🌴🕋🕌جاداره که در جوامع کنونی این سخن زیبای استاد منفلوطی را یادآور شویم که در مورد حیا وعفاف بیان نم…
انتشار: 2026/08/15 11:05 UTCدریافت: 2026/08/18 11:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 11:30 UTC
🌴🕋🕌جاداره که در جوامع کنونی این سخن زیبای استاد منفلوطی را یادآور شویم که در مورد حیا وعفاف بیان نموده است:"فليست المرأة بأقدر على إصلاح نفسها من الرجلِ على إصلاحِها"«زن به آن اندازه که مرد، توانایی اصلاح او را دارد توان اصلاح خودش را ندارد»بیشتر فساد زن بخاطر فساد سرپرست او همچون پدر یا شوهرش استمرگ غیرت در مرد و اینکه محارمش را رها میکند که هر کاری میخواهند انجام دهند بدون اینکه اعتراضی ببینند و به سمت حق رهنمون شوند دلیل اصلی فساد بیشتر زنان است".@siratalrasool
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 2 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — سيرة الرسول(مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌴🕋🕌 اخلاقی که دل دشمن را برد...روزی پیامبر ﷺ در راهی بود. زنی یهودی که از دشمنان اسلام بود، برای آزردن حضرت، خاک و خاکستر بر سر مبارکش میریخت.هر بار پیامبر ﷺ بدون خشم، با آرامی میگذشت و چیزی نمیگفت...تا اینکه روزی دید دیگر خاکستر نمیریزد!جستجو کرد و فهمید آن زن بیمار است...رفت به عیادتش!زن، از این همه حلم و رحمت متحیر شد منبع: ابن کثیر، البدایة والنهایة، جلد ۳، و روایتهای مشابه در دلائل النبوة بیهقی. الگو بگیریم:صبوری و اخلاق زیبا، حتی دل دشمن را نرم میکند.آیا ما با خانوادهمان هم اینگونه برخورد میکنیم؟@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#هر_روز_با_سیرت1⃣6⃣قسمت شصت و یکمموضوع :چرا این افراد به عنوان مهاجرین اولیه انتخاب شدند؟ ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌واقعا دقت کردین؛برای افرادی که معتقد نیستند و از فرامین الهی سرپیچی نموده، انگار زمان هم دیگه برکت نداره نمیفهمند کی ظهر میشه کی شب میشه، کی آخر هفته، کی وارد ماه بعد میشند،اصلا کی سال تموم میشه...@siratalrasool
🌴🕋🕌در کتاب «مروّت و آنچه دربارهاش آمده» نوشتهی ابوبکر ابنالمرزبان (درگذشتهی ۳۰۹ هجری) آمده: خلیفه عمر بن خطاب (رضیالله عنه) وقتی جوانی را میدید و ظاهر و رفتارش برایش دلنشین بود، دربارهاش میپرسید.اگر میگفتند: «هیچ حرفه یا شغلی ندارد» عمر میگفت: «از چشمم افتاد!» امروز میبینی جوانی سی ساله شده، نه مهارتی دارد، نه شغلی، نه حرفهای، با افتخار میگوید: «مدرک دانشگاهی دارم، منتظر کارم!»و اصلاً هم برایش مهم نیست که خرجش را پدری میدهد که شاید بهسختی بتواند هزینهی خودش، همسرش و بقیه فرزندانش را تأمین کند!نورالدین قوطیط @siratalrasool
🌴🕋🕌استاد صیاد شعبان رحمه الله سورة مریميَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَىٰ لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا@siratalrasool
🌴🕋🕌 6⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۶﴾ نقض پیمان و پایان محاصره اقتصادی: عدهای از جوانمردان با شعور «قریش» که در رأس آنها «هشام بن عمرو بن ربیعه» قرار داشت، علیه این پیمان به پا خاستند و ناخرسندی خود را نسبت به آن ابراز داشتند ۔ «هشام» فردی انساندوست و در…🌴🕋🕌7⃣6⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿۶۷﴾وفات ابوطالب و خدیجهؓ:«ابوطالب» و «خدیجهؓ» هر دو در یک سال یعنی سال دهم بعثت چشم از جهان فرو بستند ۔ آنها در حمایت و وفاداری به رسول خدا ﷺ «لحظهای فروگذار نکردند ۔ البته «ابوطالب» مشرف به اسلام نشد ۔ بعد از وفات او، مشکلات زیادی بر رسول اکرم ﷺ هجوم آورد»۔(¹)تأثیر قرآن بر دلهای پاک:«طفیل بن عمرو دوسیؓ» وارد «مکه» شد ۔ او مردی شریف و شاعری فهمیده بود ۔ «قریش» او را از ملاقات با رسول خداﷺ و گوش دادن به سخنانش برحذر میداشتند و میگفتند: ما میترسیم تو و قومت مانند ما مبتلای مصیبت گردید ۔ پیشنهاد میکنیم که با او سخن نگویی و حرفش را گوش نکنی ۔ «طفیلؓ» میگوید:«سوگند به خدا! آنها به قدری اصرار نمودند که من تصمیم گرفتم حرفی از او نشنوم و با وی سخن نگویم؛ حتی در گوشهایم پنبه گذاشتم و بعد به مسجد رفتم ۔ دیدم رسول خداﷺ «در کنار کعبه مشغول خواندن نماز است ۔ من نزدیک آنحضرت ﷺ ایستادم ۔ خواست خدا این بود که قسمتی از گفتارش به گوش من برسد ۔ واقعاً سخن دلنوازی بود ۔ با خود گفتم: مادرم به عزایم بنشیند(²) قسم بخدا! من که مردی خردمند و شاعر هستم و میتوانم خوب را از بد تشخیص بدهم، با این وصف چه مانعی دارد سخن این مرد را بشنوم ۔ اگر حرفهای او خوب باشد، میپذیرم و اگر بد باشد، رد میکنم» ۔ همین که رسول اکرم ﷺ«وارد خانه شد، «طفیلؓ» نیز به خدمت آنحضرت ﷺ» رسید و داستان خود را بازگو کرد ۔ حضرت رسول خداﷺ، آیین اسلام را بر او عرضه داشت و مقداری از قرآن مجید را برای او تلاوت نمود ۔ «طفیلؓ» مشرف به اسلام گردیده و به سوی قبیلهاش، به عنوان داعی اسلام برگشت و همه افراد خانواده خود را به اسلام دعوت کرد و گفت: تا زمانی که شما اسلام نیاورید من در میان شما سکونت نمیکنم که همگی به اسلام گرویدند ۔ بعد قبیله «دوس» را به اسلام دعوت کرد؛ در نتیجه فعالیت او اسلام در میان آن قبیله رواج یافت(³)۔حضرت «ابوبکرؓ» در خانه خود پروردگارش را عبادت میکرد ۔ بدین جهت نمازش آشکار نمیشد ۔ بعد به فکرش رسید که مسجدی در حیاط خانهاش بسازد ۔ لذا مسجدی ساخت و در آن به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپرداخت ۔ زنان و فرزندان مشرکین نزد او جمع میشدند و ازدحام میکردند و به سوی او مینگریستند و متأثر میشدند، او مردی رقیق القلب بود و زیاد گریه میکرد ۔ هنگام خواندن قرآن از چشمانش اشک میبارید، دیدن این منظره، سران «قریش» را به وحشت انداخت ۔ به «ابن دغنه» که حضرت «ابوبکرؓ» را تأمین داده بود، پیام فرستادند و او را نزد خود فرا خوانده، و خطاب به وی چنین گفتند: ما «ابوبکرؓ» را به امان تو تأمین دادهایم مشروط بر این که در داخل خانهاش خدای خود را عبادت کند، اما «ابوبکرؓ» این شروط را رعایت نکرده و مسجدی در حیاط خانهاش ساخته و آشکارا به خواندن نماز و تلاوت قرآن میپردازد ۔ ما میترسیم که مبادا زنان و فرزندان ما را به سوی خود جلب کند ۔ از شما میخواهیم که او را از این کار باز دارید ۔ اگر دوست دارد که در خانهاش خدا را عبادت کند اجازه دارد ولی اگر اصرار ورزد که حتماً آشکارا عبادت کند و قرآن را با صدای بلند بخواند، شما امان خود را از وی پس بگیرید ۔ چرا که ما دوست نداریم عهد شما را بشکنیم و نیز حاضر نیستیم به «ابوبکرؓ» اجازه دهیم که در انظار مردم به طور علنی و آشکارا عبادت کند ۔وقتی «ابن دغنه» این سخنان تهدیدآمیز و متعرضانه «قریش» را به حضرت «ابوبکر صدّیقؓ» رسانید، حضرت در پاسخ گفت: «از امروز از حمایت و پناهندگی شما بیرون میروم و به پناه خداوند روی میآورم و راضی به پناهندگی خداوند (عزّوجل) هستم»(⁴) منابع: (¹) - سيرة ابن هشام: ج: ١ ص: ۴۱۵-۴۱۶ ۔(²) - وَاثُكْلَ أُمِّي ۔ عربها این تعبیر را هنگام سرزنش و تعجب میگفتند «مترجم» ۔(³) - همان منبع ص: ۳۸۲-۳۸۴ با تلخیص ۔(⁴) - رواه البخاري في الصحيح عن عائشة، في كِتَابُ الْكَفَالَةِ؛ بَابُ جُوَارِ أَبِيْ بَكْرٍ الصِّدِّيقِ فِيْ عَهْدِ النَّبيِّ صَلَّی اللّٰهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَعَقْدِهِ، برقم: (٢٢٩٧)، وعبد الرزاق في المصنف برقم: (٩٧٤٣) ، وأحمد في المسند (۳۴۶/۶) ۔t.me/siratalrasool