▪️▪️▪️▪️▪️▪️ می توان دید ز چشمان ترش..چقدَر درد گرفته جگرشخبر رفتن خود را آورد..با عبایی که کشیده ب…
انتشار: 2026/08/12 18:44 UTCدریافت: 2026/08/18 14:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 14:02 UTC
▪️▪️▪️▪️▪️▪️ می توان دید ز چشمان ترش..چقدَر درد گرفته جگرشخبر رفتن خود را آورد..با عبایی که کشیده به سرشصورتش خاکی خاکی شده بودبس که افتاد میانِ گذرشوسط حجره به خود می پچیدغرق تب بود تن محتضرشتشنه لب بود و میفتاد مدامعکس گودال میان نظرشاو مگر گل پسر فاطمه نیست؟پس چرا نیست کسی دوروبرش؟!قبل از آنیکه کسی برخیزد..به مدینه برساند خبرش..با سر و پای برهنه حالاپشت در آمده گریان پسرشرسم این است پسر وقت وداعمی نشیند به کنار پدرشسر او را به بغل می گیردتا بیاید نفس مختصرشجدّش اما به سر جسم علیآنقدر سوخت که خم شد کمرشهفت دفعه ولدی گفت ولی..غیر خس خس نرسید از ثمرشیک عبا بود و هزاران اکبرکربلا پرشده بود از اثرششهادت #عالم_آل_محمد، امام الرئوف، غریب الغرباء، حضرت علی ابن موسی الرضا علیه السلام تسلیت باد▪️▪️▪️▪️▪️▪️