🌹📝من ۵۵/۵/۵ را با تلویزیون سیاه سفید ،در اتاقی بدون مبل ،کنار بخاری علاءالدین ،که کتری آب روی آن…
انتشار: 2026/08/10 06:25 UTCدریافت: 2026/08/14 05:18 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 05:18 UTC
🌹📝من ۵۵/۵/۵ را با تلویزیون سیاه سفید ،در اتاقی بدون مبل ،کنار بخاری علاءالدین ،که کتری آب روی آن میجوشید ،در حال نوشتن مشق شب ،در دفتر کاهی زیستم ..۶۶/۶/۶ رابا پاترول کمیته وبا چسب ضربدری روی شیشه ،خاموشی ، صدای آژیر خطر وجنگ و عشق ایثار ، گذراندم ..۷۷/۷/۷ را در آرزوی دموکراسی وگفتگـوی تمـدنهـا ،اصـلاحـات وکمی رونق اقتصادیطی کردم ..۸۸/۸/۸ را با کتک خوردن مردم کف خیابان ، بگیر و ببند و راز بقا ،ماجراهای تقلب ، هالهٔ نـور و ... سپری کردم ..۹۹/۹/۹ را با ویروس ، میکروب ،آفتـی بنام کُـرونـا ، فاصـلـهها ،بوی مـرگ ،مسئولینِ بیکفایت ،نکبتزاده ها ، امنیت ملی ،گرانیهای تاریخی ، زنهای گرسنه و شوهردار خیابانی ، بچههای کار و زنان و مردان ،بدنبال غذا توی سطل آشغال ،وعدههای پـوچ ،دروغ ، دروغ ، دروغ ..۰۴/۰۴/۰۴ رابا بیآبی ، بیبرقی و تشنگی و مشکلاتپیش آمده ، تا پایان تابستان رفتم ..و هنگامی که وارد ۰۵/۰۵/۰۵ شدم :روزگاری ناخوش ، مردمی ماتمزده ،کشوری پردرد ، رودهای بیآب ،دریاهای خونین ، کوههای از هم پاشیده ،آسمانی ناامن ، زمینی شکاف خورده ،ووووووو ..و هزاران درد و غمهای دیگر ..من بیش از نیم قرن زیستهام وخوشترین ایامم ،روزگاری بود که در اتاق بدون مبل ،با تلویزیون سیاه و سفید و علاءالدین ،در حال نوشتن مشق شب ،در دفتر کاهی بودم ..به امید روزهای بهتر و قشنگتر برایایران و ایرانی ..🕊🌈@sheroketaab 📚




