حق نداری با کسی از عاشقی چیزی بگوییدر میانِ شعر از چشمِ غزلریزی بگوییحق نداری غیر لبهای مرا هرگز ب…
انتشار: 2026/08/19 10:28 UTCدریافت: 2026/08/20 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 00:35 UTC
حق نداری با کسی از عاشقی چیزی بگوییدر میانِ شعر از چشمِ غزلریزی بگوییحق نداری غیر لبهای مرا هرگز ببوسیاز شراب و استکان و جامِ لبریزی بگوییحقنداری غیرِاینچشمیکهمیبارد برایتاز دو چشمِ ابری و باران برانگیزی بگویینوبهاران منی، باید همیشه سبز باشیحق نداری هیچ جا از باغِ پاییزی بگوییدستهایم را که دور گردنت دیدی، نبایدغیر من از هیچ دست و گردنآویزی بگوییحق نداری جز نگاهِ خیرهی بر آفتابتاز نگاهی پر خمار و شوقانگیزی بگوییگریهی چشم مرا بر شانههایت لمس کردیحق نداری دیگر از ابرِ بلا خیزی بگوییاز همان وقتی که روییدی در آغوشم نبایددیگر از تنپوشِخوشاندامُگلریزی بگوییای طلوعِ آفتابِ عشق در دنیای سردمحق نداری از غروبِ حسرت آمیزی بگوییبا خودتتکرار کن،منعاشقِچشمِتو هستمحقنداری با کسی از عاشقی چیزی بگویی#مجتبی_خوش_زبان🌱🌹