🔺تایپ میکند...؛ وعده پاسخ🔹جودی ابوت که برای بابالنگدراز نامه مینوشت، انتظار دریافت پاسخ نداشت. کسی به او وعده پاسخ نداده بود. قرار این بود او بنویسد و مردی که هزینه تحصیل او را میداد، فقط نامهها را بخواند. اما همان نامههای یکسویه، جهان جودی را ساختند. نوشتههایی از کلاس و کتاب، دوستی و عشق و حتی ترس و غم. خیالهایی از جوانی تا بزرگسالی و روایتهایی از زندگی روزمره که او را تبدیل به یک نویسنده کرد. رمان بابالنگدراز که در ۱۹۱۲ منتشر شد، با همین نامههای یکطرفه شکل گرفته و این شخصیت را برای ما زنده نگه داشته است.🔹اما یکی از تناقضهای زمانه ما این است که برخلاف جودی ابوت، تقریبا همیشه نشانهای از پاسخ در اختیار داریم. لازم نیست نامهای بنویسیم و هفتهها منتظر بمانیم، بلکه پیامی را حتی برای ینگه دنیا میفرستیم و صفحه نمایش به ما میگوید: «تایپ میکند...». سه نقطه کوچک ظاهر میشوند و آینده به ما نزدیکتر میشود. کسی آنسوی صفحه وجود دارد. دارد مینویسد و پاسخی در راه است.🔹اما جودی امتیاز مهم زمان انتظار را داشت که ما نداریم. بخش عمده زندگی او و زندگی زمانه او، به مدتزمانی بود که در آن میشد تخیل کرد. چند جمله نوشت و پاک کرد. صفحهای را نوشت و پاره کرد. نامهای را نوشت و فردا تمام کرد. میشد برای کسی که هنوز پاسخ نامه را نداده، دهها پاسخ در ذهن آماده کرد. پس فاصله زمانی فقط فقدان ارتباط نبود؛ فراهمآوری و فراوری ماده خام تخیل بود.💢یادداشت محمد آقاسی را اینجا بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1123652@shar…