا طلبه نقشي بسيار پويا و كارآمد داشت و در اينجا روحانيت، عقيم و بي ثمر نشان داده شده است. يكي از بزرگ ترين مشكلات و ويژگي هاي فيلم «يه حبه قند» گرفتار شدن در «فضاي منجمد سينمايي» است. اين نوع فضاسازي در مقابل فضاي گرم سينمايي قرار مي گيرد. تفاوت اين دو فضا، مثل تفاوت تماشاي يك منظره در يك نقاشي با حضور واقعي در همان منظره است. آثار قبلي ميركريمي نقش راه ورودي را بازي مي كردند؛ منفذ و گشايشي بودند براي ورود به دنياي متصور شده در فيلم. اما «يه حبه قند» بيشتر به پنجره مي ماند؛ تنها به ما اجازه مي دهد تا مناظر را از دور نظاره گر باشيم و نه مسيري براي پيوند خوردن به اين دنياي زيبا. به بيان ساده تر، فيلم نگاهي توريستي و موزه اي به اين بافت از زندگي مردم ايران دارد؛ نگاه معرفت شناختي فيلم ضعيف است. مختصات ايراني بودن در فيلم روشن نيست. مخاطب با تماشاي فيلم، هيچ الهامي نمي گيرد. اوج هنر فيلم اين است كه از در و ديوار و طاق و چينش سفره و ... در يك موقعيت انساني قاب هاي زيبايي را نشان مي دهد. چهره روشن ايراني بودن و بومي زندگي كردن در اين فيلم در محاق بيگانگي و تسليم در برابر هجوم مدرنيته گم شده است. اين نوع نگاه به سنت و فضاها و آدم هاي بومي، تزييني است. مانند يك قالي قديمي كه براي جلوه نمايي و زينت منزل، به ديوار مي آويزيم. در اين نگاه، سنت و اصالت ها ناكارآمد پنداشته مي شوند. همچنان كه در فيلم «يه حبه قند» آداب و رسوم مردم، به عكس و كارت پستال محدود شده است و كاركرد اين نوع سلوك براي گشايش گره هاي زندگي پديدار نمي شود. «يه حبه قند» نوعي تلاش خواسته يا ناخواسته براي آرمان زدايي از سنت و تقليل دادن آن به دكور و ابزار كسب حال و هواي نوستالوژيك است. كاراكترهاي فيلم آدم هاي بي هويتي هستند كه خود را در برابر تهاجم فرهنگي باخته اند. از اين رو «يه حبه قند» نمايانگر ايراني بودن ما نيست، بلكه نشان دهنده فروريختن هويت بومي ما و به يغما رفتن آن در مقابل تحميل فرهنگ بيروني است. »يه حبه قند« اسير بازي هاي فرمي است. حركات خاص دوربين، دكورها و نمابندي و ميزانسن شلوغ و پرقيل و قال با وجود برخي زيبايي ها و چشم نوازي ها، فيلم را دچار نوعي فخر فروشي كرده است. اينها بيشتر فيلم را تبديل به يك كارت پستال از زندگي مردم يك خطه از سرزمينمان كرده است. كارت پستالي تصنعي و نه چندان واقع نما. به اينها اضافه كنيد ضعف شديد فيلم در قصه پردازي و درام افكني را. «يه حبه قند» از ارائه يك داستان ساده و گرم ناتوان است. فيلمنامه پر از سوال هايي است كه پاسخ آنها يافت نمي شود. مثلامعلوم نمي شود كه بالاخره چه اصراري است بر ازدواج دختر با مرد خارجه نشين؟ اتفاق پريدن قند در گلوي پيرمرد و مرگ او در اثر اين سانحه! بيش از آنكه تكان دهنده و تاثيرگذار باشد، طنزآميز است. هيچ اوج و فرودي در قصه جريان ندارد. «يه حبه قند» قطعا و انصافا از انبوه فيلم هاي تجارتي مخرب و آثار شبه روشنفكرانه هويت ستيز بيگانه پرست جايگاه والاتري دارد. اما در مقايسه با شاخص هاي سينماي ميركريمي كه در آثار گذشته اش و به خصوص «زير نور ماه» و «خيلي دور، خيلي نزديك» درخشيد، يك پسرفت اساسي و نااميدكننده محسوب مي شود؛ چه در ساختار و چه در محتوا. خطري كه همواره سينماي ايران را تهديد كرده و مي كند، نزول ستارگانش از پس يك فراز پردرخشش بوده است. مشكلي كه شايد مهم ترين عامل آن فراموشي آسمان واقعي و فرود به زمين هايي بوده كه حاصلش غبارگرفتگي و از دست رفتن طراوت و زمينگيري است. و گاه تشويق هاي از سرتعارف و دوستي است كه اين زمينه را فراهم مي كند.
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- محمد تاجیک/دیپلماسی صله رحم را جدی بگیریم · تطابق دقیق — ۳ شهریور ۱۴۰۵، ۰:۲۵
- جمهوریت · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۴ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۱۰
- روزآروز · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — زمان مشاهده در دسترس نیست
- روزنامه اینترنتی فراز · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — زمان مشاهده در دسترس نیست
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند

