نوشته؛ دوستی از من پرسید، حالا که بازنشسته شدی چگونه روزهای زندگی را جالب میکنی؟بهش گفتم:خوبه، میگ…
انتشار: 2026/08/17 08:23 UTCدریافت: 2026/08/17 09:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 09:14 UTC
نوشته؛ دوستی از من پرسید، حالا که بازنشسته شدی چگونه روزهای زندگی را جالب میکنی؟بهش گفتم:خوبه، میگذره.مثلا همین دیروز با همسرم رفتیم فروشگاه خرید، وقتی از فروشگاه بیرون اومدیم، دیدم افسر پلیس ماشین را جریمه میکنه. ازش خواهش کردم که به بازنشستگان رحمی کند او اعتنایی نکرد و جریمه را زیر برفپاکن گذاشت. بهش گفتم؛ خیلی خریناراحت شد و جریمهای دیگر برای چراغهای ماشین که گلآلود بودن نوشت...همسرم با ناراحتی گفت: ننویس گوسفندافسر عصبانی شد به چراغ خطر هم گیر داد و جریمه نوشتمن گفتم فکر کن ماشین خودت ابله، آخه چقدر بیشعوریافسر پلیس که اختیار از دست داده بود به لاستیکهای نیمه فرسوده هم گیر داد و جریمه نوشتاز من و همسرم تقاضای ننوشتن جریمه و افسر پلیس بیاعتنا همینطور مینوشتیک ربعی طول کشید و اتوبوس در ایستگاه مقابل فروشگاه ایستادمن و همسرم سوار اتوبوس شدیمقبل از سوار شدن به اتوبوس به افسر پلیس گفتیم که ماشین مال فلانیست که همکار خودتونه،اوناهاش، داره میادچهرش دیدنی بود🆔 @shocknow 💯👈 نشر محتوای خودکار توسط ربات پست بان
