🔺وقتی صیانت رنگ تنگنا دارد/ نقدی بر پیامدهای فرهنگی و هنری مصوبه اخیر مجلس درباره مقابله با نفوذ بیگانگان🔹هیچ جامعهای خود را بینیاز از مراقبت در برابر نفوذ بیگانگان نمیداند؛ اما مسئله اصلی آنجاست که «نفوذ» چگونه تعریف میشود و این تعریف تا کجا میتواند در بستر فرهنگ و هنر امتداد یابد. در کشوری که بنیادهای آن در پیوندی ژرف با فرهنگ استوار است، هرگاه مفهوم نفوذ از یک هشدار امنیتی محدود و دقیق فراتر رود، فرهنگ در معرض فرسایش قرار میگیرد.🔹مصوبه اخیر مجلس درباره مقابله با نفوذ بیگانگان، هرچند دغدغه حفاظت از منافع ملی را مطرح کرده است، اما در نسبت با فعالیتهای فرهنگی و هنری با پرسشهایی بنیادین همراه است. برخلاف سازوکارهای اداری و امنیتی، فرهنگ بر گفتوگو، تفسیر و چندصدایی تکیه دارد. هنر نیز به منزله یکی از زندهترین صورتهای فرهنگ، در مرز میان تجربه فردی و حیات جمعی، میان خاطره و آینده و میان امر بومی و امر جهانی در حرکت است. از این منظر، سیاستی که نسبت خود را با هنر فقط بر مدار احتیاط سلبی تعریف کند، ناگزیر بخشی از نفس خلاق جامعه را هدف گرفته است؛ چراکه هنر یکی از حساسترین میدانهای تولید معناست؛ فرصتی است تا جامعه خود را ببیند، خود را نقد کند و امکانهای تازهای برای بودن بیافریند.🔹در تاریخ اندیشه هنر، میان «حفاظت» و واژگان به ظاهر نزدیک دیگر، فاصلهای ظریف اما تعیینکننده وجود دارد. در این راستا، سیاست فرهنگی سنجیده کوشیده زمینهای امن برای شکوفایی فراهم آورد. چراکه هنر در فضای بیمزده، بهجای تجربه، به بازتولید احتیاط تن میدهد؛ بهجای جستوجو، به تکرارهای آزمودهشده بسنده میکند؛ و بهجای مواجهه با جهان، در حصار مصلحتهای کوتاهمدت گرفتار میشود. حاصل چنین روندی، نه صیانت از فرهنگ، بلکه فرسایش تدریجی سرمایه نمادین آن است.💢یادداشت مهدی یارمحمدی را اینجا بخوانید👇sharghdaily.com/fa/tiny/news-1123677@shar…