رمانهای احساساتی دههی شصت و هفتاد را نمیتوان فقط با معیار ادبیات جدی، آثار زرد و کمارزش دانست.…
انتشار: 2026/08/08 20:54 UTCدریافت: 2026/08/12 01:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 01:45 UTC
رمانهای احساساتی دههی شصت و هفتاد را نمیتوان فقط با معیار ادبیات جدی، آثار زرد و کمارزش دانست. این رمانها در جامعهای که بیان آشکار عشق و میل شخصی، بهویژه برای زنان، با محدودیتهای فرهنگی و اجتماعی روبهرو بود، گاهی پناهگاه تخیل بودند؛ جایی که عشق، انتخاب، حسرت و زندگی خصوصی میتوانستند، اگر نه در واقعیت، دستکم در جهان داستان تجربه شوند.برای بخشی از زنان خانهدار، که زندگی روزمرهشان اغلب در محدودهی خانه و نقشهای خانوادگی تعریف میشد، رمان عاشقانه میتوانست دریچهای به جهانهای دیگر باشد: جهانی که در آن زن فقط همسر یا مادر نبود، بلکه سوژهی عشق، انتخاب و میل بود. از این منظر، خواندن این رمانها الزاماً کنشی آگاهانه و سیاسی نبود، اما میتوانست نوعی تابوشکنی خاموش باشد؛ تخیل چیزی که زبان رسمی و زندگی روزمره مجال بیانش را نمیداد.شاید به همین دلیل است که نباید تمام ادبیات عامهپسند را «افیون» دانست. گاهی تخیلِ عامهپسند، برخلاف ظاهر ساده و احساساتیاش، شکافی در واقعیت موجود ایجاد میکند. رمان زرد ممکن است واقعیت را ساده کند، اما تخیل خواننده را گاهی از واقعیت موجود فراتر ببرد.در این معنا، تاریخ کتاب فقط تاریخ کتابهای بزرگ و نویسندگان مهم نیست؛ تاریخ کسانی هم هست که در سکوت خانهها خواندند و از خلال کتاب، زندگی دیگری را تخیل کردند.سینا جهاندیده@tabarshenasi_ketab



