فلسفه اخلاق هرمنوتیکیخوب و بد را نمیتوان اینگونه تشخیص داد که شما بنشینید با دلائل فلسفی بیان کنید که معنای خوب چیست، معنای بدچیست. شما معنای خوب و بد را در روند تحولات اجتماعی و قاطی شدن با تحولات اجتماعی و درگیر شدن با تحولات اجتماعی می توانید بفهمید. هر جایک قانونی هنوز معنا دارد، مفهوم دارد، وقتی آن قانون را اجرا میکنی ، درک میکنی، تجربه میکنی که اثر دارد، آنجا قانون درست است، درک میکنی که اجرای آن قانون معنا برایت تولید میکند، آنجا قانون درست است. هر جا که قانون داری اما هر چه عمل میکنی فرمالیته شده، هیچ معنایی به شما نمیدهد، صرفاً یک دستور است، آنجا قانون وجود ندارد.آیا این دستور اخلاقی در زندگی برایت معنا بخش است؟ افقی برایت باز میکند؟ داری تجربه میکنی که در یک دوراهی توانستی تصمیم درستی بگیری یا در سطح تحولات اجتماعی، واقعا این دستور اخلاقی، تولید معنا میکند؟اخلاق از اینجا بیرون میآید؛ معنا داری، ارزشداری. هر دو اینها در عمل پیدا میشود، پراتیکی است. این هم تاریخی است، یعنی هیچ کس نمیتواند از اول معین کند، که این معنا خواهد داشت یا معنا نخواهد داشت. باید درگیر بشوی و ببینی آیا معنا پیدا کرد یا خیر.محمد مجتهد شبستری@Tafakkor
مشکل رابطههای ما از جایی آغاز میشود که مرز میان تنهایی و درهمآمیختگی را گم میکنیم.اگر تنهایی را به عنوان بخشی از زندگی نپذیریم، فلسفهاش را ندانیم و شیوهی کنار آمدن با آن را نیاموزیم؛ یا برای فرار از تنهایی به تمامی به بخشی از دیگری بدل میشویم و یا او را به سطح ابزاری برای مقابله با تنهایی، پایین میآوریم.بهترین شکل رابطه آن است که در عین احساس تعلق، استقلالمان را حفظ کنیم. و کسی میتواند چنین رابطهی عمیق و بادوامی برقرار کند که رویارویی با تنهایی را آموخته باشد. روان درمانی اگزیستانسیالاروین_د_یالوم@Tafakkor
آمریکا و جهان میبینیم که آمریکا به خود اجازه میدهد که در هر نقطۀ دنیا بینظمی احساس شد، فوراً دستبهکار شود. و اما این «نظم» چیست؟ بر وفق چه مبادی و اصولی سنجیده میشود؟ البته، حکم نظم و بینظمی و لزوم مداخله و عدم مداخله با خود آمریکاست و نمونههایی که از بعد از جنگ دوم در برابر ما قرار دارد، نشان میدهد که موضوع رابطۀ مستقیم با منافع آمریکا داشته: هر جا منافع و مصالح او با مانعی روبهرو شده، نظم به هم خورده است!مشکل بزرگ این است که آمریکا مصالح دنیا را با مصالح خود مشتبه کرده است؛ یعنی هر جا منافع او در خطر افتاده، وانمود کرده است که منافع دنیا در خطر افتاده؛ و حال آنکه در اکثر موارد قضیه درست عکس بوده است؛ آنچه ما تاکنون دیدهایم، بهخصوص مصلحت ملتهای ضعیف و فقیر، درست در جهت مخالف منافع آمریکا سیْر کرده.حدود بیست سال قبل پس از کشتن صدام توسط آمریکا؛صدام حسین قربانی سیاستِ وقتپرستی کشورهای جهانمدار شد. یعنی نفع، برتر از هر چیز. سیاست بازگذاردن دست هر نظام؛ به شرط آنکه سود را تأمین کند.محمدعلی اسلامی ندوشن@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم👇به نام خداوَ مَا تُنفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللهِجز براى رضاى خدا، انفاق نکنید بقره/۲۷۲@Tafakkor ࿐ྀུ༅࿇༅═┅ پدر ما چگونه باید خدا را دوست داشته باشیم ؟ از راه دوست داشتن مردم، فرزند.کازانتراکیس@Tafakkor
وقتی تاریخنویسی مینویسد: در جنگی صد نفر کشته شدند و بهسهولت درمیگذرد! تو تأمل کن و بر آن بنگر؛(کشتهشدگان خونین دیماه)صد نفر، صد روح، صد رودخانه و صد خیابانو صد پنجرهو صد زن و صد برگریزانصدها رؤیا و صدها کودکهزاران بوسه، هزاران باغ و آن چشمانِ شاعر است که در آن صد جانِ کشته؛ صد نیلبک و صد ترانه و هزار تبسم گل و هزار آینه شکستهی آفتاب و هزار قطرهی اشکخدا را میبیند. شیرکو بیکس@Tafakkor