
اشعار : #مهرمینا_محمدپور#زهرا_آذریلینک پیام ناشناس به ادمین زهرا آذری👇👇https://t.me/BiChatBot?start=sc-701003-DpilkFyلینک پیام ناشناس به ادمین مهرمینا👇👇https://t.me/BiChatBot?start=sc-d2a16d3296
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 125 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/17
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 127 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-12 تا 2026-08-18
.در سکوتی عبوسکنج اتاق تنهاییو در امتداد بوسه های حلق آویزاز سقف آرزوهایی که خاطره دار میزنندچگونه از عشق بگویندمردمک های مرطوب به راه آمدنت ؟!#مهرمینا_محمدپور @sheremehr🍃🌻
.با باد به رقص درآييددر زير باران برقصيدبا درختان به رقص درآييدتا دريابيدكه دين فقط آن نوشتههای كتاب مقدس نيستبلكه در سرتاسر هستی گسترده شده است..#اوشو@sheremehr🍃🌻
اتاق من محکمهی قضاوت است و همیشه حوالی ساعت ۲ بامداد، گناهکاری من اثبات میشود…#ناشناس
گاهی سکوت ؛یعنی اما ... یعنی اگر ...!یعنی هزار و یک دلیل ،که دل میترسد بلند بگوید ...!#سید_علی_صالحی@sheremehr🍃🌻
انگشتانی تازه میخواهم،برای دیگرگونه نوشتن ...از انگشتانی که قد نمیکشند،از درختانی که نه بلند میشوند و نه میمیرند، بیزارم ...#نزار_قبانی.@sheremehr🍃🌻
◾️ اجرای زیبا و شـاد آهنگ خاطرهانگیز « لامبادا » توسط « هاوزر »Music LambadaArtist Stjepan_Hauser«زندگی کشتی شکسته ای است !ولی ما نباید در قایق نجاتآواز خواندن را از یاد ببریم...» #ولتر@sheremehr🍃🌻
جگر گوشه کجا جز بند بند استخوانهایم وطن داری؟کجای سینه ات نزدیکتر از دکمه های پیرِهن داری ؟پُرم از دل تپیدنهای بی آزار ، گاهی خالی از خویشمکجا از جانِ من لبریزتر ، در بی قراری های تن داریبه نامِ ماه درچشمانِ شب آتش زدی خواب و خیالم راکمی شرجی تر از مرداد شد حالم ، هوای آمدن داری؟در آشوبم فقط طوفانی از هُرمِ نفسهای تو جا ماندهپناهی دِنج تر از محضر آسوده ی آغوش من داری؟به این آیینه های خسته ی مبهوت در ابری ترین فصلشکجای قصه ی شیرین مان یک روز قصد سر زدن داری؟چنان محصور کن در بازوانت انتظارم را جگر گوشهببینی تا کجا در بند بندِ استخوانهایم وطن داری.#مطهره_احمدی.@sheremehr🍃🌻
ستارهی کوچکی در کلمهای بگذارو به آسمانم روانه کنبسیار تاریکم.#منوچهر_آتشی.@sheremehr🍃🌻
زنی هر شب به جای بوسه قدری آه می نوشدشرابی مختصر با میل و بی اِکراه می نوشدپیا پِی جرعه های تلخِ را با اشتیاقی تندبه وقتِ زُل زدن در چشم های ماه می نوشدبه هم می ریزد و می بافد آن موهای صافش راکمی در خواب هم با دامن کوتاه می نوشدهوایِ بسترش گاهی کمی ابری و بارانی ستلبی از گونه اش در لحظه ای جانکاه می نوشدپناهش می شود آغوش، اما سرد و تو خالیتنَش هرشب ازین جان کندنِ دل خواه می نوشدملالی نیست جامِ حوصله لبریز تر خوب استزنی در خواب هایش جرعه ای هم آه می نوشد#مطهره_احمدی@sheremehr🍃🌻
چه کسی میفهمد در دلم رازی هست ؟می سپارم آن را،،به خیال شب و تنهایی خود... #سهراب_سپهری @sheremehr🍃🌻
.دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کنددر نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و اینجنگ بین ما دو تا را نا برابر می کندحالت پیچیده مویش شبیه سرنوشتعشق را بر روی پیشانی مقدر می کندآنقدر دل بسته ام بر دکمه ی پیراهنشفکر آغوشش لباسم را معطر می کندرنگ مویش را تمام شهر می دانند ، حیفپیش چشم عاشق من روسری سر می کندبا حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده امآب گاهی مومنین را هم شناگر می کند...دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما هرکسی را دوست دارم زود شوهر می کند#علی_صفری@sheremehr🍃🌻
سادگیم را... . یکرنگیم را... به حساب حماقتم نگذار... انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم... وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...بلد بودن نمی خواهد... دوره. دوره ى گرگهاست.....مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...#احمد_شاملو@sheremehr🍃🌻
.عاشق تک تیرانداز جبههی دشمن شدهام !ببینمش میمیرم...نبینمش میمیرم...@sheremehr🍃🌻
.باید که از لبان کبودتدر بُهت و گریه، بوسه بگیرمدر اوج خستگی بغلم کنبگذار ایستاده بمیرم...#مهدی_موسوی @sheremehr🍃🌻
درد یعنی تو نباشی بغلم ناز کنیرادیو لحظه ای آواز بنان پخش کند#علی_صفریچشمهایت؟دل من ؟کار خدا یا قسمت؟و در این قاءله تشخیص مقصر سخت است !#علی_صفریشاعر هزاران شعر خواهد داشت وقتی کهیک تار مو جامانده لای دفترش باشد#علی_صفرینخ می دهی به مردم این شهر لعنتیبیچاره من که دورترین بادبادکم...#علی_صفریدرد کمی نبود که آنشب به دخترتگفتی عزیز من به عمویت سلام کن#علی_صفریپای عشق تو به والله در آمد پدرمتازه فهمیده ام اما پدرم کافی نیست !#علی_صفریمرگ انسان بعضی اوقات از نبود نبض نیستمرگ یعنی حال من با دیدن انگشترش#علی_صفریﺑﻐﺾ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ، ﺷﺎﻋﺮ ﻧﺒﺎﺷﯽ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺳﺖﺑﻐﺾ ﻭﻗﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﺷﺪ ،ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻓﻘﻂ ...#علی_صفریدرد اگر درد تو باشد چه خیالی ست که مندلخوش داشتن خوب ترین دردسرم!#علی_صفریبنشین چای بریزم که کمی مست شویم دلخوشم کرده همین پیش تو عیاشی ها آرزویم فقط این است بگویم سر صبحعصر هم منتظر آمدنم باشی ها !#علی_صفریدوستَش دارَم وَلی این راز باشَد بینِ ماهَر کسی را دوست دارَم زود شوهَر می کُند!!#علی_صفریبا حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده امآب گاهی مومنین را هم شناگر می کند#علی_صفریچشمها به اتفاق تازه عادت می کنندسر اگر عاشق شود دیوار می خواهد فقط...چشمهای خیسم امشب آبروداری کنیدمرد جای گریه اش سیگار می خواهد فقط...#علی_صفریهمه از چشم تو گفتند و هنرمند شدندوای از آن روز که چشمت هنرستان بشود#علی_صفری@sheremehr🍃🌻
🎧 Lady (Kenny rogers)خدایا اگر تکه ای زندگی از آن من بود برای بیان احساسم به دیگران یک روز هم تأخیر نمیکردم، برای گفتن این حقیقت به مردم که دوستشان دارم ..و برای شوق شیدایی انسان را قانع میکردم که چه اشتباه بزرگیست گریز از عشق........... به یک کودک بال میبخشیدم.. بی آن که در چگونگی پروازش دخالت کنم. به سالمندان میآموختم که مرگ با فراموشی میآید نه پیری...قسمتی از وصیت نامه گابریل گارسیا مارکز@sheremehr🍃🌻
✧ کنار تو هستم✧ علیرضا قربانینترس از سفر ها که یار تو هستم نترس از خطر ها کنار تو هستم نترس از زمانه که بی اعتبار است که هر لحظه من اعتبار تو هستم چه با هم چه تنها چه حالا چه خاک چه در آسمان چه در خاک و چه دریا اگر سبز و شادی اگر زرد و غمگین اگر گرم و سرشار اگر سرد و مسکین در آتش ببینی اگر خانه ات رابرد آب، اگر کوی و کاشانه ات را بسوزی اگر سود و سرمایه ات را بگیرد ، اگر آسمان سایه ات را چه در عهد بستن چه وقت گسستن چه در اقتدار و چه وقت شکستن اگر هر چه دیدی و هر چه شنیدی هر آنجا که مانده به هر جا رسیدی روحت شاد دکتر افشین یداللهی 🕊@sheremehr🍃🌻آهنگساز: فردین خلعتبریشاعر: افشین یداللّهی آلبوم «من عاشق چشمت شدم»
…كم كم ياد مي گيری برای هيچ چيز اصرار نكنی...شدنی؛ ميشه...موندنی؛ می مونه...اومدنی؛ مياد...رفتنی هم ميره... امیدوارم به اون لحظه برسی که میگی آخیش، و اجازه میدی بالاخره صبرت از چشمهات بباره، و بعد به خودت تو آینه نگاه کنی و لبخند بزنی و بگی طاقت آوردی آدم ساده، دمت گرم…امروز برای من و شما، فقط همین…حال خوب تابستان @sheremehr🍃🌻
.گفتی : دوستت دارمو من به خیابان رفتم !فضای اتاق برای پرواز کافی نبود#گروس_عبدالمالکیان@sheremehr🍃🌻
…حالم بده، توی سرم هر روز و هر شبیه لشگر پیاده داره راه می ره !ای کاش دستای فراموشی یه لحظه از ذهن من ، تصویر چشماتو بگیرهآغوش تو تکرار میشه توی شب هاممن چند سالی هست، غرق این سرابممثل یه مامور شکنجه، عطر موهات بالا سر تختم نشسته تا نخوابم!پیراهنت می چرخه توو تاریکی شباونقدر می رقصی که سرگیجه بگیرمبالا میارم آرزوهامو رو تختمراه فراری نیست، من باید بمیرم!چون دیگه دیونه م ، صدای خنده تومثل یه سیلی می خوره هرشب به گوشمتا کی توو رویاهای من قرمز بپوشی؟تا کی قراره واسه تو مشکی بپوشم؟یک آن اگه چشمامو روی هم بذارمهی می پرم از خوابِ تو، با هق هق و جیغوقت خلاصیِ منه از این شکنجهبا قرص کمتر درد داره مرگ یا تیغ؟#پریسا_صفاریان@sheremehr🍃🌻
بدتر از این عذابیَم مگه هست؟ که نباشی به جایی بر نخوره ترس یعنی همون شب نحسی...که کلیدت به قفلِ در نخوره خونه هیچ، اون چشای روشن چی؟ اگه از خاطرم نرفتن چی؟ جنگمون جنگ نابرابر بود... تو منو داشتی، ولی من چی؟!#نگین_عسکری@sheremehr🍃🌻
.من از دورانِ تاریکی میآیماز سکوت سُکرآور خوابهااز بغض خونینِ پروانه هاو فریادهایی که در گلو حُناق شده انددستم را بگیر...!من به شوق پروازی عاشقانهدر نیلیِ چشمانتپیله تنهایی را از تن دریده امتا رها شوم از گرگ و میش وهم انگیزِ صورتک ها #مهرمینا_محمدپور@sheremehr🍃🌻
.@sheremehr🍃🌻
میپرسد از من کیستی؟ میگویمش اما نمیدانداین چهرهی گمگشته در آیینهی خود را نمیداندمیخواهد از من فاش سازم خویش را، باور نمیداردآیینه در تکرار پاسخهای خود حاشا نمیداندمیگویمش گمگشتهای هستم که در این دور بی مقصدکاری بهجز شب کردن امروز یا فردا نمیداندمیگویمش آنقدر تنهایم که بیتردید میدانمحال مرا جز شاعری مانند من تنها نمیداندمیگویمش چیزی از این ویران نخواهی یافتکاین در غبار خویشتن، چیزی از این دنیا نمیداندمیگویم و میبینمش او نیز با آن ظاهر غمگینآنگونه میخندد که گویی هیچ از این غمها نمیداند ...#محمدعلی_بهمنی.@sheremehr🍃🌻
هنوز بچهام و میفروشم از آغازتمام فلسفهها را برای یک شکلات!#مهدی_موسوی.@sheremehr🍃🌻
.آنچنانم که به غیر از تو ندارم راهیمن فقط خواستن و عشق فقط کوتاهیخسرو پرویزترین عاشق این شهر منمقصرشیرین منی! گوهر کرمانشاهیجای توضیح تولد بنویسید که ما غیر از آغوش نداریم ولادت گاهیتو و خودخواهیِ پربارتر از خواهش منمنم و خواستنی بیشتر از خودخواهیآه در سینه من ریخته بودی اماشعر بیرون زده از برکت خاطرخواهیقفس دکمه و دریاچه پیراهن تو چند وقتیست مرا کرده "کبوتر ماهی"#علی_صفری@sheremehr🍃🌻
.من ندانم به نگاه تو چه رازیست، نهانکه من آن راز ، توان دیدن و گفتن ، نتوان#غلامعلی_رعدی_آذرخش@sheremehr🍃🌻
أذكرک بإتقان فليس فوق هذهِ الأرض امرأه تنسى جرحها الأول...#غاده_السمانتو را بهخوبی به یاد میآورم، زنی روی زمین نیست که زخمِ نخستیناش را فراموش کند...ترجمه: #محمد_حمادی.@sheremehr🍃🌻
.لبخند زدن معجزه ی لب رطبی هاستدنیا به خدا تشنه ی گیلاس لبی هاستیک شاخه گل سرخ در آغوش کشیدناین اوج تمنــــــای قوطی حلبی هاستتشبیه شما به غـــــــــزل و ماه و ستارههمسایه ! ببخشید که از بی ادبی هاستناخن بجــوی ، بغض کنی ، قهــوه بنوشیاین عادت هر روزه ی آدم عصبی هاستگفتی غزلت تازه شده ، دست خودم نیستاز لطف خرامیدن چـــــــادر عربی هاست#حامد_عسکری@sheremehr🍃🌻
..."به جاهایی فکر می کردم که باید با هم برویم جاهای کوچکِ گُمنام که فقط بگویم با تو به آنجا رفته ام با هم آنجا غذا خوردیم، یا رقصیدیم... " عکس: فیلم تعطیلاتِ رُمی #آدری_هپبورن#گریگوری_پک.@sheremehr🍃🌻
اجرای زیبای ترانه «هرگز نمیگویم نرو» با صدای بانو هنگامه قاضیانی (بازیگری توانا با صدایی بسیار زیبا و جذاب )ای جان جانان ای درد و درمانهرگز نمی گویم نرودانم که ویران خواهم شد آساناما نمی گویم نروبی تو نشستن پایان ندارد دردیکه دارم درمان نداردحتی نمیجویم راه …دیدی چه کردی با برگو بارم راهی بجز دل کندنندارماما نمی گویم اه …ای جان جانان ای درد و درمان هرگز نمی گویم نرودانم که ویران خواهم شد آساناما نمی گویم نروحرفی نمی آید بر لبانم میخوانیاما از دیده گانمشوریده ی تو جانانجانم …هرگز نمی گویم جز به باراناز رنج های اینروزگاراناز داستانت ازرازهایت …ای جان جانان ای دردو درمان هرگز نمی گویم نرودانم که ویران خواهم شد آساناما نمی گویم نرو💫@sheremehr🍃🌻
با صدایِ تو همهی کتابها خوبندتو که میخوانیشان، آنطور لم داده به دیوار و من تکیه داده روی سینهی برهنهی تو، جوری که صدایت را از پوستت، از توی بدنت بشنوم. گوشم را بچسبانم بهت و صدایت حتی بمتر بشود. پرفورمنسِ اختصاصیِ تو برای من، اینطوری که هر جمله را با لحنِ خودش ادا کنی و من چشمهام بسته باشد، دستت لای موها و روی شقیقهام تکان بخورد و برای من بخوانی: تو بعدا مرا پیدا خواهی کرد، مگر نه؟ پیدایم خواهی کرد؟#کریستوفر_فرانک.@sheremehr🍃🌻
.@sheremehr🍃🌻
.اگر انسان بتواند در برابر دوست داشته نشدن دوام بياورد، تقريبا هيچ چيزى در جهان نمیتواند او را بهم بريزد.@sheremehr🍃🌻
..اگه دورم ازت، اگه تنهامشب و روز اَبریه اگه چشمامواسه از یاد بردنت بس نیستمن یه پایان تلختر میخوامخونه رو حبس کن تو تاریکیدَریو وا نذار پشت سرمهنوز اونقد غرور مونده برامقبل از اینکه هلم بدی، بپرمکاری کن اونکه میره من باشماونکه از عشق سیره من باشماونکه پر میزنه دلش واسهتاما میدونه دیره، من باشم#نگین_عسکری@sheremehr🍃🌻
.-شکلات را گاز میزنمتلخیِ قهوه را بغل می گیرمکافه را دورِ خودم میپیچماز سرمایِ نبودنت مینوشمفوت میکنم شکر را در مشتشیرِ و شکر را بهم میریزمدود سیگار بین انگشتانملیز می خورد بین نفس هایمخاکستر سیگار به روی کاشیفنجان شکست...سِیلی از خون به زیر سیگاری!کافه همیشه برای من تعطیل شددر تخت بیمارستان شنیدم میگفتند:صاحب کافـــهِ ... خودکشی را برای تو ممنوع اعلام کرده...#پیچگاژ_کریمزاده@sheremehr🍃🌻
.فکر کن تشنه یک لحظه نگاهش باشیبرود با کسی و چشم به راهش باشیفکر کن قصد کند دشمن جانت بشودو تو سرباز ترین مرد سپاهش باشیمثل سرباز زمین خورده رهایت بکندتا نفس هست ولی پشت و پناهش باشیدیگری دست به دور کمرش حلقه کندتو ولی شیفته ی صورت ماهش باشیپیش چشم همه لب روی لبش بگذاردآرزو داشته باشی که گناهش باشیفکر کن معتقد خوشگذرانی باشدو تو با چشم تر و بغض، گواهش باشیگریه ات کاسه اشکی بشود پشت سرشبرود با کسی و چشم به راهش باشی#علی_صفری@sheremehr🍃🌻
.همیشه در قفس چشمهات خواهم مانداگر پرندهی بیبالوپر قبول کنی #مهدی_موسوی@sheremehr🍃🌻
و أغار أن يُغرم أحدهم بعينيك.مجرد التفكير بكِ حياة، فكيف القربُ منكِ.----------------------به تو رشک میبرم، مباد که دگری دلباختهی چشمانت شود،محضِ اندیشیدن به تو، در حکم زندگیست، چه رسد به اینکه نزد تو باشم..#أحمد_شوقيترجمه: #محمد_حمادی@sheremehr🍃🌻
#ویگن@sheremehr🍃🌻دیوانه کویت منم چه خواهی دگر از من..
استان گیلان روستای مرکیهیکی از خوشگلترین جاهای ایرانه😍@sheremehr🍃🌻#ایران_من
♡♡میخواهم عاشق شومتا دنیا را تبدیل به پرتقال کنمو آفتاب را بدل به فانوسی برنجیمیخواهم عاشق شوم...تا پایان دهم پلیس را، مرزها را،بیرق ها را، زبان ها را، رنگ ها را، نژادها را.محبوبِ من،میخواهم تنها براییک روز دنیا را بگردانمتا جمهوری احساس را بنا کنم. #نزار_قبانی@sheremehr🍃🌻
.با موی پریشان شده آنقدر که نازیدر حفظ مسلمانی من مساله سازی !با دیدن تو قبله نمایم به خطا رفتدیگر نگرانم که بت از کعبه بسازیقدیسه من لمس تنت پنجره فولادبیمارم و ناچار به این دست درازیهر طور نگاهت بکنم قابل عرضیحالا منم و وحشت تقسیم اراضییک شهر به دنبال تو افتاده به واللهبیچاره شدم در صف صدها متقاضیآغوش تو خشخاش و لبت الکل خالصآماده شدم کار دلم را تو بسازی...من کودک سرتق که شدم سر به هوایعشق تو که سر می شکند آخر بازی#علی_صفری@sheremehr🍃🌻
منو بدزد از این کوچه و خیابونامنو بدزد از این زندگی تکراریمنو به حبس بینداز توی آغوشتشکنجه کن منو! یعنی که دوستم داری!!منو دوباره بچسبون به سردی دیواربذار اون لب وحشیتو باز روی لبملگد بزن، بزن و قفل این درو بشکن جهانی از هیجانو بریز توی شبممنو به باغ ببر تا تنفّست بکنمنذار مثل گل زینتی، خراب بشمنذار زل بزنم تا ابد به سقف اتاقمنو بدزد! نذار ذرّهذرّه آب بشمجهنّمم شو! نجاتم بده از این خوبیمنو بساز شبیه خودت: یه آدم بد!منو بدزد، از این زندگی خلاصم کنمنو ببر به اتاقت، ببند تا به ابدشبیه هیچکسی نیستم، چقد تنهام!منو بدزد یهو از میون مهمونیکبود کن تنمو زیر بارش بوسهرهام کن وسط تخت با لب خونیبدم میاد از این شهر آدم و آهناز این دویدن بیوقفه توی این ماراتونبذار خلاص بشیم از بهشت تکراریسقوط کردنو دیوونهوار تجربه کنمنو ببند به تختت، منو ببند به عشقبذار حس بکنم اون جنون دستاتوتهش قشنگه و هرچی بشه، نمیترسم!منو بگیر و بکُش! من که راضیام با توجهنّمم شو! نجاتم بده از این خوبیمنو بساز شبیه خودت: یه آدم بد!منو بدزد، از این زندگی خلاصم کنمنو ببر به اتاقت، ببند تا به ابد#مهدی_موسوی @sheremehr🍃🌻
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشیتـو صـنـم نمـیگـذاری کـه مرا نمـاز باشـد• سکانسی یک دقیقه از فیلم سینمایی بمب یک عاشقانه، و آواز "ساقی بیا" خسرو آواز ایران استاد شجریان♥️@sheremehr🍃🌻
..دردم دهی به فصلیدرمان کنی به وصلیماتم که بر چه اصلی؟درد و دوایم از توست...#حسین_منزوی @sheremehr🍃🌻
.«اخوان» گفت که «زمستان است»من نگاهی به دوستان کردمگفتم از عشق و قدرت انسان- «مطمئنم بهار میآید!بر سر هر درخت، گنجشکانباز آواز شاد میخوانند»از شبِ تلخِ سرزمین گفتماز زمستانِ آخرین گفتم- «ما قرار است غول را بکشیم...»به رفیقان خود چنین گفتم(و رفیقان که سستپیمانند!)راه دشوار بود و طولانیراه دشوار بود و ما با همو یقین داشتم که جز این راهچیزی از زندگی نمیخواهم(خاطرات خوشی که میسازیمهمگی میلههای زندانند!)تا نفهمند در دلم غوغاستخنده در اوجِ استرس کردمدستشان را گرفتم از سرِ عشقکه نگفتند و باز حس کردمهمگی ظاهرا پشیمانندخستهام از سکوت و ویرانیپوچیِ صبرهای طولانیآنچه میگویم و نمیگویمآنچه میدانم و نمیدانیدردهایی بدون درماننددوستان پای سفرهی غول ودشنههای به پشت مشغول و ↓هر کسی قیمت خودش را گفتسکس و ویزای خارج و پول و...دوستانم چقدر ارزانند!ای شبِ بی«فروغِ» تنهایی«شاید این ابتدای ویرانیست»با چنین دوستان و یارانینه! نمیشد به جنگ دنیا رفت!آه «سهراب»! کاش میشد کهتحتتأثیر الکلی شاید!در جهانی تخیّلی شاید!«قایقی ساخت» و از اینجا رفت«جای آدم، درخت بنشانند»...غول در حال خنده در قصرشدوستانم کنار سفره هنوزمن به دنبال کشتن لحظاتکشتنِ روز در ادامهی روزروزهایی که رو به پایانند!«فصلِ سرد» است و گونهها نمناکاشک «سهراب» بود یا که «فروغ»«کفشهایم کجاست؟!» تا بروممردم شهر، جز دروغ و دروغچیزی از زندگی نمیدانند«اخوان» آن «کتیبه» را چرخاندهیچچیزی بهغیر هیچ نبود...#مهدی_موسوی@sheremehr🍃🌻
مرا بـه دنجِ شبی شاعـرانه برگردانبـه شعلهٔ عطشی جاودانـه برگردانبـه رونمـاییِ انگـورهـای لبخنـدتبـه التهـابِ شبی عاشقـانه برگرداندر اتفـاقِ مجــالِ نــوازشِ دستتمرا بـه کنجِ لبی ، دلبـرانـه برگردان!مرا ببر بـه فـراموشیِ شلوغِ خیـال!مرا به حالِ خوشم بی بهانه برگردانبـه ژرفنای حضورت در آینـه سوگندمرا بـه حـالِ خرابِ شبـانه برگردان!مرا که خانه به دوشِ صبورِ معرکهامبیا به لطفِ نگاهت به خانه برگردانشبیـهِ کفتـر جَلدِ تـوأم ، بغل وا کنمرا بـه لطفِ رفاقت، به لانه برگردانمرا بـه قهوهٔ داغ و دو جُرعه آرامش!مرا به حالِ خوشِ قهوهخانه برگردان#محمد_جوکار@sheremehr🍃🌻
به دنیا آمدم تا عاشقت باشم...@sheremehr🍃🌻#ابی
به دنیا آمدم تا عاشقت باشم...@sheremehr🍃🌻
تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی.اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی! آه از نفس پاک تو و صبح نشابوراز چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی..پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بارفیروزه و الماس به آفاق بپاشی!ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!هشدار! که آرامش ما را نخراشی..هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی..#علیرضا_بدیع @sheremehr🍃🌻
به غم کسی اسیرم که ز من خبر نداردعجب از محبت من که در او اثر نداردغلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرادل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد#وحشی_بافقی |🌼🍃@Mohaghegh_elahe
.من فراموش تو نخواهم شدفکر کردی حریف من هستند؟عاشقانی که دور و بر داری..نسخه های ضعیف من هستند#علی_ایلیا@sheremehr🍃🌻
اینجوری عاشقت شدم..@sheremehr🍃🌻
. در مدتی که در این دنیا هستید، به معنای واقعی کلمه زندگی کنید.هر چیزی را تجربه کنید، مراقب خودتان و دوستانتان باشید.خوش بگذرانید، دیوانگی کنید، عجیب باشید، بیرون از خانه بروید، تلاش کنید و شکست بخورید.چون به هر حال این اتفاق میافتد پس بهتر است حتی از شکست هم لذت ببرید. سعی نکنید کامل باشید! اصلا، اصلا..!فقط سعی کنید یک نمونه عالی باشید از انسانیت...یک انسان خوب...#آنتونی_رابینز@sheremehr🍃🌻
ای زن من چه می توانم به تو بیاموزمتو درختی هستی که در تاریکی رشد میکنینیاز به آب نداری،نیاز به کود نداری،نیاز به نور نداری،تو دایره المعارفی هستی!! که تمامی جهان را در بر می گیری ،همه چیز تو از آنِ خود توستهمانگونه که بوده ای باش ...#نزار_قبانی@sheremehr🍃🌻
روزگاری، رقصی داشتی، در هر نتِ خداوند و با هر اشعهی نورش، شاهکار بودنت را حس میکردی..... «آن رقص را به یاد آر ...»@sheremehr🍃🌻رقص فولکور گرجستان نمونهای زیبا از یک سنت زنده
0 من حسادت میکنم حتی به تنها بودنتمن به فرد روبرویی لحظه خندیدنت...شاعر: الهام نظریگوینده: سارا ساور@sheremehr🍃🌻هیچکس ایکاش در دنیا به تو حسی نداشت...
بود عمری به دلم با تو که تنها بنشینمکامم اکنون که برامد بنشین تا بنشینمبی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوریبا تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم#سیمین_بهبهانی@sheremehr🍃🌻
نیاز به یک بغل خیلی خیلی گنده برای مچاله شدن دارم که حداقل برای چند دقیقهام که شده، آروم بگیرم و از مسئولیتها و دغدغههام شونه خالی کنم
کاش مرا به بوسههاى دهانشببوسدعشق تو از هر نوشاک مستىبخشگواراتر استعطر ِ الاولیننشاطى از بوى خوش جان توستو نامت خودحلاوتى دلنشین استچنان چون عطرى که بریزد.خود از این روست که باکرهگانات دوست مىدارندمرا از پس خود مىکش تا بدویمکه تو رابر اثر بوى خوش جاناتتا خانه به دنبال خواهم آمد#احمد_شاملو@sheremehr🍃🌻
.گوش کن با لب خاموش سخن میگویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست#هوشنگ_ابتهاج#علی_قمصری@sheremehr🍃🌻
🎥 فیلم ایرانی "صد سال به این سال ها"💠 نسخه اکران آنلاین 🔰 ژانر: اجتماعی خانوادگی🎞 کیفیت 480p @sheremehr🍃🌻
.چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندیده نشد یاد لبهای تو افتادم و با خود گفتم:غنچهای بود که گل کرد ولی چیده نشد من نظربازم و کم معصیتی نیست ولیچه بسا طعنهزدنهای تو بخشیده نشد ای که مهرت نرسیده است به من، باور کنهیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد عاشقت بودم و این را به هزاران ترفندسعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد #سجاد_سامانی@sheremehr🍃🌻
قطعه ماندگار و جاودانه ای ایران از استاد #محمد_نوری امروز سالروز فقدان بزرگ مرد موسیقی ایران (محمد نوری) است. هنرمندی که متفاوت بود و متفاوت خواند.او طی پنج دهه بیش از سیصد قطعهٔ آوازی اجرا کرد. ترانههای زیادی با تم میهنی چون «جان مریم»، «شالیزار»، «واسونک»، «جمعه بازار» و «ایران» را اجرا کرده است.وی پس از سالها مبارزه با بیماری سرطان سرانجام در شامگاه ۹ مرداد ۱۳۸۹ در بیمارستان جم تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد...(زاده ۱ دی ۱۳۰۸ رشت – درگذشته ۹ امرداد ۱۳۸۹ تهران) خواننده، آهنگساز و ترانهسراروحش شاد و یادش گرامی 🥀🖤 @sheremehr🍃🌻
حال خوب ❤️@sheremehr🍃🌻
مینشینم در خانهنه غمگین، نه شادنه خودم، نه هیچکس دیگر.روزنامههای پارهرزهای توی گلدانمرا به یاد او که آنها را برایام چیدنمیاندازد.امروز روز تعطیل خاطره است،تعطیل همهچیز.امروز جمعه است.#محمود_درویش @sheremehr🍃🌻
خسته شد... ولی به خوبیِ تو شک نکردآنکه بین مرگ و زندگی مردّد استگرچه ساکت است؛ با تو حرف میزند:-خانم جوان سلام! حال من بد است!-تا تویی حواسِ من به زخم و گریه نیستچشمهای تو دلیلِ بیحواسی است-فکر عشق باش و شعرِ بیخطر بگو!گرچه نان و آب و عشق هم سیاسی است!خواستم کنار تو پرندگی کنمما اگرچه خواستیم؛ آسمان نخواستغم رسید و دستهای من قلم شدندخواستم تو را بغل کنم... جهان نخواستسرنوشتِ شاعران غم و گلوله استبا کسی که مُرده است همقدم نشومن که سوختم... ولی به پای من نسوزعاشقت شدم ولی تو عاشقم نشو!در خیال فتح آشیانهام نباشدر حیاطِ من پرنده پر نمیزندساعتِ قدیمیام مناسب تو نیستقلبِ من شکسته... بیشتر نمیزندحیفِ بالهای کوچک و جوانِ تودرد کهنهی مرا گرفتهای به جانزندگیِ شاعران قشنگ و امن نیستروی بامِ خانهام نپر پرنده جان!حرفهای تلخ و زخمیِ مرا نخوانآن دهان برای بوسه است و خنده استخانمِ جوان به فکر کشتنم نباش!شعر ذره ذره مثل سمْ کشنده است...□پیرِمردِ تو پر از نیاز و خواهش استبا تو شعرِ من مریض و ناتمام نیستگرچه ساکتم... تو در پیِ گریز باشوحشیِ درون من همیشه رام نیست!...#حامد_ابراهیمپور@sheremehr🍃🌻
.بی رحم ترین خاطره! شلاق چه داریلخت است خیالم، به تنم داغ چه داریعمریست که جز حسرت از این باغ نچیدمای سیب ترین مزه این باغ! چه داریمن خشک ترین زوزه ی طوفان کویرمای برف به تن ریخته! قشلاق چه داریدر هر وجبت عشق کمین کرده به تاراجبازنده ی محض آمده، ارفاق چه داریاز دایره های تنت از هندسه عشقاز حسرت این پیکر مشتاق چه داریاز منحنی و پبچ و خم حادثه خیزتبی رحم ترین حسرت من! داغ چه داریای دکمه ی پیراهنت آغاز شکستن ای برف به تن ریخته! ای بستر بهمنبی تابم و تن تشنه ی این برف مذابمسر رفته هوای تنت از گوشه ی خوابممن مرتکب عشق تو در خواب و خیالمتو ممکن الامکانی و من بی تو محالمبی تاب ترین قوس! هوسناک ترین شعر!ای دختر اندام تراشیده ی این شعرمن دست شدم از بدنت شعر تکاندمهر منظره بر روی سرم ماشه چکاندم چون قطره ی جاری شده بر گونه خیستبا خون دلم می شوم اندام نویستبگذار تصور کنمت با سر انگشتای داد که این هندسه عشق مرا کشتمن چشم شدم بر بدنت شعر بسابمای گیجی بیرون زده از گوشه ی خوابماز عطر تنت گیجم و دیوانه ترینممن خواهش بی تاب ترین مرد زمینممن خواسته آخر پایی لب گورماز هاله ی اندام تو در حال عبورمای شعله ات آتش زده جد پدری راای خانه نشین کرده خیالت 'صفری' رامن هیزم این آتشم ای عشق بسوزانکوکم بزن و بر تن خورشید بدوزان!ای سیب ترین مزه این باغ چه داریبی رحم ترین حسرت من! داغ چه داری#علی_صفری@sheremehr🍃🌻
خیالش با من است اما حواسش را نمیدانم..❤️🩹@sheremehr🍃🌻
هر صبح که صدای تو طلوع نمیکندشبی تبعیدی و اندوهناک استو هفته در آنبه هفت قرن بدل میشود..!#غادة_السمان@sheremehr🍃🌻
ارَغوان می بینی ؟به تَماشگه ویرانه ما امده اندمانده ایم تا ببینیم نبودن رااخر قصه شُنودن دارد.......#سایه @sheremehr🍃🌻
.همیشه چشمانتدو چشمهاند در خوابهایمو همین است کهصبح که شعرم بیدار میشودمیبینم بسترم سرشار از گُلِ عشقِ توست ونمنم گیاه و سبزینه.عشق تو آفتاب است؛آنگاه کهدرونم طلوع میکنی و میبینمت.آن هنگام هم که میروی، نمیبینمت.سایهی تنم میشوی و ابر خیالمپا به پایم راه میافتی وهمراهم میشوی#شیرکو_بیکس@sheremehr🍃🌻
مبتلا باش به ورزش، به لبخند، به کتاب، به بوی خوب، به کار و رویا 💭
ابرها نیزدر این جنایت شریک بودند ...و بارانبرای شستن خونها کافی نبود ...ماه راگلوله باران کرده بودندو مردم ناداناین رنج بزرگ راخسوف مینامیدند ...#بکتاش_آبتین@sheremehr🍃🌻
سلام بر آنان که در دیدار، اندک و در یاد، بسیارند...گاهی در میان این همه هیاهو، تنها چیزی که میتواند نجاتمان دهد، یک آغوش، یک بخشش ویک لحظه کنار هم بودن است.«برگرد به خانه »√●به همراهِ زیرنویس فارسی همدیگر را در آغوش بگیرید جهان بوی باروت می دهد ......✍ بیل اوریلی 📙 کشتن پاتون@sheremehr🍃🌻
.پیراهن اگر رها کنی می میرمتا دکمه به دکمه وا کنی می میرماورژانسی ام ! تنفسم مصنوعی ستلب از لب من جدا کنی می میرمپرهیز اگر به حوری اش می ارزددیدار تو به صبوری اش می ارزدکنعان شده دکمه دکمه ی پیرهنتوقتش برسد به کوری اش می ارزداز سوی تنت هوای مرداد آمدتاراج چهل سوار بغداد آمدیک لحظه فقط دست به دور کمرت...لعنت که دوباره گشت ارشاد آمدطرح بدنت سرآمد معماری ستهمراه تو خنده هایم استمراری ستخوشحالم از اینکه انتخابت کردمخوشبختی من کنار تو اجباری ست #علی_صفری@sheremehr🍃🌻
به کسی که برایت نمینویسد مزاحم روزهایت نمیشوددربارهات نمیخواندمهمترین تاریخهای تو را حفظ نمیکندو زندگیات را پُر از کارهای شگفتانگیز نمیکندوابسته نشو.#غسان_کنفانی@sheremehr🍃🌻
.از خواب چو برخیزم، اول تو به یاد آیی.#مولانا@sheremehr🍃🌻
.با خیالت مینشینم نیمه شب در خلوتمتا ببینم روی ماهت، تشنهی یک فرصتمداغ دلتنگی نشسته بر دلم از دوری اتلحظهها را میشمارم، میخکوب ساعتمکاش بودی رو به رویم ای رفیقِ راه دورتا که میگفتم برایت مو به مو از غربتمروز رفتن دفتر شعری سپردی یادگارشاعری کردن به یادت، گشته اکنون عادتمدر تمام خاطراتم ردپایی از تو هستبا مرور خنده هایت، این چنین بی طاقتمچون سرابی در کویر از دور، سوسو میزنیتا بنوشم از نگاهت، تشنه و پر حسرتمای که همچون نقش رستم بر دل من حک شدیدرد هر تیشه کشیدن، شد تمام لذتمجز تو در رویای خود دعوت نکردم دلبریمن هم آیا لحظه ای در خوابهایت دعوتم؟#ناشناس@sheremehr🍃🌻
چیزی را کم دارم،شاید امید، شاید فراموشی،شاید یک دوست و شاید خودم را ..#محمود_درویش@sheremehr🍃🌻
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡دست عشق از دامن دل دور باد!میتوان آیا به دل دستور داد؟میتوان آیا به دریا حکم کردکه دلت را یادی از ساحل مباد؟موج را آیا توان فرمود: ایست!باد را فرمود: باید ایستاد؟آنکه دستور زبان عشق رابیگزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز رادر کف مستی نمیبایست داد....📓 دستورزبان عشق#قیصر_امین_پور@sheremehr🍃🌻
أَأُنْكِرُها ومَنْبِتُها فؤادي...چگونه اِنکارش کنم، وقتی از دلِ من روییده...#ابوالعلاء_معری@sheremehr🍃🌻
همیشه به ما گفتهاند برای رسیدن بجنگ. اما کسی نگفت که گاهی “نرسیدن” چه لطف بزرگی است!در فیزیک اصلی داریم به نام “آنتروپی”؛ یعنی همه چیز به سمت بینظمی میرود. شاید عشق هم همین است. تا وقتی دور هستی، محترمی، مقدسی و زیبایی. اما وقتی میرسی، وقتی روزمرگی مثل اسید روی رویاهایت میریزد، تازه میفهمی که آن “بت” چقدر معمولی بوده است.بعضی آدمها باید در همان دوردستها بمانند تا محبوب بمانند. نرسیدن، گاهی تنها راهِ ابدی کردنِ یک حس است. ما با رسیدن، فقط معجزهها را به عادت تبدیل میکنیم..@sheremehr🍃🌻
از اون کسی کهجامو گرفتهبپرسمیمونه یا نه…؟#احسان_رعیت@sheremehr🍃🌻
.صبح که خانه را ترک می کنم ، جوانمو شب ، پیر به خانه باز می گردمبا اندوهی هزار ساله#عباس_کیارستمی@sheremehr🍃🌻
«در آغوشم بگیر و نجاتم بده، قاتلی به دنبال من است که گاه به گاه در آینه ها می بینمش.»#داستایفسکی
خداحافظ آخرین ذوقم💔@sheremehr🍃🌻
.خوشا صبحی که او آید،نِشیند بر سر بالینتو چشم از خواب بُگشایی، ببینی شاه شاهانی#مولانا@sheremehr🍃🌻
دمنوش امروز 💅▪️و جَهنّمتَنها جای کسانیست که ؛فهمیدند دوستِشان داریم امّارفتَند...الباقی را خُدا می بَخشد !عاطفه_گلریزt.me/joinchat/AAAAAEB5NG_FVJeSCAlGiA%E2%8…
زندگی من یه جنگه با خودمتوی هر نقشی بگی می شینمگاهی فرمانده ی دشمن می شمارتش مقابلو می چینم!گاهی یه اسیر جنگی ام کهزیر هر شکنجه نعره می زنماما این عذاب، آرامشمهچون شکنجه گر،خودِ خودِ منم!گاهی وقتا مث یه سربازمخسته و بریده، اما مجبورگاهی وقتا خودمو می بینمکه جنازه مو میاره از دورتن من با تن من می جنگهزندگیم شده یه جنگ تن به تنگاهی وقتا خودی ام گاهی همغرق می شم توی نقش دشمنخسته م از جای یه لشگر بودنتوی این جنگ عجیبِ بی امونکاش یکی از ما یه دفعه ماشه رو بچکونه توو سر تک تکمون!#پریسا_صفاریان@sheremehr🍃🌻
تو معاشقه نمی دانی تو معاشقه نمی دانیاندام مرا پادشاهان بزرگ دنیا لمس کرده اندموهایم درون تمام شعرهای تاریخ جاری ستلبهایم آنقدر خون ریخته است تاکنون که بارها پیامبران منعش کرده اندو خدا در هر پیامش آن را گناه کبیره دانسته استآویزان شدن را در چوبه دار آموخته ایچه می دانی چطور می شود برگردنم آویزان شویسینه هایم بزرگترین شیاطین را فرشته کرده استماه را کشیده روی زمینقیصر را خواب ربوده است...تو معاشقه نمی دانیدستی بزن به این موهایمببین کفر مطلق استبنوش کمی از لبانمجهنمی ست از حرارت و دردتو معاشقه نمی دانی...! #شاعر : #جمانه_حداد@sheremehr🍃🌻
دمنوش امروز 🎧🎼از دل گمگشتهام بسیار میپرسی خبر....گرنه پیش توست، این پرسیدن بسیار چیست؟شهیدی_قمی@sheremehr🍃🌻
.برای جیرهی روزانهامبه من عشق بدهو قلب غمگینم را سنگین نکنحتا با ذرهای کوچک. گل سرخ را از من دریغ مداربر خطاهای من چشم ببندو رسولانت را بفرستپیش از آن که پا به جهان من بگذاری. #مرامالمصری🎬سکانس رُمانتیکی از فیلم غرور و تعصب، که البته فراز و نشیبهای تجربهی زیستهای از عشق را بازنمایی میکنه.@sheremehr🍃🌻
«کاش خانهات بودم»تا از خستگیهایت به من برگردی 🫂
میشد که یک عکس باشم توی فضای مجازیمیشد که یک گریه باشی، بعد از شب عشقبازیمیشد که یک مرد باشم در حال تعمیر کولرمیشد زنی خوب! باشی، از پختن شام راضیمیشد که یک توده باشم در حال تکثیر با رنجمیشد که در روده باشی، یک انگل بیهوازی!میشد که سلطان پیری در کشوری دور باشممیشد که در فقرِ مطلق، شبها عروسک بسازییک تکهی شیشه باشم در ازدواجی یهودییا فندکی کهنه باشی در دست سرباز نازیمیشد که محکوم باشم در صحن بیدادگاهی!با اتهامی دروغین، بازیچهی دست قاضیمیشد زنی خسته باشی، دیوانه از دست فامیلدر شامشان سم بریزی در اوج مهماننوازی!هر اتفاقی که افتاد، وقتی جهان رفت بر بادمیشد که ما بچه باشیم، خوشحال در حال بازیمیشد که من باشم و تو، میشد که تو باشی و مندر یک جهان موازی... در یک جهان موازی...#مهدی_موسوی