این تندروها نگرانند که رژیم، به ویژه اکنون که از حمله آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده است، برا…
انتشار: 2026/08/14 07:45 UTCدریافت: 2026/08/15 05:09 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:09 UTC
این تندروها نگرانند که رژیم، به ویژه اکنون که از حمله آمریکا و اسرائیل جان سالم به در برده است، برای ساخت سلاح هستهای و صادرات تروریسم بیشتر عجله کند. برخی پیشنهاد میکنند – اگرچه به ندرت مستقیماً در مورد آن صحبت میکنند – که بهتر است ایران را به عنوان یک کشور شکستخورده رها کنیم، حتی اگر به جنگ داخلی سقوط کند، تا اینکه رژیم را در قدرت بگذاریم.یکی از این تندروها، یک مقام سابق آمریکایی، وقتی از او پرسیدم که آیا ایالات متحده مسئول اصلاح یک ایران شکستخورده خواهد بود، همانطور که در عراق تلاش کرد، به من گفت «من معتقد نیستم که اگر چیزی را بشکنید، لزوماً مالک آن هستید.»اخلاق سوق دادن یک کشور به هرج و مرج را کنار بگذاریم. هیچ تضمینی وجود ندارد که اقدامات نظامی بیشتر منجر به سقوط جمهوری اسلامی شود. حکومت در سراسر ایران به گونهای ریشه دوانده است که دیکتاتوری شخصی صدام حسین در عراق هرگز چنین نبود. به علاوه، حس ناسیونالیسم ایرانیان ممکن است بر تلاشها برای تقسیم آنها بر اساس قومیت غلبه کند.اردوگاه دیگر متشکل از محدودکنندگان (restrainers) است – کسانی که صرف نظر از تقریباً هر چیزی که ایالات متحده باید برای رسیدن به آن از دست بدهد، خواهان کاهش تنش هستند. این گروهی است که به نظر میرسد روحیه آن در حال رشد است. هم در جناح چپ و هم در جناح راست، حتی با برخی از مقامات دولت بایدها که با ایده های آن همسو هستند. محدودکنندگان میگویند که ایالات متحده باید با ایران به توافق برسد، حتی اگر به معنای ارائه امتیازاتی مانند کاهش تحریمها باشد. توافقی مانند تفاهمنامه قبلی که ایالات متحده با تهران مذاکره کرد، کارساز خواهد بود.این گروه استدلال میکند که اگر توافق غیرممکن باشد، ایالات متحده باید کاملاً کنار بکشد و اجازه دهد منطقه با پیامدهای آن کنار بیاید. قابلیتهای نظامی ایران تضعیف شده است، بنابراین این یک شکست کامل برای واشنگتن نیست. چرا باید جان و منابع بیشتری از آمریکا را به خطر انداخت؟ ایالات متحده در حال حاضر با کمبود مهمات کلیدی مواجه است.جنیفر کاوانا از اندیشکده «اولویتهای دفاعی» (Defense Priorities) که بر محدودیت تمرکز دارد، گفت «ما باید اکنون متوقف شویم، خسارات خود را کاهش دهیم و در استراتژی دفاعی خود تجدید نظر کنیم.»خطر این است که این امر میتواند منجر به ایران جسوری شود که تندروها از آن میترسند – ایرانی که حتی بیشتر احتمال دارد با چین و روسیه همکاری کند و تروریسمی را گسترش دهد که در نهایت میتواند به آمریکا برسد. خطرات کنار کشیدن از یک کشور شکستخورده، یا شاید در این مورد یک منطقه شکستخورده، درسی بود که قرار بود ایالات متحده از افغانستان و حملات ۱۱ سپتامبر بیاموزد. و روشن نیست که بدنه سیاسی فعلی و قطبیشده ایالات متحده، انضباط لازم برای همگرایی حول یک استراتژی دفاعی جدید را داشته باشد.سپس اردوگاه سومی وجود دارد. این اردوگاه جایی بین تندروها و محدودکنندگان قرار دارد و به یک نام مستعار مناسب نیاز دارد.این گروه میخواهد ایالات متحده محاصره خود را بر ترافیک دریایی ایران حفظ کند. امید این است که چنین اقدامی، همراه با تحریمهای موجود و جدید، اقتصاد ایران را تا زمانی که رژیم به خواستههای ایالات متحده تسلیم شود یا توسط شهروندان خود سرنگون شود، فرسوده کند.یکی از صداهای برجسته در این زمینه، میعاد مالکی، مقام سابق وزارت خزانهداری است که اکنون در بنیاد دفاع از دموکراسیها فعالیت میکند.مالکی اعتراضاتی را که میگویند چنین محاصرهای صرفاً به ایرانیان عادی آسیب میرساند، رد میکند.او می گوید که ایالات متحده باید محاصره دریایی را حفظ کند و در عین حال آماده باشد تا در کنار ایرانیان بایستد، زمانی که آنها دوباره آیندهای عاری از سرکوب را مطالبه کنند.اما نقطه شکست ایران ممکن است دشوارتر از آن چیزی باشد که بسیاری در این گروه فکر میکنند. همانطور که مقام آمریکایی آشنا با استراتژی خاورمیانهای دولت، با کمی ناامیدی، اشاره کرد: «دولت ایالات متحده همیشه، در طول دههها، ارزیابی کرده است که اقتصاد ایران در آستانه فروپاشی است.»همچنین، اگر ایالات متحده به محاصره کشتیهای ایرانی ادامه دهد، ایران نیز احتمالاً محاصره خود را بر کشتیرانی جهانی از طریق تنگه هرمز حفظ خواهد کرد. این بدان معناست که اقتصاد جهانی – قیمت سوخت، عرضه مواد غذایی – در کنار ایران آسیب خواهد دید. از نظر سیاسی، این برای ترامپ خطرناک است، زیرا حزب جمهوریخواه او در نوامبر با انتخابات میاندورهای روبرو است.بازتابهای عراق وضعیت ایران را برای متخصصان سیاست خارجی حتی دیوانهکنندهتر میکند.یک بار دیگر، ایالات متحده با یک دشمن تلخ خاورمیانهای، ترس از سلاحهای کشتار جمعی، رئیسجمهوری که مایل به پذیرش خطرات حیرتانگیز است، و دولتی که به اندازه کافی به آینده فکر نکرده بود، سروکار دارد.
