هر اقتصاد غیردولتی، اقتصاد مردمی نیستنسخه PDF @syjebraily
انتشار: 2026/08/08 20:24 UTCدریافت: 2026/08/12 22:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 22:10 UTC
هر اقتصاد غیردولتی، اقتصاد مردمی نیستنسخه PDF @syjebraily
پستهای تلگرام — سیدیاسر جبرائیلی
نئولیبرالیسم چگونه اسد را سرنگون کرد؟https://hokmran.com/p/c131
اینجور نیست که ما هیچ اشکالی نداریم، فقط دشمن خارجی است که دارد [مشکل ایجاد میکند]؛ نه، مگس روی زخم مینشیند؛ زخم را خوب کنید، زخم را نگذارید به وجود بیاید. ما اگر مشکل داخلی نداشته باشیم، نه این شبکهها میتوانند اثر بگذارند، نه آمریکا میتواند هیچ غلطی بکند| رهبر شهید انقلاب اسلامی#زخم_نزنید@syjebraily
حکومت میتواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یکجانبه لغو کند| امام خمینی(قدس سره)#بازگشت_انفال@syjebraily
به خانواده بزرگ «تمدن نوین اسلامی» بپیوندیدhttps://htni.ir/auth/jwt/mobile?ref=35367378
اقتدار جواب میدهد...@syjebraily
سیاستِ «قحطی غایب»؛ نقد یک منطق خطرناک در حکمرانیبخش دومدر این شیوه حکمرانی، ترس جای استدلال را میگیرد. وقتی گزینه مقابل یک سیاست، «قحطی» معرفی شود، هر هزینهای پذیرفتنی جلوه میکند. افزایش قیمت مواد غذایی، کاهش مصرف خانوارها، کوچک شدن سفره مردم و انتقال بار مالی دولت به ملت، همگی در برابر کابوس قحطی کماهمیت نشان داده میشوند. واژه فاجعه، اصل تناسب را از میان میبرد و به دولت یک چک سفید برای تحمیل هزینه میدهد.ممکن است ارز ترجیحی در شیوه اجرا با فساد، رانت، اتلاف منابع یا ناکارآمدی همراه بوده باشد. نقد این منطق، لزوماً دفاع از تداوم همان سازوکار نیست. یک سیاست نامناسب را میتوان با دلایل روشن و قابل سنجش اصلاح کرد. میتوان به ریشهها پرداخت و این سوال را مطرح کرد که اساساً چرا نرخ ارز شناور شده و به بازار عرضه و تقاضا سپرده شده تا یک نرخ ترجیحی ارز به وجود آید؟ اما برای اصلاح یک سیاست بد، نیازی به ساختن یک قحطی فرضی نیست.بار اثبات نیز بر دوش دولت است، نه مردم. این دولت است که باید روشن کند کسری ارزی چرا رخ داده، چرا نرخ ارز نیمایی را ظرف یک سال و در دو مرحله از ۴۰ هزار به ۱۵۰ هزار رسانده، کدام کالاها در معرض توقف واردات قرار داشتهاند، ذخایر کشور تا چه زمانی کفایت میکرده، چه گزینههای جایگزینی بررسی و چرا رد شدهاند و حذف ارز ترجیحی چگونه مانع کمبود غذا شده است. تا زمانی که این زنجیره با اعداد و شواهد اثبات نشود، «قحطی میشد» یک استدلال اقتصادی نیست؛ یک گزاره هراسآفرین و مصون از ابطال است.سیاستمدار مسئول نمیگوید «اگر تصمیم من نبود، شما گرفتار فاجعه میشدید»؛ او میگوید «برآورد ما این بود که این تصمیم در مقایسه با گزینههای دیگر، احتمال این خطر را کاهش میدهد؛ این شواهد ما، این هزینههای تصمیم و این سازوکار جبران خسارت آن است». تفاوت این دو بیان، تفاوت میان حکمرانی عقلانی و حکمرانی از طریق القای ترس است.توانایی یک دولت با فاجعههایی که ادعا میکند مانع وقوعشان شده سنجیده نمیشود؛ با گزینههایی سنجیده میشود که در برابر محدودیتها میآفریند. دولتی که میان ادامه یک سیاست معیوب و قحطی، هیچ راه سومی نمیبیند، پیش از آنکه جامعه را از قحطی نجات داده باشد، ناتوانی خود در سیاستگذاری را اعلام کرده است.@syjebraily

