ابوالحسن داودی : سابقه همکاری من با اکبر عبدی به چند دهه قبل و اولین فیلمی که با هم کار کردیم، یعنی…
انتشار: 2026/08/24 08:05 UTCدریافت: 2026/08/24 12:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 12:20 UTC
ابوالحسن داودی : سابقه همکاری من با اکبر عبدی به چند دهه قبل و اولین فیلمی که با هم کار کردیم، یعنی «سفر جادویی» بازمی گردد؛ همکاری متفاوتی که بعدها با «نان، عشق و موتور 1000» ادامه پیدا کرد. ویژگی بارز اکبر عبدی این بود که یکی از شاخص ترین بازیگران ما به شمار می رفت؛ کسی که فیزیک، چهره و آناتومی خدادادی اش به او اجازه می داد به خوبی در قالب نقش های متعدد و بسیار متنوع بنشیند. او به اصطلاح سینمایی، یکی از «گریم خورترین» چهره ها را داشت؛ به طوری که می توانست نقش یک نوزاد تا پیرمرد یا پیرزن 100 ساله را در آن واحد بازی کند و کاملا هم باورپذیر باشد. چهره به اصطلاح «بیبی فیس» یا کودکانه او، حتی تا سال های پایانی عمرش حفظ شد و همین ویژگی فیزیکی، او را همواره آماده پذیرش گریم و نقش های متفاوت نگه می داشت. شاید بازیگران دیگری هم باشند که از این خصوصیات فیزیکی بهره مند باشند، اما تفاوت بزرگ اکبر عبدی با آنها در این بود که او تمام این نقش ها را در بالاترین سطح ممکن ایفا می کرد. او می توانست نقش ها را چنان باورپذیر کند که حتی اگر شخصیتی در فیلمنامه با بزرگ نمایی و اغراق یا خارج از قواعد واقعیت نوشته شده بود، باز هم تماشاگر آن را قبول می کرد. توانایی بی نظیر اکبر در تسلط بر گویش ها و لهجه های مختلف قومیت های این مرز و بوم (مانند لر، کرد و دیگر اقوام) و ارائه باورپذیر آنها، از آن استعدادهای ذاتی بود که می توانست به سرعت هر نقشی را از آن خود کند. البته او ویژگی های دیگری هم داشت که شاید کمتر به آنها پرداخته شود؛ چرا که معمولا وقتی کسی از دنیا می رود، همه تنها به مرور نقاط قوت او می پردازند. واقعیت این است که اکبر اگر در پروژه ای احساس می کرد با اثری هم اندازه خودش روبه رو نیست، یا کارگردان و گروه مناسبی در کنارش نیستند تا هدایتش کنند، به بازیگری خودرای تبدیل می شد. در این شرایط، او مجموعه را — چه فیلم بود، چه سریال یا نمایش — به هر سمتی که خودش می خواست می برد. در فیلم های صرفا تجاری، بسیاری از تهیه کنندگان یا کارگردان ها حتی از این مساله استقبال می کردند؛ چرا که تصور می کردند شوخی ها، بداهه گویی ها یا لهجه سازی های بی بدیل او، به فروش فیلم کمک می کند. این اتفاق بدون شک یکی از نقاط ضعف کارنامه او بود که کمابیش در بخشی از کارهایش دیده می شود و شاید ریشه در دغدغه های معیشتی داشت که همه ما به نوعی با آن درگیریم. اما در مقابل، وقتی اکبر در کنار یک گروه مناسب، فیلمنامه ای استاندارد و کارگردانی کاربلد قرار می گرفت، خروجی کار بدون استثنا ماندگار می شد. اگر نگوییم در تمام فیلم هایش، دست کم در آثار خوبش، بازی او بسیار فراتر از سطح خود فیلم می ایستاد.من در فیلم های خودم، یعنی «سفر جادویی» و «نان، عشق و موتور 1000»، اگر اکبر عبدی را در اختیار نداشتم، این فیلم ها به هیچ وجه چنین ارتباطی را با تماشاگر برقرار نمی کردند و این گونه ماندگار نمی شدند. من این موفقیت و تبدیل شدن آثار به فیلم های قابل قبول را، حتی فراتر از کار خودم به عنوان نویسنده و کارگردان، مدیون حضور درست اکبر عبدی در نقش هایش می دانم.گفت وگو با ایران

